خلاصه، اینکه فیزیکی بخونیم یا الکترونیک، کاملا به روحیات و افکار خودمون برمیگرده. خوبه که نظرات مختلف رو در موردش بخونیم و ببینیم روحیات مختلف چه برخوردهایی با این مسئله دارن و در موردش فکر کنیم.
صبح موقع پیاده شدن از اتوبوس، آقای اتوبوس ران گفت نمیخواد کارت بزنید. نفهمیدم چرا. بعد از چند ساعت دیدم هفته اول مهر یگان اتوبوس رانی برای دانشجویان و دانشآموزان رایگان شده. هرچند کوچک ولی دلنشین و حس خوب.
خدا آقا رو برامون حفظ کنه. چقدر حرفهای این مرد مثل آب رو آتیشه. چقدر حس خوب و امید میده. مثل این میمونه آب گل آلود توی ذهن رو تمیز میکنه و میگه ببین ته این آب این گنجینهها هست. اینها رو قبلا گرفتی دستت چون گلی بود درست ندیدیشون. اون یکیها رو هم کف آب ببین، برو دنبالشون. فلان خطر هم اینجا هست حواست باشه. در مورد فلان گنجینههات هم با فلانی مذاکره نکنیا، هیچ تاثیری نداره. عالیه. عالی.
گفتم پرتقال یادم افتاد که چقدر الکی الکی قیمت کتابهاش شده هم اندازه کتابهای تخصصی دانشگاهی. یعنی چی که یدونه رمان ۵۰۰ تومن؟ چخبره؟
کل ویدیو یک دقیقه و سی و هشت ثانیهست. مال چند سال پیشه، حتی یک بخشهاییش خط و خش هم پیدا کرده. اما دلگرم کنندهست. اون حس نا امیدی و کرختی رو میشوره میبره.. آروم میشی.