و اما چرا. چرا؟
چه هدف و انگیزه ای پشت تحمل و به جان خریدن تمام این مصیبتها بود؟ اتفاق عاشورا چرا باید رخ میداد؟
چرا حسین قیام کرد؟
بعضیها میگن هدف امام تشکیل حکومت بود.
این حرف، نیمه درسته. یعنی کسی که به قصد حکومت حرکت میکنه، تا اونجایی جلو میره که ببینه این کار شدنیه. جایی که دیگه احتمال شدن این کار وجود نداره، وظیفهاش این هست که برگرده. در واقع یعنی اگه هدف تشکیل حکومت هست، تا اونجایی اجازه هست انسان بره که بشه رفت. اونجایی که نشه رفت، باید برگشت.
ولی مجموع اتفاقات رو که نگاه میکنیم میبینیم این نمیتونه همهی ماجرا باشه. اگه بود خیلی جاها شرایط برگشت برای امام وجود داشت. اما چرا امام برنگشت؟
بعضیها میگن که امام از همون اول میدونستن نمیتونن حکومت تشکیل بدن، فقط رفته بودن تا شهید بشن.
چون دیدن با ماندن نمیشد کاری انجام داد پس گفتند با شهید شدن کاری بکنیم؟
این بخشی از حقیقت ماجرا هست اما تمام و کمال اون نیست.
عظمت حادثه کربلا چیزی فراتر از اینکه انسان حرکت کنه و بره کشته بشه تا خونش پای ظالم رو بلرزونه و اون رو به زمین بزنه.
میشه اینطور گفت که نظر این دو دسته، در واقع درهم ریختن هدف و نتیجه بوده.
امام حسین هدفی داشتن. برای رسیدن به اون هدف یک راهی رو باید طی میکردن.
و اون راه دو تا نتیجه داشت.
حکومت.
شهادت.
که امام برای هر دو آماده بودن.
هم مقدمات حکومت را آماده میکردن،
و هم مقدمات شهادت رو.
اما هر دو نتیجه بودن.
هدف چی بود؟
هدف انجام دادن یک واجب بزرگ دینی بود که تا قبل از امام حسین هیچکس انجام نداده بود.
یک واجبی که توی ساختار فکری و ارزشی و عملی اسلام جایگاه خیلی مهمی داره.
این واجب باید به شکلی انجام میشد که درسی بشه برای همهی تاریخ.
چرا امام حسین باید این واجب رو انجام میدادن؟
چون زمینه انجامش زمان امام حسین ایجاد شده بود.
قبل از امام حسین پیش نیومده بود،
و بعد از امام حسین تا دوران غیبت هم پیش نیومد.
پس هدف انجام یک واجب دینی بود.
که به طور طبیعی دو نتیجه داشت:
یا به حکومت میرسید.
یا به شهادت.