چهارخونه
پس الان فکر میکنم که نه. توی غار موندن، محدود کردن آدمهای زندگیت و محل های رفت و آمدت چیز خوبی نیست
«چون زندگیت انقدر محدود و کوچک شده که هر طوفانی تمامش رو دربرمیگیره.»
چهارخونه
همه یه بار دلمون خواسته، حتی در حد یک فکر کوچولو، که مثل متن های تراز آقای مولایی بتونیم بنویسیم.
نویسنده مورد علاقه ات کارگاه یه دوره آموزشی روایت گذاشته و تو نمیتونی شرکت کنی چون از قبل برای این ماه چنین پولی کنار نگذاشتی.
یه شخصیت بالغی اون آخرا نشسته و داره میگه آروم باش.
ولی من نمیشنوم.
چون چرااااااااااتطدطتطذستطتطتطتستت.
سلام و درود. بینهایت از اینکه کسی یادمون بوده قلبم لرزید. ممنونم ازت. ان شاءالله ان شاءالله..