هدایت شده از زیر سقف دنیا
پس اصلاح میکنیم :
«حتی اگه توی جهنمی ترین حالت هم زندگی کردی و فکر میکردی هیچی نیستی و با کلی فکر منفی نسبت به خودت داشتی دست و پا میزدی، نا امید نشو. هنوز هم میتونی تغییر کنی. براش هیچوقت دیر نیست. فقط شروع کن به تغییر کردن و عوض کردن رفتار های اشتباه. حتی اگه این تغییر درد داشت، باز هم ادامه بده. تا از کسی که ازش متنفری و هیچ اعتماد به نفسی بهش نداری به کسی که میتونه کاری انجام بده تبدیل بشی.
چرا؟ چون خدای بینهایت رو داری. چون نمیمیره. چون پایداره. چون تو رو دوست داره. نه دوست داشتن زمینی، بلکه دوست داشتنی از جنس تعلق به خودش. دوست داشتنی که تا وقتی خدا رو بخوای دستت رو میگیره و به سمت مقصد میکشونتت. دوست داشتنی که تا وقتی که رشد رو بخوای وجود داره.»
خیلی فرق میکنه. خیلی خیلی فرق میکنه با چه پس زمینهای یک راه حل رو به کار بگیری.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
شاید برداشتهای دیگه از زاویه دیدهای دیگهای هم میشد داشت. تو ذهنم میگردم تا ببینم آیا میشه برای حرف هام توجیهی آورد؟
که بشه گفت انیمه داره سعی میکنه حرف درست رو بزنه. فعلا چیزی تو ذهنم ندارم.
حتی اگر داره سعی میکنه حرف درست رو بزنه، نمیتونه. چون نگاه توحیدی نداره.
دعوا تو این دنیا سر توحیده.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
چرا اگر پر رنگه؟
چون دیگه نمیتونم راحت به رسانه اعتماد کنم.
عروسک خیمه شب بازی هست تو دست هرکسی که بخواد اهداف خودش رو پیش ببره. همونقدر که میشه استفاده منفی ازش کرد، استفاده صحیح هم میشه داشت.
شیطان در کمینه.
حتی اگر بگیم نویسنده داستان عمدی انجام نمیده این کار رو و فقط اینجوری بزرگ شده هم، خودش نشون دهندهی نقشهی شیطانه. مسیری رو راه انداخته و داره ازش استفاده میکنه تا آدم های بیشتری رو از حقیقت زندگیشون دور کنه.
- توی چنین انیمههایی هم کافیه یه ذره چاشنی عشق و عاشقی و صحنههای عشق و عاشقی و زیبا بریزی، رسما دیگه مخاطب متوجه نمیشه چه آشی داره به خوردش داده میشه.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
و تأسف عمیق برای اینکه این ابزار، انقدر قدرتمند و خیره کننده، بیشتر دست سمت ناحق دنیاست.
و سمت حق، بهره های ناچیز میبره. هنوز اونقدر که باید توش قوی نیست.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
قوی بودن کار سمت ناحق، فقط همینقدر که تا وقتی وسط داستان بودم هیچی نفهمیدم. تو داستان بودم و داشتم زندگی میکردمش!
پس خیلی راحت میپذیرفتم.
بعد چی میشد؟ خیلی آهسته و آروم، با انیمههای ۱۳ قسمتی، نقش و اهمیت توحید توی زندگیم کمرنگ میشد. و مسیر به سادگی همون ۱۰۰ مگ اینترنت برای هر قسمت، از خط مستقیم خارج میشد..
⌛️ ؛ پایان قسمت یکم.
بعد این قضیه دیدم بله، خیلی واضحه که علت و ریشهی یک سری موضوعات، بین دنیابینی های مختلف، کاملا متفاوته.
طرف از شجاعت حرف میزنه، از مهربون بودن، از کمک کردن به بقیه، از یه سری ویژگی خوب دیگه ؛ اما علت و ریشه هاشون ممکنه کاملا درست نباشه. ممکنه کامل نباشه..
سر همین ممکنه این ویژگی همیشه برای آدم نمونه. ممکنه بر اساس معیارهای اشتباه در جای لازم به کار برده نشه.
برام دلیل نشد که دیگه برای خودم انیمه، سریال یا دیدن این چیزها رو ممنوع کنم.
اما واقعا مهمه ذهن آدم آگاه باشه چی داره به خوردش داده میشه. پس حداقل نوع محتوا رو باید سعی کرد بهتر کنترل کرد، و حواس جمع تر نگاه کرد که آدم چی یاد داره میگیره.