مثلا داشت میگفت ما این همه زحمت میکشیم عسل درست کنیم بعد آدما عسل رو میزارن تو کمدشون و اونجا نگهشون میدارن معلوم نیست برای چی. :)))
قاضی: آقای بری زنبوری شما نماینده تمام زنبورهای جهانید؟
بری: *صاف کردن گلو*
بری: بیز بیز بیززز بیز بیززز بیز بیز بیز
بری: هاهاهاها شوخی کردم
از خط زندگیم خارج شدم. یک ماهه تقریباً آگاهیم از کارهایی که دارم میکنم و ذهنم، در حد آگاهی یه فرد نیمه هوشیاره که خودش با آجر زده تو سر خودش. میدونم باید چیکار کنم ولی لازم دارم یکی دعوام کنه یا یه چیزی بهم بگه انقدر سنگین باشه که انگار زده تو گوشم تا چشمامو باز کنم.