اگر واقعا آهنگ از نظر متن و ریتم و فرکانسش واقعا مشکلی نداشته باشه که چرا باید باهاش مخالف بود؟ مسئله اینجاست که اینطور نیست. یه تعدادیشون مسائل اخلاقی دارن، یه تعدادیشون با جملات قشنگ یه تفکر منفی رو خوب جلوه میدن، یه تعدادیشون هم از نظر ریتم شدیدا مشکل ایجاد میکنن برای ذهن آدم. تمرکز رو بهم میریزن، باعث میشن روند منطقی فکر کردن توی ذهن آدم بهم بریزه، حتی طبع بدن رو هم ممکنه تغیر بدن و در طی اون حال روحی آدم هم تحت تاثیر قرار میگیره.
اصلا میتونید خودتون امتحان کنید. در یک برههای که از اتفاق خاصی در اطرافتون ناراحت یا توی استرس نیستید، گوش دادن به آهنگهای با ریتم تند، غمگین یا اونایی که گاهی متن خشنی دارن رو قطع کنید. بعد یه مدت متوجه یه تغیراتی توی حال و هوای خودتون میشید.
حالا من اصلا تخصص و یا مطالعه خاصی ندارم تو این زمینه، صرفا فقط تجربهام و شنیدههای پراکندهام رو دارم میگم. میتونید از کسانی که تخصص یا مطالعه دارن هم بپرسید. یا خودتون از منابع درست مطالعه کنید.
کسی به طور کلی با "آهنگهای اونا" که مشکلی نداره. اگر متن و ریتم واقعا درست باشن.
وارد مرحله افراط و تفریط میشه. هر چیزی که در موردش وجود داره رو مخاطب سعی میکنه به شکل زیاده روی دنبال کنه.
موزیک ویدیو، تحلیل موزیک ویدیو، فلان شو، کیدرامایی که هفته پیش بازی کرده، اون کی درامایی که کلا تو یک قسمتش حضور داشته، لباسی که تو فرودگاه پوشیده بود داشت میرفت فلان جا، رنگ موهاش، در شرایط فاجعه وار حتی دخالت توی زندگی شخصیش.
انقدر ذهن مخاطب رو مشغول میکنه که خودشم میخواد بره تو این صنعت. بد نیست آدم آهنگ بزنه و حس خوب به بقیه بده ولی خداوکیلی هدف همه کسایی که با علاقه به کیپاپ میخوان برن آیدل بشن که این نیست. خودمونیم، یه عده هم هستن، آیدل بدبخت رو حق خودشون میدونستن و چه رویا پردازیهایی که نمیکردن.
نگیم که وای اینا خیلی زیاده رویه همه اینجوری نیستن و این افکار رو ندارن، هرکسی ممکنه یک بار به این چیزا فکر کرده باشه. یا حتی یک سری افکار سطحی تری رو داشته باشه.
صاحب کمپانی اون سر دنیا نشسته داره پول پارو میکنه، اونوقت یکی اینجا گریه میکنه چون توی سرش یک سری رویاهایی که از نظر منطقی به احتمال زیاد نشدنیه رو میپرورونه و حالش به خاطر وابستگی فکری و ذهنی به آیدلش خوب نیست. بماند اگه توی دام چیزی به اسم فنفیکشن اگر نیوفتاده باشه و با فانتزیهاش خفه نشده باشه.
دلم میسوزه. نوجوان عزیز من، با اون همه استعدادی که میتونه تلاش کنه و توی زندگی واقعی خودش توشون پیشرفت کنه، همه چیزش داره حول محور آیدلش میچرخه. اگر دنبال استعدادی هم هست، مربوط به اون آیدل و کیپاپه. محدود به اونه. در مورد اونه. برای اونه.
بعد اینا فقط در مورد مخاطبه.
چرا فکر میکنید اون آیدله خیلی زندگیش گل و بلبله؟
زندگی محدود.
وجود داشتن یه سری خاص از فندوم که به شکل خاص همه جوره دنبالتن و حتی توی زندگی شخصیت هم دخالت میکنن.
یه فاجعههایی تو پشت صحنهی کیپاپ هست که اسم "صنعت برده داری نوین" رو خیلی برازندهاش میکنه.
دیگه خودتون برخوردید که یه سری آیدل از شدت فشار خودکشی میکنن. شاید بگیم استثنا هستن و کلی حمایت الان وجود داره که اینطور نشه، کمپانی با کمپانی فرق داره و ... .
ولی خب اینا فقط چیزهایی که از پشت صحنهاش شنیده میشه. کی میدونه دیگه چه چیزهایی پنهان میشه و زیر هزار تا دروغ دفن میکننش؟
گاهی فکر میکنم خب آیدله خودش انتخاب کرده این زندگیش باشه. ولی بعد به خودم میخندم. آخه به چه قیمت..
دلسوزی که فقط برای مخاطب نباید باشه.