چهارخونه
#vlog 14020104 . #Smile .
دوستان زیاد به محتوای ویدیو دقت نکنید چون صرفاً فقط جهت ثبت اون روزم گرفته بودمش. 😂
هدایت شده از بدون فصل آخر —
چیپلت با طعم باربکیو مدیترانهای ؛
یجورایی مثل چیپلتی بود که روی آتیش گرفته شده تا برشته بشه. یه ته مزهی نیمه سوختهی آتیشی با سیب زمینی میداد. بد نبود. قابل خوردن بود. ولی مورد پسند برای تمایل به ادامه دادنِ خوردن نبود. -آه کشیدن-
چهارخونه
ولی خب مثلا یادمه یه عید خیلی خوب خوندم. یعنی بیشترین ساعت مطالعه رو داشتم و احساس میکردم پیشرفت میب
آهان آهان.
یادمه یه چالش برای خودم شروع کرده بودم. هر روز چیزهایی که حس خوبی بهم میدادن یا ازشون خوشحال میشدم رو مینوشتم. حتی اگه یدونه بودن.
چون ذهن آدم توی بعضی بازه های زندگی خیلی بهم ممکنه بریزه. کنکور برای من یکیشون بود.
چالش رندومی بود. ولی خب الان یادمه ازش حس خوبی میگرفتم اون دوران.
هدایت شده از بدون فصل آخر —
از جمله سرگرمیهای یه کنکوریه mbti دوست:
حدس زدن تایپهای استاداش-
هدایت شده از بدون فصل آخر —
چای به علاوهی فیزیک، یه ترکیب فوق العادست. هیچوقت فکر نمیکردم انقدر خوردنش لذت بخش باشه تا اینکه الان امتحانش کردم و وای.
هدایت شده از بدون فصل آخر —
# روز پنجم . 14011223 .
- قسمت بیست و سوم مای هیرو 🥲.
- صبحانهای در مدرسهای خلوت.
- بگو بخندهای معلمها آخرِ سال.
- پیشرفت تو ارتباط با نیمه قطارها.
- زنگ دینی و حرفهای تلنگرانه.
- خواب عصر هنگام [البته یکم باید..]
- سونیک.
- خانواده.
- جواب چالشِ رفیق جدیدم الکسی سان.
- دیوپتاز.
- شرکت در دوره 'بینهایت شو!'
- اولین جلسات دوره.