eitaa logo
چهارخونه
106 دنبال‌کننده
108 عکس
25 ویدیو
0 فایل
‌ ‌روزمره. ‌‌ https://daigo.ir/secret/11648313861
مشاهده در ایتا
دانلود
شبتون بخیر. ممنون که مشارکت کردید خوش گذشت~
هدایت شده از 焚 ورژن قدیم
📪 پیام جدید https://eitaa.com/lets_ghod/12038 جدا از این دیلی‌های خز و خیل، یه وقتایی نمی‌فهمم چرا باید به جای لذت بردن از یه منظره یا یه لحظه به خصوص و تمرکز روش، ذهنم درگیر این باشه که نور و زاویه دروبین مناسب هست یا نه. یه وقتایی این همه عکس گرفتن عصبی‌م میکنه وقتی ممکنه عکس رو بگیرم و درنهایت ته گالری خاک بخوره. هر چند یه ایده متناقض هم هست، اینکه این عکس‌هایی که میگیرم فقط یه عکس نیستن، خوب که گوش بدم ازش صدای خنده یا گریه بلند میشه. دوست داشتم میتونستم این عکس‌ها رو چاپ کنم و تو آلبوم نگهشون دارم، نه اینکه یه وقتایی به این نتیجه برسم که صرفا حافظه گوشیم رو پر کردن و باید پاک شن. اصلا گاهی اوقات احساس میکنم به این دوران پر از چیزای هوشمند و فضای مجازی تعلق ندارم و باید برم لب دریا منزوی شم
یه ناشناس از بحث قبلیمون جا مونده، اون شب من دیگه خیلی خسته شده بودم و لینک رو برداشتم و بعدش چک نکردم تا امروز. ولی یک نکته‌ای رو هم یادم انداخت که فکر میکنم اشتراک گذاریش مفید باشه~
شما: یه خاطره تعریف کنم *قبلش بگم این اولین باره دارم آنقدر درگیر یه بحث میشم چون بحث قشنگیه ✨:)) پارسال که مدارس مجازی شد* برای یه مدت کوتاه فکر کنم بخاطر آلودگی هوا بود یادمه که یه دبیر داشتیم و هر چند وقت یکبار برامون پست های معنوی-مذهبی میفرستاد و خیلی از بچه ها واکنشی نشون نمیدادن خیلی که چه عرض کنم همشون ... و من اینجوری بودم که دوست داشتم واکنش نشون بدم ولی با خودم میگفتم هیچکی چیزی نگفته من چرا خودمو بندازم وسط*راستش خجالت می‌کشیدم ولی هرجور بود با خودم کنار آمدم و پیام دادم اون روز من تغییر کردم (جرعت بحث کردن پیدا کردم )و همش بخاطر دبیرم بود یجواری انگار بهم فرصت داد، میدون داد ،.. «ببخشید خیلی حرف زدممم🌝 ___________ خیلی خوشحالم که ۱. خاطره‌ات رو تعریف کردی. ۲. بحث اونقدری جالب بوده که جذب شدی تا صحبت کنی.
دیروز با دوستی حرف میزدم، بحث کشیده شد که آره چقدر دقیق بودن حرکت رفت و آمد اتوبوس و قطار توی بعضی کشورها خوبه. اینکه انقدر منظم هستن و به زمان اهمیت میدن. کاش تو کشور خودمون هم بود و اصلا چرا تو ایران اینطور نیست؟ بعد گفتیم که مردم ما، یکم گاهی شل میگیرن. حالا ۵ دقیقه اینور اونور بشه که چیزی نمیشه، به جای امروز فردا فلان کارو انجام بدم چیزی نمیشه که، با مداد یا خودکار روی میز مدرسه یه جمله بنویسم به کسی برنمیخوره که، اون کتاب امانت رو به جای امروز فردا ببرم اتفاقی نمیوفته که نهایت یه جریمه کوچولو میشه و ... . یا مثلا یه اتفاقاتی در یک لحظه از زندگی آدم میوفته، آدم واکنشی نشون نمیده. میگه دفعه بعد، دفعه بعد، دفعه بعد. یا بقیه کاری نمیکنن چرا پس منم بکنم؟ و مثال‌های این چنینی.
ما اتفاقات سلسه وار و نتایج و تاثیر اون‌ها رو دست کم گرفتیم.
تک تک رفتارهای ما مهم هستن و تأثیر دارند. کارها، اثر میزارن. خیلی وقت‌ها مفهومی به این بدهی ای رو فراموش میکنیم.
مثلا برای همین اتوبوس، آقای اتوبوس ران میگه که آره ۵ دقیقه دیر تر برم سر کارم و راه بیوفتم توی خط اتوبوس که چیزی نمیشه. این آقا توی خطی کار میکنه که همیشه شلوغه و مسافر زیاد داره. همین ۵ دقیقه باعث میشه حداقل حداقل ۳۰ نفر، ۵ دقیقه دیرشون بشه. این ۳۰ نفر هرکدوم میخوان یه جایی برن. یکی مدرسه، یکی دانشگاه، یکی سر کار، یکی فرودگاه و یکی ... . هرکدوم با ۵ دقیقه تاخیر میدونید چه مشکلاتی رو ایجاد میکنه؟ طرف استادش سخت گیره سر کلاس به خاطر تاخیر راهش نمیده، از درسش عقب میمونه، انرژی منفی که گرفته باعث میشه از اون درس حس بد بگیره، روزش گرفته بشه، یا حتی اون انرژی منفی رو دست به دست به آدم‌های دیگه هم منتقل کنه. یا اون یکی از پروازش جا میمونه، شاید به سختی پول بلیط رو جور کرده بوده، شاید پرواز خیلی مهم کاری بوده و جا موندن ازش لطمه مالی بهش بزنه! و هرکدوم به یک شکلی ممکنه به مشکل بخورن. نمیگیم همشون قطعیه. ممکنه برای یکی اصلا از این اتفاقات نیوفته. ولی چون اون آقای راننده، از وظیفه‌اش که حرکت رأس ساعت بوده غفلت کرده، احتمال رخ دادن این حوادث رو به وجود میاره. و دقیقا چون ما نمیدونیم که آیا این احتمال وجود داره که با اون غفلت یا کم کاری ما چه آسیب‌هایی رخ بده باید مراقب رفتارهامون باشیم.
این یه زاویه دیده، یه زاویه دید دیگه حالت مثبت این قضیه هست. این رو هم باید حدی گرفت چون سلسه اتفاقات خوبی رو رقم میزنه. "به کارهای بقیه عکس العمل درست نشون دادن."
نسبت به حوادث و اتفاقات اطرافمون، بیخیال نباشیم.
- عه دوستم داره سعی میکنه یه عادت خوب رو ایجاد کنه/ یه عادت بد رو ترک کنه، بهش حال خوب بدم و تشویقش کنم. - فلانی داره یه گوشه‌ای یه تلاشی در یک جهت مثبتی انجام میده، برم بپرسم ازش کمکی نمیخواد؟ یا حداقل برم بهش خداقوت بگم. - کتابی که از کتابخونه گرفتم از قبل گوشه‌اش کمی پاره بوده، اگه بلدم خوب چسب بزنم، اون گوشه‌اش رو بچسبونم. - داخل یه محیط عمومی نشستم، ۲ تا دونه زباله خشک گوشه کنارش افتاده، بردارم بندازم آشغال. - به آدم‌های رندوم و زحمتکشی که تو محیط جامعه میبینم و باهاشون تعامل دارم، خسته نباشید و خداقوت بگم. مردم وظایف خودشون رو باید انجام بدن ولی انرژی که این قدردانی‌ها و جملات خوب به بقیه میده، حال خوبی میده که اثرش تو کل جامعه پخش میشه. و کلییی مثال مختلف دیگه که شاید الان به ذهن نرسه ولی توی لحظات مختلف زندگی آدم بهشون بر میخوره.