چهارخونه
بزار جلد آخر رو بخونم و یکم سبک سنگین کنم در مورد گفتن اسمش. کار خوبی میکنی. میخواستم بگم نمیدون
و خب مشخصاً یه عده از این چیزها سواری میگیرن.
اصلا یادم نمیاد تا قبل بوک بلاگرا و فروشگاه های آنلاین کتابها، این چیزا انقدر همه گیر و پرطرفدار بوده باشن. شاید بودن ولی نه با این شدت و این عطش.
بدجوری بهش دامن زدن.
اولین کتابی هم که خودم دیدم یهو همه گیر شدن، فابل بود. اونم نخوندم ولی خب یه چیزایی تو این کتاب ها خیلی یکسانه.
یه دختر قدرتمند؟ یه زوج عاشقانه که درگیر روابط پیچیده میشن؟
نمیگم همشون ولی اکثرشون اینطوری نیستن؟ اشتباه دیدم؟ به نظر شما چرا؟
چهارخونه
اولین کتابی هم که خودم دیدم یهو همه گیر شدن، فابل بود. اونم نخوندم ولی خب یه چیزایی تو این کتاب ها خ
البته این حرف دقیقی نیست. ژانرها خیلی گسترده هستن.
من خوندن رمان رو اصلا رد نمیکنم. ما آثار کلاسیک واقعا قوی و زیبایی داریم. ولی رمان هایی که من اخیراً دیدم خیلی دارن دست به دست میشن.. خیلی فرق کردن. و اکثراً هم چیزهای ناجور از انواع مختلف توشون زیاده.
برای همین میگن کتاب خوندن و کلا هر هنر و سرگرمی رو دنبال کردن بدون داشتن تفکر نقادانه آسیبزاست.
میدونید بزرگ ترین مشکلی که این کتاب از نظر دیدگاهش به دنیا داره چیه؟ چیزی که باعث میشه به پوچ بودن نگاهشون بیشتر و بیشتر پی ببرم؟
« تو خیلی خوشگلی. خیلی خیلی خوشگل. »
« اما زیبایی تو محو میشه. این پوست نرم، چروکیده و پر از لک میشه. به نازکی تار عنکبوت میشه. بدنت شل و آویزون میشه. موهات بیجون و نازک میشن. دندونهات به زردی میزنن. و هرچیزی که داری و هرچیزی که هستی به نیستی بدل میشه. تو هیچ میشی. تو هیچ هستی. »
« تو از هیچ اومدی و به هیچ برمیگردی. »
چهارخونه
میدونید بزرگ ترین مشکلی که این کتاب از نظر دیدگاهش به دنیا داره چیه؟ چیزی که باعث میشه به پوچ بودن ن
درواقع دیدگاهش به انسان پوچه.