پس:
فکر کنیم. ریشه و دلایل زیاد استفاده کردنمون رو پیدا کنیم. دنبال راه حل متناسب با شخصیت و علت درگیریمون بگردیم.
گاهی ما وقت زیادی توی گوشی هستیم، فقط چون رفته بودیم یه کاری انجام بدیم ولی وسطش یهو سر از یه جای دیگه یا وسط پینترست (مثال) در آوردیم. 🦦
بعد آدم اینجوری میشه که عه! من برای فلان کار اومدم ولی الان اصلا یادم نیست چی بود-
مدیریت و استفاده آگاهانه بخشیش این هست که تمرین کنیم فقط بریم کارمون رو انجام بدیم بیاییم بیرون.
یه مطلبی بود میگفت قبلا حوصله مون سر میرفت.
مثلا یه بعد از ظهر بعد مدرسه بود. مامان و بابا خوابیدن. مشقها تموم شدن. کارتون های تلویزیون هم به پایان رسیده بود. [ زمان ما فقط چند ساعت تلویزیون کارتون میزاشت- 😂 یادش بخیر. ] بعد دیگه واقعا هیچ کاری نبود. حوصله آدم سر میرفت. نابود.
و از بین همون حوصله سر رفتنها، خلاقیت یهویی میزد بیرون آدم یه چیزی میکشید یا درست میکرد. یا یهو دو تا صفحه کتاب ورق میزد و میوفتاد روی دور خوندن.
اما الان؟ گوشی رو دست میگیریم و دیگه حوصله مون سر نمیره که چیزی از حوصله سر رفتنمون بزنه بیرون.