eitaa logo
چهارخونه
119 دنبال‌کننده
110 عکس
25 ویدیو
0 فایل
‌ ‌روزمره. ‌‌ https://daigo.ir/secret/11648313861
مشاهده در ایتا
دانلود
ما کتاب دینی رو نفی نمی‌کنیم. قشنگ بود. اما این کتاب داره به همه بچه‌های این جامعه ارائه داده میشه. اگر قرار بود کار کنه چرا یه تعدادی که کم هم نیستن نمیتونن باهاش ارتباط بگیرن؟ میتونست روند و بیان بهتری داشته باشه. و میتونست به زبون خودمون صحبت کنه اما یکم.. کم کاری توش هست. یک نکات درستی رو گفته اما بیانش جوریه که برای همه سازنده نیست. قابل لمس نیست. و بله دقیقا. معلم هم به شدت مهمه. یعنی همین کتابی که بهش نقد داریم، با معلم خوب ضعفش کمتر به چشم میاد.
البته همه اینا به تنهایی نیستا. همیشه حواستون باشه تک بعدی نگاهش نکنید. اینکه تاثیر گزاری کتاب کم بوده دلایل محیطی هم داره. دلایل خیلی زیاد دیگه ای میتونه براش وجود داشته باشه. فقط روند و بیانش نیست، فقط معلم نیست.
چهارخونه
شما: یعنی فقط من بودم که متن کتاب دینی رو دوست داشتم و می‌خوندم و ۱۹~۲۰ می‌گرفتم ؟ 🥲 (البته دبیرش
و خب میگم. بخشی از این آموزش و پرورش خود ما هم هستیم. میشه که یک کاربردی از بعضی دروس بیرون کشید. میشه از بعضیشون لذت برد. اما همه‌اش بستگی به دانش آموز داره. چند درصد دانش آموزا میتونن اون ارتباط رو بگیرن؟
یک مسائلی هست این‌ها، که باید چند بعدی نگاهشون کرد. و حالا یک سری نکاتی که تو ذهنم هست ولی چون خوابم میاد یادم نمیاد متاسفانه
روشی که حضرت یوسف اطرافیانش رو تحت تأثیر قرار داد، عمیقا برام جالب زیبا و شگفت انگیزه. با رفتار و عمل تحت تأثیر قرارشون داد. طرف خودش اومده میپرسه خدای تو کیست؟ میخواهم به او ایمان بیاورم! میتونم گریه کنم. این جایگاه که رفتار و عملت انقدر مورد رضایت خدا باشه که قلب و روح بقیه رو هم به سمت خدا بکشه.
شاید نه، ولی رسوب این هفته یکم به چشمم شبیه نقشه ایران اومد.
یک سری مطلب جدید یاد گرفتم. بر اساس اون فهمیدم سبک زندگی ما بیشتر الهام گرفته شده از سبک زندگی غربی هست. (غربی نه به معنای چند تا کشور خاص) بر اساس نوع نگاه و تعریفشون از هدف زندگی. بعضی از اعمال ما اسلامی هست، ولی برای بعضی از افراد اون هدف و نوع نگاه به زندگی به شکل غربی حالت گرفته. به خاطر همینه که حالمون خوب نمیشه. اون توقعی که داریم که اسلام همه دردهامون رو دوا کنه رخ نمیده، چون نوع نگاهمون به زندگی اسلامی نیست. شایدم بدونیم که چجوری نگاهمون به زندگی باید اسلامی باشه و اون نوع نگاه واقعی چیه ها، ولی به صورت عملی پیاده‌اش نکردیم. در نتیجه بازتاب خیلی زیادی هم توی زندگیمون نداره.
مسیر این سفر هرچی بیشتر پیش میره، بیشتر پی میبرم که درست یا غلط، یک مطالب مهمی به ما نرسیده. اگر نیوفتیم دنبالشون، از هدف حقیقی زندگیمون جا میمونیم..! اگر به این مسئله تو این دنیا توجه نکنیم، بعد مرگ کامل درکش میکنیم. ولی امان از اون حسرت که دیگه کاریش نمیشه کرد.
گاهی هم نمیدونیم از کجا باید شروع کنیم. تو ذهنمون آشوبه که خب از کجا معلوم کی راست میگه؟ پای صحبت چه کسی بشینم؟ انقدر گیج میشیم که شروع نمیکنیم. بعد از یک مدت هم اون حسی که ما رو به جنب و جوش انداخته کم رنگ میشه. نمیشه با یک جا نشستن نتیجه‌ای کسب کرد. باید از یه جایی هرچند کوچک شروع کرد. نشینیم از آسمون معجزه الهی بیوفته جلومون. اگر افتاد که ایول خداروشکر. آستینا رو بزنیم بالا نهایت استفاده رو ببریم. نیوفتاد هم اشکالی نداره، شاید داستان کشف حقیقت زندگیمون رو یه شکل دیگه باید پیش ببریم~
تا الان که فرقی نداشته پای صحبت کدوم استاد و یا آدم مطالعه کرده‌‌ی اسلامی بشینی. جامعه یعنی من. من یعنی جامعه. هرکدوم ممکنه با یک بیان متفاوت و اصطلاحات جدید سعی کنه توضیحش بده. ولی کاملا همشون این مفهوم رو میرسونند که نمیتونیم با نادیده گرفتن آدم‌های اطرافمون زندگی کنیم. نمیتونیم بگیم اونا مشکل خودشون رو حل کنن ما هم مشکلات زندگی خودمون رو. نمیتونیم خودمون رو ازشون جدا بدونیم. نمیتونیم خودمون رو ازشون جدا کنیم.