یک سری مطلب جدید یاد گرفتم. بر اساس اون فهمیدم سبک زندگی ما بیشتر الهام گرفته شده از سبک زندگی غربی هست. (غربی نه به معنای چند تا کشور خاص) بر اساس نوع نگاه و تعریفشون از هدف زندگی. بعضی از اعمال ما اسلامی هست، ولی برای بعضی از افراد اون هدف و نوع نگاه به زندگی به شکل غربی حالت گرفته. به خاطر همینه که حالمون خوب نمیشه. اون توقعی که داریم که اسلام همه دردهامون رو دوا کنه رخ نمیده، چون نوع نگاهمون به زندگی اسلامی نیست. شایدم بدونیم که چجوری نگاهمون به زندگی باید اسلامی باشه و اون نوع نگاه واقعی چیه ها، ولی به صورت عملی پیادهاش نکردیم. در نتیجه بازتاب خیلی زیادی هم توی زندگیمون نداره.
مسیر این سفر هرچی بیشتر پیش میره، بیشتر پی میبرم که درست یا غلط، یک مطالب مهمی به ما نرسیده. اگر نیوفتیم دنبالشون، از هدف حقیقی زندگیمون جا میمونیم..!
اگر به این مسئله تو این دنیا توجه نکنیم، بعد مرگ کامل درکش میکنیم. ولی امان از اون حسرت که دیگه کاریش نمیشه کرد.
گاهی هم نمیدونیم از کجا باید شروع کنیم. تو ذهنمون آشوبه که خب از کجا معلوم کی راست میگه؟ پای صحبت چه کسی بشینم؟ انقدر گیج میشیم که شروع نمیکنیم. بعد از یک مدت هم اون حسی که ما رو به جنب و جوش انداخته کم رنگ میشه.
نمیشه با یک جا نشستن نتیجهای کسب کرد. باید از یه جایی هرچند کوچک شروع کرد. نشینیم از آسمون معجزه الهی بیوفته جلومون. اگر افتاد که ایول خداروشکر. آستینا رو بزنیم بالا نهایت استفاده رو ببریم. نیوفتاد هم اشکالی نداره، شاید داستان کشف حقیقت زندگیمون رو یه شکل دیگه باید پیش ببریم~
تا الان که فرقی نداشته پای صحبت کدوم استاد و یا آدم مطالعه کردهی اسلامی بشینی. جامعه یعنی من. من یعنی جامعه. هرکدوم ممکنه با یک بیان متفاوت و اصطلاحات جدید سعی کنه توضیحش بده. ولی کاملا همشون این مفهوم رو میرسونند که نمیتونیم با نادیده گرفتن آدمهای اطرافمون زندگی کنیم. نمیتونیم بگیم اونا مشکل خودشون رو حل کنن ما هم مشکلات زندگی خودمون رو. نمیتونیم خودمون رو ازشون جدا بدونیم. نمیتونیم خودمون رو ازشون جدا کنیم.
منجی (عج) در نامهای به شیخ مفید، فرمودن یکی از رمزهای ظهور اینه که مردم اجتماع بین قلوب پیدا کنند. یعنی چی؟ یعنی وجودشون رو انقدری توسعه بدن که تمام شیعیان رو از خودشون بدونن. دردشون درد اون باشه، خوشحالیشون خوشحالی اون باشه، مشکلشون مشکل اون باشه. شنیدیم که امام رضا (ع) فرمودن: "هیچ یک از شیعیان ما مریض نمیشود، مگر اینکه ما نیز در بیماری آنان بیمار میشویم و محزون نمیشوند، مگر این که ما نیز در غم آنان محزون میشویم و شادمان نمیگردند، مگر این که ما نیز به خاطر شادی آنان شادمانیم [...] " و روایتهای دیگهای هم برای این موضوع وجود داره.
این موضوع، موضوع خیلی مهمیه. وقتی کسی رو از خودت بدونی، رفتارت نسبت باهاش خیلی متفاوت میشه!
جدید الورودا چقدررر نازن. خدایا. کاش میتونستم برم دونه دونه باهاشون حرف بزنم و بهشون تبریک بگم.
یه رشته سوالی الان اومد تو ذهنم. چطور بعضی ها چند تا فضای مجازی رو همزمان دارن و نگه میدارن؟ تمرکز ذهنیشون رو میتونن حفظ کنن؟ یا کلا متوجه این نمیشن که تعداد زیاد این نرم افزارها هرکدوم با یک سبک روی کاهش تمرکزشون اثر میزاره؟
کنار این ایتا دو تا نرم افزار دیگه داشتم، احساس میکردم بار روانیشون رو نمیتونم تحمل کنم. حالا اصلا اکانت هامم شلوغ نیستن. نهایت ۵ الی ۶ تا کانال. اینکه بعضیاشون به خاطر یک ویژگی خاصی برای کار مهمی لازم میشن به کنارا. اینکه حالا فعالیت خاصی هم نداریم ولی همزمان هم اینستا، هم پینترست، هم تلگرام، هم فلان هم بیسار و ... تو گوشی داشته باشیم، واقعا فکر نمیکنم بشه تمرکز رو درست حسابی حفظ کرد.