منجی (عج) در نامهای به شیخ مفید، فرمودن یکی از رمزهای ظهور اینه که مردم اجتماع بین قلوب پیدا کنند. یعنی چی؟ یعنی وجودشون رو انقدری توسعه بدن که تمام شیعیان رو از خودشون بدونن. دردشون درد اون باشه، خوشحالیشون خوشحالی اون باشه، مشکلشون مشکل اون باشه. شنیدیم که امام رضا (ع) فرمودن: "هیچ یک از شیعیان ما مریض نمیشود، مگر اینکه ما نیز در بیماری آنان بیمار میشویم و محزون نمیشوند، مگر این که ما نیز در غم آنان محزون میشویم و شادمان نمیگردند، مگر این که ما نیز به خاطر شادی آنان شادمانیم [...] " و روایتهای دیگهای هم برای این موضوع وجود داره.
این موضوع، موضوع خیلی مهمیه. وقتی کسی رو از خودت بدونی، رفتارت نسبت باهاش خیلی متفاوت میشه!
جدید الورودا چقدررر نازن. خدایا. کاش میتونستم برم دونه دونه باهاشون حرف بزنم و بهشون تبریک بگم.
یه رشته سوالی الان اومد تو ذهنم. چطور بعضی ها چند تا فضای مجازی رو همزمان دارن و نگه میدارن؟ تمرکز ذهنیشون رو میتونن حفظ کنن؟ یا کلا متوجه این نمیشن که تعداد زیاد این نرم افزارها هرکدوم با یک سبک روی کاهش تمرکزشون اثر میزاره؟
کنار این ایتا دو تا نرم افزار دیگه داشتم، احساس میکردم بار روانیشون رو نمیتونم تحمل کنم. حالا اصلا اکانت هامم شلوغ نیستن. نهایت ۵ الی ۶ تا کانال. اینکه بعضیاشون به خاطر یک ویژگی خاصی برای کار مهمی لازم میشن به کنارا. اینکه حالا فعالیت خاصی هم نداریم ولی همزمان هم اینستا، هم پینترست، هم تلگرام، هم فلان هم بیسار و ... تو گوشی داشته باشیم، واقعا فکر نمیکنم بشه تمرکز رو درست حسابی حفظ کرد.
راستش قلبم میاد تو دهنم وقتی در مورد ظهور فکر میکنم. (چه برسه به حرف زدن) / (به خاطر بزرگ و دقیق بودن مسئله و این که نکنه به خاطر یک جمله بالا پایین گفتن ما یک نفر، صورتش، امیدش و انگیزهاش رو از این مهم برگردونه.) مسئله خیلی مهمی هست. حرفهای مختلفی هم آدم در موردش میشنوه. ولی مکرر میشنوم که ما از اونچه که فکر میکنیم هم به ظهور نزدیک تریم.
کاش عمری بهمون داده بشه و سر فرصت بیایم اینجا در موردش صحبت کنیم.
اما خلاصه همینقدر بگم که فهمیدم، تمام ظهور، بستگی به این داره که دقیقا تک تک ما ها چیکار داریم میکنیم. یه نفر میگفت کی میگه یک دست صدا نداره؟ خوبشم داره.
کی میگه یک نفر اثر نداره؟
کی میگه یک حرکت اثر نداره؟
کی میگه یک کاری حتی کوچک اثر نداره؟
واقعا جا داره بهش فکر کنیم.
به خودم میگم فکر نکنیم ما سوم شخصی خارج از جریان زندگی جهان هستیم.
اینجوری نیست که «خب بله، یک تعدادی یا دارند در جهت ظهور پیش میرن یا برخلافش، دارن خرابکاری میکنن. من هم که خب کاری بلد نیستم. کاری نمیتونم بکنم. به دردی نمیخورم. پس میشینم از دور نگاه میکنم. کار اصلی رو اون آدمایی که دستشون به یک جایی میرسه دارن انجام میدن، من تو این دم و دستگاه یه سنگ کوچولو هم نمیتونم جا به جا کنم..»
ان شاءالله اینجوری فکر نکنیم.
ما فقط یه مشاهده کننده نیستیم.
ما خودمون اثر گذارهای حرکت این جریان هستیم. دیگه هر کدوم پیش خودمون باید ببینیم چقدر این جایگاه اثر داشتن رو درک کردیم و ازش استفاده میکنیم.
وای راستی یه چیز بامزه در مورد اینکه چرا به نظر میاد چیزهای بد قوی تر و بیشتر هستن یادم اومد، اگر بعداً ننوشتم یادم بندازید حتما بیام بگم.
در مورد ساعت خواب هم حرف بزنیم. بنده امشب رطب خورده ای هستم که منع رطب کردنم فایده نداره.