چهارخونه
بعد یک سوال فنی. فیلم و عکس گرفتن بقیه از خانم های اون وسط دیگه چه کاریه. :)))) به طور کلی فکر نکنم
چی- این خلاقانه و جالب بود.
به نظرم این خرج بیشتر ارزش آرامش روان رو داره. ولی خب کاش همه کمی فکر کنن و متوجه باشن که کارشون چقدر زشته که بخوان فیلم و عکس از بقیه بگیرن. از خودشون میخوان بگیرن، بگیرن. ولی از بقیه واقعا کار درستی نیست. حتی اگه نخوایی به کسی نشونش بدی یا هرچی. از نظر اخلاقی و قانونی کار درستی نیست.
واقعا همینه. من تنها عروسی که چند سال اخیر رفتم و واقعا به نظرم عروسی بود، عروسی رفیقم بود. حالا بعد میگم چرا به نظرم واقعا عروسی بود.
عروسی و مراسم گرفتن در ذات خودش بد نیست. جزو سنت پیامبر ‹ص› هم بوده که اقوام و خویشان و نزدیکان رو دعوت میکردن و بهشون ولیمه میدادن.
در گذر زمان و در فرهنگ های مختلف، عروسی شکل های مختلفی به خودش گرفته. اما چیزی که من فکر میکنم واقعا مشکل پیدا کرده اضافه شدن چیزهای غیر ضروری و اشتباهه.
میشه تالار مناسب تر گرفت. حتما نباید توی فلان جا باشه. میشه فقط یه نوع غذا سرو کرد. میشه آرایشگاه فلان جا نرفت. میشه خرجها رو مدیریت کرد.
ولی نمیکنن.
دلایل زیادی داره. که فکر میکنم بحث چشم و هم چشمی تو صدر لیست دلایله. متاسفانه.
بعضیا ندارن، خودشون رو تو هزار جور زحمت میندازن چون امشب فقط یک شبه. چون بقیه چی میگن؟ چون فلانی فلان جور برگزار کرد چرا من نکنم؟
خب کرد. پس فردا طرف خودش رو انداخت توی چاه تو هم بری بندازی؟ قرار نیست بقیه هرکاری کردن ما هم بکنیم. یکم فکر کنیم که این چرا رفت خودش رو انداخت توی چاه؟ کارش درست بود؟ چرا؟
بقیه همیشه یه حرفی برای زدن دارن. این ماییم که باید عقلانی تصمیم بگیریم و عمل کنیم. نه فقط برای اینکه بقیه بگن وای دیدی اون جشن استثنایی بود خوش به حالش-
بعضیا هم دارن. نوش جونشون. ولی قرار نیست چون داری، یجوری ریخت و پاش کنی که اسراف رو بزاری جیب بغلت و به تجملات هم بگی هِه.
این افراد به نظر من دقیقا مخاطب اون جملهای هستن که اینجا این رفیقمون گفت. چرا این چیزی که قراره تبدیل به تجملات غیرضروری و چشم بقیه کور کنی و اصراف بشه خرج یه حرکت مناسب تر نمیشه؟
من مخالف برگزار نکردن عروسی هستم. عروسی باید برگزار بشه. ولو در ساده ترین حالت ممکن.
چرا؟ چیزی که میخوام توضیح بدم یجور مثاله. توی مثالش گیر نکنید و صرفاً اون روش توی اون رو دقت کنید.
توی صدقه دادن ما سلسله مراتب داریم. (قطعا با احترام و حفظ شأن همشون.)
اول پدر و مادر.
بعد قوم و خویشان.
بعد دوست و رفیق و آشنایان.
در نهایت افراد دور تر و کسایی که فقیر هستن.
(توجه کنید که این اولویت بندیه. نه یه چیز طبقه بندی شده. یعنی مثلا اگه مورد اول لازم نداشت مورد بعدی اولویت داره.)
این یه سری استدلال پشتش وجود داره. ساده ترین توضیحش این هست که تو باید نزدیک ترین جایی که دستت میرسه رو درست کنی توی جامعه.