میشه تالار مناسب تر گرفت. حتما نباید توی فلان جا باشه. میشه فقط یه نوع غذا سرو کرد. میشه آرایشگاه فلان جا نرفت. میشه خرجها رو مدیریت کرد.
ولی نمیکنن.
دلایل زیادی داره. که فکر میکنم بحث چشم و هم چشمی تو صدر لیست دلایله. متاسفانه.
بعضیا ندارن، خودشون رو تو هزار جور زحمت میندازن چون امشب فقط یک شبه. چون بقیه چی میگن؟ چون فلانی فلان جور برگزار کرد چرا من نکنم؟
خب کرد. پس فردا طرف خودش رو انداخت توی چاه تو هم بری بندازی؟ قرار نیست بقیه هرکاری کردن ما هم بکنیم. یکم فکر کنیم که این چرا رفت خودش رو انداخت توی چاه؟ کارش درست بود؟ چرا؟
بقیه همیشه یه حرفی برای زدن دارن. این ماییم که باید عقلانی تصمیم بگیریم و عمل کنیم. نه فقط برای اینکه بقیه بگن وای دیدی اون جشن استثنایی بود خوش به حالش-
بعضیا هم دارن. نوش جونشون. ولی قرار نیست چون داری، یجوری ریخت و پاش کنی که اسراف رو بزاری جیب بغلت و به تجملات هم بگی هِه.
این افراد به نظر من دقیقا مخاطب اون جملهای هستن که اینجا این رفیقمون گفت. چرا این چیزی که قراره تبدیل به تجملات غیرضروری و چشم بقیه کور کنی و اصراف بشه خرج یه حرکت مناسب تر نمیشه؟
من مخالف برگزار نکردن عروسی هستم. عروسی باید برگزار بشه. ولو در ساده ترین حالت ممکن.
چرا؟ چیزی که میخوام توضیح بدم یجور مثاله. توی مثالش گیر نکنید و صرفاً اون روش توی اون رو دقت کنید.
توی صدقه دادن ما سلسله مراتب داریم. (قطعا با احترام و حفظ شأن همشون.)
اول پدر و مادر.
بعد قوم و خویشان.
بعد دوست و رفیق و آشنایان.
در نهایت افراد دور تر و کسایی که فقیر هستن.
(توجه کنید که این اولویت بندیه. نه یه چیز طبقه بندی شده. یعنی مثلا اگه مورد اول لازم نداشت مورد بعدی اولویت داره.)
این یه سری استدلال پشتش وجود داره. ساده ترین توضیحش این هست که تو باید نزدیک ترین جایی که دستت میرسه رو درست کنی توی جامعه.
طرف خیلی پولداره. چند تا خونه و زمین و ملک داره. ولی مثلا برادرش، توی قرض و قوله شدید گیر افتاده. یا خونه نداره و مستأجره.
اینجا میتونه کمک کنه، ولی نمیکنه. به جاش میره به فلان خیریه مثلا یه عالمه پول میده. کار خیر رو انجام داده ها. ولی کارش اولویت اول نبوده. :))
خیلی فرق هست بین اولویتها. بعضی اوقات ما اولویت های اول تر رو فراموش میکنیم. و میریم سراغ بعدیها. فکر میکنیم بهترین کار خیر رو داریم انجام میدیم ولی.. کار مهم تر رو جا انداختیم.
حالا ما فرض میکنیم داداشه مشکل نداره و گیر به این ندیم که شاید داداشش آدم خوبی نیست که بهش کمک نمیکنه. اصلا هرچیه، راه کمک بهش رو پیدا کن. نمیشه بیخیال مشکل اطرافیان شد چون اوه او آدمیست که اشتباه های رفتاری دارد یا قدر کمک من را نمیداند.
واقعا مورد بوده که یک نفر توی شکست مالی بدی افتاده. اقوامی که میتونستن کمک کنن و این شکست سریع تر حل بشه هیچ کاری نکردن. و من دیدم اون بندهی خدا چقدر اذیت شد تا اون بحران مالی رو رد کنه. الحمدالله. خدا همیشه روزی رسونه.
اما میدونید اون اقوامی که وقتی دستشون میرسید کمک نکردن چه چیزهایی رو از دست دادن؟
با اون پولهایی که داشتن سرمایهگذاری کردن. و کل پولشون هپلی هپو شد..
نمیگم قطعا به خاطر این بوده که به اون فامیلشون کمک نکردن. ولی به نظرم احتمالش وجود داره که مربوط باشن.
اولویت رو فراموش کردن.
من متخصص دین نیستم، ولی چیزی که توی اسلام تا الان شنیدم و خوندم این بوده که خیلی روی نظام ارتباطی انسان با اطرافیانش حساب باز کرده.
چون هر آدمی، خودش یه فامیل داره. اینا یه شبکهی بزرگ از آدمها میشن که هر کدوم اقوامی دارن. هر کدوم حواسشون به چند تا از این اقوام باشه و هرکجا دستشون رسید کمک کنن، به نظرتون خیلی مشکلات حل نمیشه؟
یعنی سیستم به طور خودکار، روابط رو جوری تنظیم کرده که مشکلات رو در خودشون حل و فصل کنن.
یکی از علتهای تأکید روی صلهی رحم همینه. حل و فصل مشکلات سیستم جامعه.
حالا بله، فلان فامیل فلان رفتار زشت رو داره. فلان جور حرف میزنه. اینجور و اونجوره. جزئیات زیاد داره. شرایط های مختلف فرق میکنه. توصیه میشه تا جای ممکن صله رحم قطع نشه.
اینکه در چه جاهایی ارتباط قطع شدنش اشکالی نداره رو از اهلش بپرسید. قطعا هرجایی نیست و شرایط داره که خودتون باید بررسی کنید.
تأکید اصلی روی صلهی رحمه.
یکی از دلایل دعوت اقوام برای عروسی و این مراسمات هم همینه. این شبکهی ارتباطی باید متصل بمونه. حتی میبینیم که وقتی فرزندی هم به دنیا میاد توصیه میشه چه کاری انجام بدن؟ آفرین ولیمه دادن.
حالا ما تازه میرسیم به اینکه خب میخواهیم عروسی بگیریم و ولیمه ای بدهیم.
چگونه عروسی بگیریم؟
قطعا نه برای اینکه دل فلان فامیل رو بسوزونیم. چون عه؟ فکر کنم برخلاف سیستم ارتباطی اسلامیه! قرار بود این سیستم مشکلات رو حل کنه نه اینکه باعث بشه یکی دلش بسوزه یا از حرص بره یه حرکتی بزنه که بگه من بهترش رو دارم و منجر به اسراف و مسائل دیگه بشه.