تو بحث انسان شناسی غربی، نکته مثبت و نکتهی منفی قابل توجهی وجود داره.
نکته مثبتش اینجاست که تجربه و پژوهش توی کارهاشون زیاده. از این جهت با ارزش و قابل استفادهست و خب اصلا چرا استفاده نکنیم؟
اما نکتهی منفیش هم دقیقا به همین مربوط میشه که فقط تجربه براشون ملاک هست. چیزی به نام روح که مادی و قابل لمس و دیدن نیست، مورد توجه قرار نمیگیره. یک سری باورهای بنیادین ما تو شالودهی این انسان شناسی غربی جا نمیگیره و باعث ایجاد تفاوتهایی میشه.
به خاطر همین خیلی توصیه میکنم که حتما با توجه به این مسئله این دست کتابها رو مطالعه کنیم.
چهارخونه
📪 پیام جدید کتاب کاش کسی اینهارا زودتر به من میگفت، تکه های یک کل منسجم که توی زمینه روانشناسی و
یه مسئلهای اینجا پیش اومده. من برای کتاب «کاش کسی اینها را زودتر به من میگفت» از هوش مصنوعی سوال کردم. نوشتهی هایم جی. گینات هست. ولی وقتی داخل گوگل جستجو میکنم کتاب «چرا تا به حال کسی اینها را به من نگفته بود؟» از جولی اسمیت بالا میاد. نمیدونم منظور شما دقیقاً کدوم کتابه؟ چون به نظر میاد اسم تقریبا مشابه ولی محتوای متفاوتی دارن.
چهارخونه
📪 پیام جدید کتاب کاش کسی اینهارا زودتر به من میگفت، تکه های یک کل منسجم که توی زمینه روانشناسی و
حالا نمیدونم دقیقا این کتاب با این عنوان به فارسی ترجمه شده یا نه، اما ازش خواسته بودم بین مطالب این کتاب و اندیشه عالمهای شیعی یه مقایسهای انجام بده. چیزی که منظورم هست اینه. گاهی مثل این کتاب، در کلیت راه حلها و مسائل با هم شباهت دارن. (هرچند نمیشه فقط به تحلیل و مقایسهی هوش مصنوعی استناد کرد. باید از قبل کتابهای شهید مطهری و ... مطالعه شده باشه و با سبک تفکراتشون آشنا بود. اینکه هر کتابی رو بخونیم بعد بدیم هوش مصنوعی مقایسه کنه رو خیلی توصیه نمیکنم، چون گاها ممکنه ایجاد سوال و شبههای کیج کننده کنه. و یا حتی ممکنه نتونه مطالب دقیق برای مقایسه استفاده کنه. اینجا چون صرفا میخواستم یه نمونهی کوچک نشون بدم ازش استفاده کردم.) اما تفاوت کلیدی در بنیان و هدفشون وجود داره که قابل تأمله.
"استفاده از مهارتهای علمی برای پیادهسازی مفاهیم اخلاقی اسلام نه تنها ممکن، بلکه بسیار مفید است." اما دقت و توجه و مطالعه میخواد. 🤝
من خودم به داستانها خیلی علاقه مندم. اگر کتابهای دینی، سیاسی، تاریخی یا ... میخونم، امکان نداره کنارشون یه رمان نباشه که دارم میخونم. نباید از خوندن کتابهای رمان خوب خودمون رو محروم کنیم.
اما واقعا خوندنشون جای دقت داره. چون کتاب هم در جایگاه خودش یک رسانه محسوب میشه!
ریشههای اون کتابها از فضای ذهنی نویسنده میاد. و با خودش میتونه افکار و باورها و عقاید مختلفی بیاره. و اینجا باید نسبت به ورودیهای ذهنمون خیلی دقت کنیم. نویسنده چه باوری رو میخواد بگه؟ چه عقیدهای رو میخواد معرفی کنه؟