من اهل عشق و عاشقى نبودم اما تو از كنارم رد شدى وجانم به دكمه پيراهنت گیر كرد.
دستهایت کجا هستند؟!
دستهایت که وقتی میگرفتمشان از وحشت سرنگون بودنم میان آسمان و زمین خالی میشدم.
- فروغ فرخزاد
از من نپرس چگونه ام؟ من همیشه دلتنگ توام وقتی راه میروم وقتی می نشینم از خود بی خود میشوم آنجا که تو را به جای تو در چیز دیگری جستجو میکنم، اشیائی، آهنگی خاطره ای. من عجیب پیش تو گیر کردم.