من نمیتوانم به تو بفهمانم؛
نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه میگذرد
من حتی نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم.
اگر سخن میان من و تو پایان یافت
راه های وصال قطع شدند
و جدا و غریبه گشتیم
از نو با من آشنا شو؛
@Play_Chavoshi
892K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خسته و در به در شهر غمم...
@Play_Chavoshi
میانِ استخوان های خُرد شده ام؛
اما "امید" تقلا میکند برای روییدن..
@Play_Chavoshi
صبح است غزل بار کنم نوش کنیم؟
یا چای بیاورم، بَنان گوش کنیم.
@Play_Chavoshi
کوه غم بودم ولی در چهرهام لبخند بود؛
در جوانی پیر گشتم خندهها ترفند بود.
در من بسیاری چیزها از بین رفته است که گمان میکردم تا ابد ماندگارند.