دیگر حضورش برایم ارزشی نداشت، وقتی به یاد میآوردم که من در آتش میسوختم و او چنان رفتار میکرد، گویی غریبهای و گناهکاری بیش نیستم.
چاووشیسیگارتم مگه هی ترک می_کنی_.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
00:26
سیگارتم مگه هعی ترک میکنی؛
@Play_Chavoshi
درحالی که سجده میکرد،و گریه امانش نمی داد گفت:
یاالله، تو می دانی و آن ها نمی دانند؛
آیا نبودن تو را می کشد؟
مرا حضور سرد و بی جانی که
شبیه نبودن است می کشد.
@Play_Chavoshi
پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد؛
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببـین خـواب چشـمات؛ بـا چشـمام چـه کـرده..
دنبال دلم رفتم و ویران شدم از غم.
هر آنچه که آمد به سرم کار دلم بود.
آن چنان خسته و دلگیر از این زندگی،
روز مرگم را بدانم، شب زِ شوقش بار رفتن بسته ام.
برای فرار از خیابان به خانه برمیگشت، ولی به محض ورود به چهار دیواری اش باز دوست داشت به خیابان برگردد،
رنج میبرد که چرا به هیچ جا تعلق ندارد؛
@Play_Chavoshi