احساساتی در وجودم طغیان کرده که با کلمات، توان بیانشان را ندارم. ایکاش از نگاهم آنها را ببینی...
@Play_Chavoshi
از من میخواست که مراقب خود باشم.
حتی در آخرین خداحافظیِمان، او فقط گفت : مراقب خودت باش !
نمیدانست، حواسش نبود، یا شاید تصور نمیکرد که همین یک جمله ساده بعد از رفتنتش، چگونه به راحتی اشکهایم را سرازیر میکند ...
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه خواب راحتی دارم..
نه مایلم به بیداری:))
@Play_Chavoshi
"همه شب دست در آغوشِ خیالت دارم."دیوانه خواهد کرد ما را دردِ این دوران...
خبر از آمدنت من که ندارم تو ولی
جان من ، تا نفسی مانده خودت را برسان...
@Play_Chavoshi
تویه دنیا هم نشد، برزخ که پیدا کردمت
می نشینَم تا قیامت، با تو صحبت می کنم..
گاهی میخندید و گاه در چنان غمی فرو میرفت ، که انگار سنگینترین غم جهان را بر شانهاش حمل میکند .
@Play_Chavoshi
لابه لای خنده های جمع یادت میکنم؛
خیره ماندن به نقشِ روی قالی ساده نیست..