غروب جمعه ، شهریست
که هیچ قطاری از آن نمیگذرد
هیچ چراغی در آن نمیسوزد
و تنها رهگذرانش ، دلهایه دلتنگ هستند..
شب بخیر ای نازِ چشمانت،
شرابِ نابِ من!
مثل هرشب وعده دیدار ما، در خوابِ من..
نمیدانستم چرا میخواهم بگریم ، اما میدانستم اگر کسی با من حرف بزند یا دقیق نگاهم کند ، یك هفته تمام خواهم گریست .
@Play_Chavoshi
از دست عزیزان چه بگویم؟
گله ای نیست
گر هم گلهای هست
دگر حوصلهای نیست
𝑷𝒍𝒂𝒚𝒍𝒊𝒔𝒕/کافـه چاووشـی؛
زیادی جمعه بود:)))))
تا جمعه آینده غم این جمعه تو تنمه.
من میروم و قطعا دیگر برنخواهم گشت؛ ولیکن بدان که در راه رفتن ، بارها و بارها و بارها به پشت سر نگاه خواهم کرد .
@Play_Chavoshi