سَر به راه بودم و یک عمر نگاهم به زمین ،
آمدی سر به هوا ، چشم به راهم کردی :) )!
‹ پناهگاه شعر ›
- تو در قلمرویِ جغرافیایِ خاطرِ من ،
به یاد مانده ترین اتفاقِ تاریخی🫀🌱! ›
- درد یعنی ك بخواهی بشوی مرهم ِ او ،
او خودش زهر شود، کام تو را تلخ کند :) )!
‹ پناهگاه شعر ›
تا زمانی ك تو هستی غزلم جان دارد ،
شعر من با تو فقط شور فراوان دارد ،
تا زمانی ك تو هستی دل من میخندد ،
بی تو چشمان دلم نم نم باران دارد ،
تا زمانی ك تو هستی همه جا سرسبز است
بی تو اما همه جا شکل بیابان دارد ،
تا زمانی ك تو هستی چه بهاری دارم ،
بی تو هر فصل دلم سوز زمستان دارد ♥️!