‹ پناهگاه شعر ›
◝نگاهتمیکنمخاموش و خاموشیزباندارد
زبانعاشــقانچشماستوچشماز دلنشاندارد◟
‹ رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ما بود دلارام جهان شد
در اول اسایشمان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادنمان بود خزان شد🤎🍂 ›
‹ پناهگاه شعر ›
در خیالم با خیالت، بی خیالِ عالمم . . .
تا که هستی در خیالم، خوش خیالِ عالمم🤍›
جز آه نمیآید از این قلبِ پُر از درد
اینقدر مَزَن چنگ به سازی که شکسته است .