من زارترین شاعر شهرم شدهام
بیمارترین شاعر شهرم شدهام
از بس که دریغ میکنی چشمت را
کم کارترین شاعر شهرم شدهام .
من نمیخواهم بمانم غیر تو با هیچ کس . .
یا شما، یا تو عزیزم، یا خودت، یا هیچ کَس !
‹ پناهگاه شعر ›
‹ از نگاه روی تو، دل سیر میگردد مگر؟!
آخر آدم با تو باشد، پیر میگردد مگر 💛` ›
بس که ما را کلکِ قسمت کرده رنگآمیزِ درد
صورتِ دیوارِ ما در هایهای گریه است!💔:)"
‹ پناهگاه شعر ›
مثل دیروز تو را دوست ندارم دیگر
متحول شدهام دوست ترت میدارم..(:
شکستم زیر بارِ بیوفاییهای پنهانت
نمانده از منِ عاشق، بهجز نامی ویرانت
گمان کردی همیشه منتظر میمانم اما
گذشتمازتووازهرچهبودرؤیایچشمانت🥲❤️🩹