روزی ك دلت پیش دلم بود گرو،
دستان مرا سخت فشردی ك نرو!
روزی ك دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو!
زمانی که همه اندوه مرا انکار میکردند،
تو غمِ من، و خودِ غمگینم را پذیرفتی❤️🩹: )
‹ پناهگاه شعر ›
-از نگاهِ روی تو دل سیر میگردد مگر؟
آخر آدم با تو باشد پیر میگردد مگر؟🤍"
عاشقی دل میدهد ، معشوقهای دل میبرد ؛
بُرد در بُرد است و من مشغولِ حسرت بردنم:)
نیست یک ساعت قرار این جانِ بیآرام را
یا رب آن آرامِ جانِ بیقرارِ من کجاست؟
‹ پناهگاه شعر ›
مرا در کودکی شوقی دگر بود . . .
خیالم زین حوادث بی خبر بود🥲♥️›
« میانِ جمع بغضی میفشارد این گلویم را
مبادا اشکِ چشمانم بریزد آبرویم را :) !