به دیدارم نمیآیی چرا؟ دلتنگ دیدارم
همین بود اینکه می گفتی وفادارم وفادارم؟
ز تمام بودنی ها، تو ، همین از آن من باش
که به غیر با تو بودن، دلم آرزو ندارد:)
‹ پناهگاه شعر ›
آنچنان جای گرفتی تو به چَشم و دل مَن . .
که به خوبان دو عالم نظری نیست مرا 🤍›
مثل ِ عادت نیستی تا ساده انکارت کنم ..
تو نفسهای ِ منی ، باید که تکرارت کنم :)
‹ پناهگاه شعر ›
مثلِ نفس هایم دوستَت دارم ؛
همانقدر بی اختیار ؛ همانقدر تا پای جان : )