زلزله با بم نکرد آن چه تو با من کرده ای
آنچه با من کرده ای با دیگری دیگر نکن💔
تو اگر درد شوی رنج شوی پنجه به قلبم بکشی،
من باز تو را ، باز تو را ، باز تو را میخواهم . .
‹ پناهگاه شعر ›
آن چنان جای گرفتی تو به چشم و دل ِ من
ك به خوبان ِ دو عالم نظری نیست مرا♥️:)!
نمیدانم چرا اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش میگریم:)
خوش آمدی ، بنشین که چایِ تازه دم دارم
آه ای خیالِ دلنشین ، بنشین که غم دارم
‹ مبتلا گشته ام و هیچ جلو دارم نیست ،
چه بخواهی چه نخواهی به تو میاندیشم ›
ماندنی را وِل کنی، پیش تو میمانَد ولی...
رفتنی، با وصله و زنجیر، آخر میرود!
گفته بودم دل نمی بازم ولی دیدی چه شد؟
آمدی با دیدنت بیاختیار عاشق شدم . . ♥️😭