- دیگر آن حالا چرا؟! معنی ندارد شهریار ،
هر زمان برگردد او جانم فدایش میکنم!🥲🫀
زنی را می شناسم من ،
ك شعرش بوی غم دارد ،
ولی میخندد و میگوید:
ك دنیا پیچ و خم دارد💆🏻♀️❤️🩹!
‹ پناهگاه شعر ›
به عشقت هرکسی شاعر شد از میدان به در کردم؛
زمانی مولوی و ایناواخر هم پناهی را
- چرا بيهوده میكوشى ، ك بگريزى ز آغوشم؟!
از اين سوزنده تر هرگز نخواهى يافت آغوشى❤️🩹 :))!
‹ پناهگاه شعر ›
- این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود
من عاشق او بودم و او عاشق او بود :))!