‹ پناهگاه شعر ›
به عشقت هرکسی شاعر شد از میدان به در کردم؛
زمانی مولوی و ایناواخر هم پناهی را
- چرا بيهوده میكوشى ، ك بگريزى ز آغوشم؟!
از اين سوزنده تر هرگز نخواهى يافت آغوشى❤️🩹 :))!
‹ پناهگاه شعر ›
- این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود
من عاشق او بودم و او عاشق او بود :))!
◟ غالباً «حالِ شما؟» «عرضِ ادب!»خوبی ك؟
عشقِ پنهانی توست پشتِ سوالِ الکی . . 🍓 ◝
- از درون، آشفته و ظاهر چو کوهی استوار؛
رنجها اینگونه ما را مرد بار آوردهاند 🥲💔