- برق ِ چشمان ِ تو را دیدم و دیوانه شدم ،
بارها مردم و صد بارِ دگر زنده شدم🥹🫀 :))!
‹ پناهگاه شعر ›
- مثلِ غزل ِ پختهی سعدی است نگاهت ،
هر بار مرورش بکنم باز قشنگ است! . .
اگر چه من به یادت هستم و هَمواره میمانم
ولیکن تو مرا از ياد خواهى برد ، مىدانم ..
تو هَم دلتنگی و هم بیقراری در خیالاتم
تو من را دوست داری عاشِق این احتمالاتم :)
مهمان ِ دلم باش ، دلم جای ِ بدی نیست ،
این خانه به غیر از تو سرای احدی نیست! ›
‹ پناهگاه شعر ›
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند ،
تو چنان در دل من رفته ك جان در بدنی🫶
دلی ك در دو جهان جز تو هیچ یارش نیست ،
گرش تو یار نباشی ، جهان به کارش نیست! ›