‹ پناهگاه شعر ›
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند ،
تو چنان در دل من رفته ك جان در بدنی🫶
دلی ك در دو جهان جز تو هیچ یارش نیست ،
گرش تو یار نباشی ، جهان به کارش نیست! ›
من به چشمان ِ تو سوگند ك دل باخته ام ،
جز تو ، هرگز نرود فکر و خیالم ز جهان! ›
‹ پناهگاه شعر ›
‹ - یک فنجان چای میخواهم و کسی ك ،
بشود با او حرف زد و پشیمان نشد ☕️❤️🩹!
چه کسی میداند
ك تو در پیله ی خود ، تنهایی؟
چه کسی میداند ،
ك تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیله ات را بگشا ،
تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی! ›
#سهراب_سپهری
- حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست ،
از بغض ِ عمیق به گلویم گلهای نیست❤️🩹 :))!
- خوش به حال من ك جایم قلب زیبای تو شد ،
چشمهایم محو در چشم ِ فریبای تو شد :))!
میگه که :
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غمانگیزترین حالت غمگین شدن است . .