‹ پناهگاه شعر ›
بوسه هم دیگر نمیبخشد به دل آرامشی ،
دست بگشا و مرا در کنج آغوشت نشان .
‹ پناهگاه شعر ›
کنار قهوه مینوشم تمام خاطراتت را ،
که شیرین میکند رویای تو هر زهرماری را .
دل به دلدار سپردن کار هر دلدار نیست ،
من به تو جان میسپارم ، دل که قابل دار نیست :)
‹ پناهگاه شعر ›
با آن صدای خاص برایم غزل بخوان
تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو:)