این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
تازمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟
کار خیر است اگر این شهر، مسلمان دارد
خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!
شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی
من به تو، او به نماز خودش ایمان دارد
اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سرّیست که با موی پریشان دارد