تا کمی دور شدی از برِ من این دل زار
ابر وباران شد و بارید و دلم رفت زِدست
رو به صحرا بنمودم که دمی تازه کنم
لحظه ای عطرتوپیچید و دلم رفت زِدست
صفرِساعت تو زِ من، نام ونشان میطلبی!؟
من همانم که تورا دید و دلم رفت زِدست
من راضیام به اين که خداحافظی کنیم
جامی دگر بچین که خداحافظی کنیم
دل کندم از کسی که دل از من بریده بود
صدبار پیش از اينکه خداحافظی کنیم