eitaa logo
احساسی که‌ دوستش‌ می‌دارم
184 دنبال‌کننده
28 عکس
17 ویدیو
0 فایل
جایی که می‌تونم راحت نفس بکشم؛ لابلای حرف های نگفته که با قافیه آذین بندی شدن صحبتی‌داریدبفرمایید: https://abzarek.ir/service-p/msg/4446260
مشاهده در ایتا
دانلود
عید قربان است عید امتحان امتحان یک پدر با یک جوان
هردو راضی بر قضا بودند و بس هردو تسلیم خدا بودند و بس
سر به فرمان خداوندی سپرد آن جوان را سوی قربانگاه برد
خنجرش بنهاد بر حلقوم او چشم برداشت از سفیدی گلو
هرچه ابراهیم خنجر میکشید بانگ قَد صَدَّقتَ رؤیا میشنید
گفت ای خنجر ببر گفت ای خلیل اَنتَ تأمُرنی و یَنهانِی الجَلیل
جای این فرزند ای نیکو سیَر گوسفندی بهر قربانی ببر
مادر آمد دست فرزندش گرفت بوسه از رخسار دلبندش گرفت
دید جای تیغ را بر آن گلو طاقت از کف داد و افتادی به رو
جای مادر بود خالی کربلا تا کُند از دل نوا وا اکبرا
کربلا هم یک خلیل الله داشت اسمعیلی داشت قربانگاه داشت