هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
پاسخی از یک استاد دانشگاه به پیام فرمانده هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
برادر بزرگوارم، سردار رشید ملت، جناب آقای سید مجید موسوی!
سلام و بهراستی درود خدا و خلق خدا بر شما باد.
اینجانب، بیژن عبدالکریمی، به عنوان یک معلم سادۀ دانشگاهی و فردی که تمام زندگی حقیقی خودش را وقف فرهنگ و صیانت از کیان فرهنگ و خرد دینی و معنوی ایران، این سرزمین پاک و با آن مردم نجیب و بینظیرش، ساخته است، خاضعانه و خاکسارانه بر دستان و بازوان همۀ سربازان شجاع و غیور مام وطن بوسه زده، به شما، در مقام فرمانده هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بالاتر از آن، در مقام یک پاسدار ایرانزمین، اعلام میدارم که نه تنها به شجاعت و خردمندی نیروهای مسلح و دفاعی کشورم در عرصۀ میدان و رزم، بلکه به عقلانیت و شعور استراتژیک شما در میدان دیپلماسی نیز عمیقاً باور داشته، خواهان تبعیت دیپلماسی کشور، که گاهی از شائبههای غربپرستی و منطق ترس و تسلیم به دور نیست، از منطق میدان، و نه برعکس، هستم. بیتردید و به حکم عقلانیت، اینجانب رأی و نظر آنانی را که با جان و قطرات خونشان در میادین وفاداریشان به ملت را تا آخرین حدهای ممکن نشان دادهاند، بر رأی و نظر کسانی که دل در هوای غرب و فرهنگ رفاه داشته، و حتی بعضاً از شائبۀ فساد مالی رنج میبرند، ترجیح داده، تا آخرین قطرۀ خون و تا آخرین نفس در جنگ ناجوانمردانه و پرفریب آمریکا و اسرائیل در کنار شما بوده و خواهم ماند.
با عشق و خاکساری
بیژن عبدالکریمی
۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵
هدایت شده از اتاق جنگ
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥 امشب؛ ساعت ۲۲:۰۰
برای ایران، چارهای جز گفتوگو نداریم
قسمت اول ویژهبرنامه «بر مدار ایران» امشب در یوتیوب و آپارات «اتاق جنگ» منتشر میشود.
تماشای این قسمت، مواجههای صریح با بحرانهایی است که همه ما در زندگی روزمره با آنها دستوپنجه نرم میکنیم.
بخشی از تقابلهای تماشایی این قسمت:
♦️ مهمانان منتقد:
«مسئله اسرائیل و فلسطین به منِ ایرانی چه ربطی دارد؟»
«چرا جمهوری اسلامی بچه خودش رو گردن نمیگیره؟ این طبقه متوسط وقتی صداش رو نمیبینه، حس بیهویتی بهش دست میده.»
«بخش بزرگی از جامعه ما میگن بذار بزنه، ما هم کشته بشیم، آمریکا بیاد و کلاً راحت بشیم! این یک بیماریه یا بینش عمیق اجتماعی؟»
🔹 بیژن عبدالکریمی:
«اگر الان دستها را بالا ببریم و تسلیم شویم، این برای کشور یک فاجعه است.»
«اروپاییها امتگرا هستند و اتحادیه اروپا تشکیل میدهند چون در برابر آمریکا ضعیفاند؛ ما هم نیازمند یک اتحادیه در جهان اسلام هستیم.»
«بچههای حوزه دفاعی و موشکی ما شاهکار کردند؛ هیچ بخشی از این کشور همسطح آنها عمل نکرده است.»
@otaqejangmedia
هدایت شده از اتاق جنگ
بر مدار ایران
📍 قسمت اول
برای ایران، چارهای جز گفتوگو نداریم
🔹 در روزهایی که تنشها و اتفاقات تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل به اوج خود رسیده و اضطراب جنگ بر جامعه سایه انداخته است، ما در «اتاق جنگ» تلاش کردیم فراتر از هیجانات رسانهای، روی دفاع از ایران و حفظ امر ملی تمرکز کنیم.
🔸 در این قسمت، صندلیها را به جوانانی سپردیم که نماینده لایههای مختلف فکری جامعه هستند تا رودررو با دکتر بیژن عبدالکریمی به بحث و تبادل نظر بپردازند.
تماشای این قسمت، مواجههای صریح با بحرانهایی است که همه ما در زندگی روزمره با آنها دستوپنجه نرم میکنیم.
♦️ برای حمایت از ما و تماشای قسمتهای بعدی، کانال اتاق جنگ را دنبال کنید
@otaqejangmedia
مشاهده قسمت اول بر مدار ایران در آپارات اتاق جنگ:
https://www.aparat.com/v/djv0536
هدایت شده از بر لبهی تاریخ
امروز... یک آمریکایی که به مسائل خاورمیانه خیلی وارد است دیدنم آمد. راجع به جانشینی ملک فیصل مثل اینکه خیال آنها راحت است. پرنس خالد شاه می شود. پرنس فهد نخست وزیر، و پرنس سلطان وزیر دفاع، الله اعلم به حقایق الامور. ولی به هر حال عربستان سعودی شیشه عمر (نفت) آمریکا را در دست دارد و اولین تولیدکننده دنیاست و بزرگترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد. آمریکا نمیتواند در قبال چنین مسأله [ای] ساکت و خاموش باشد. حتی شنیده ام نقشه های محرمانه دارند که در صورت لزوم آن جا را اشغال نظامی بکنند. معلوم نیست در مسافرت برژنف (رئیس شوروی) به واشنگتن چه جور تقسیماتی در این منطقه کرده باشند، ولی به هر حال قطعاً عربستان سعودی سهم آمریکاست، چنان که فکر میکنم ما هم باشیم! زبانم لال ولی اوضاع و احوال این طور نشان داده است. به هر حال آنها ابر قدرت هستند و:
در کف شیر نر خون خوارهای
غیر تسلیم و رضا کو چارهای؟!
البته یک چاره هست و آن اعتقاد و ایمان به وطن و شاهنشاه و از خودگذشتگی است، ولو عده [ای] ناچیز باشند. آن وقت میشود ابرقدرت را انسان به دنبال خود بکشاند، ولی با یک عده دیوث نوکر باب نمیشود. باری من فکر میکنم که افغانستان در حوزه نفوذ شوروی واقع شده باشد، چون نفوذ شوروی در جوار چین و هند در این منطقه برای شوروی یک مسأله حیاتی است و به این جهت است که فکر میکنم ما آهن سرد میکوبیم. اما باید کوبید، نمیشود بیکار نشست که سر انسان را ببرند. لااقل با بعضی اقدامات شاید بتوان یک راه [سازش] compromise پیدا کرد.
۲ شهریور ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
هدایت شده از بر لبهی تاریخ
«...اوقات بیکاری را به عیاشی میگذراند و به زن خیلی علاقمند است...»
یادداشت ساواک در خصوص شخصیت اسدالله علم در ۱۰ دی ۱۳۳۶
#ساواک
#اسدالله_علم
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
هدایت شده از بر لبهی تاریخ
شام را با دوستم (ادمین: همان دوست دخترم) خوردم. خوش نگذشت. تماماً گریه کرد که وضع آیندهام نامعلوم است. من گفتم اگر روی زناشویی با من حساب میکنی باید به صراحت بگویم چنین کاری نمیتوانم بکنم. ولی مثل یک عضو خانواده من میتوانی راجع به آینده حساب بکنی.
۶ مهر ۱۳۴۸
#اسدالله_علم
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
هدایت شده از سرالاسرار
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 حضرت آقا به دکتر باقری فرمودند : ما کاری نمیکنیم که افراد از ما جدا میشن!
👤 نوید عمیدی
قائم مقام مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)
((همیشه به دوستان این نکته را می گفتم؛ به آقا نه به عنوان "" شخصی"" که رهبر شده که به عنوان "" شخصیتی""که جایگاه ولایت فقیه را بدرستی عزت داده بودند نگاه کنیم.
کسی که در چارچوب های تنگ جناحی و باندی و سیاسی مرسوم قرار نمی گرفتند اما بعضی از ماها با رفتارها و مواضع مان در جامعه،((قاب مطلوب خودمان را از آقا به عنوان آقا تصویر سازی کرده ایم)) که دست کمی از سانسورهای آن ور آبی در درست دیده نشدن ولی فقیه شهیدمان، میان ایرانیان ندارد...
حسرت همیشگی بنده رسیدن به الگویی فکری_رفتاری بود که درست و بدون دخالت ورود سلیقه ها، آنگونه که آقا هستند،فکر می کنند،رفتار می کنند به جامعه عام ایرانی مخابره شوند...))
*پوریا طیبی
💫@safavali
کانال🌷سرالاسرار🌷 را به دیگران معرفی فرمایید
https://eitaa.com/safavali
دریافت پرسش از طریق شخصی ادمین
@Saf_avali
هدایت شده از اندیشه تمدنی؛ عباسعلی مشکانی
تئوریسین سایه ؛ تبارشناسی "محمدمهدی میرباقری" رهبر فکری جریان ضد توسعه ایران
https://www.asriran.com/fa/news/983902/
#صجا
هدایت شده از محمد صالح مشفقی پور
🔻خاطرات تلخ و قابلتأمل هاشمی:
🔸۳ مهر۸۲: عصر آقای خاتمی آمد. در مورد مسائل هستهای هم نظر شدیم و به ایشان توصيه کردم که در فکر کنارهگیری نباشد و به کار خود ادامه دهد!
🔸۹ مهر۸۲: در جلسه مشورتی، رهبری پذیرفتند که با شروطي پروتکل الحاقی اجرا شود ولی با تعطيلي غنیسازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند.
🔸۲۰ مهر۸۲: سر شب دکتر روحانی آمد. گفت: البرادعی تهدید کرده و اروپايیها هم هنوز حاضر نشدهاند، کسی را برای مذاكره بفرستند. هيأت دولت هم ترسيده، فشار را روی آقای خاتمی زياد کرده که بپذیریم و مجلسيان هم نامهای تهیه کردهاند كه از آقاي خاتمي خواستهاند بپذيريم و رهبري هم جلوتر آمدهاند و پذيرفتهاند که موقتاً غني سازي را متوقف كنيم.
🔸۲۹ مهر ۸۲: ایران در مقابل پذیرش تأييد برخورداري از فوائد صلح آميز هستهاي، پذيرفته كه پروتكل الحاقي را امضاء كند و غنیسازی را موقتاً متوقف کند!
🔸۳ آبان ۸۲: ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آنها هم از نحوه تصمیمگیری در مورد پروتکل و توقف غنیسازی ناراحت بودند و معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماههای اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرفهای خود برگشتهاند.گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار میآيد!
🔸۵ آبان ۸۲: رهبری فقط با تأخير تزريق گاز اورانيوم موافقت کرده و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی بیش از این میخواهد!
🔸۱۱ آبان ۸۲: عصر در برنامه افطار رهبری مدیران و مسئولان جمع بودند.
رهبری گفتند: «تا اینجا درست عمل شده ولی ما برای خنثی کردن توطئه آمریکا که درصدد ایجاد اجماع علیه ایران بودند، پذیرفتيم که همه چيز شفاف باشد ولی برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمیآیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف میکنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد!
🔸۲۸ بهمن ۸۲: شب مهمان رهبری بودم. در مورد مسائل هستهای هم بحث کردیم. ایشان مصمم است که در مورد چرخه سوخت تسلیم نشوند و مقاومت كنند، گرچه به برخورد رسد!
🔸۵ خرداد ۸۳: شب مهمان رهبری بودم. از من خواستند که در جلسه مشورتی فردا که برای مسائل هستهای داریم، با پیشنهاد لغو تعلیق موافقت کنیم. گفتم: بهتر است عجله نشود و فرصت دیگری به دکتر روحانی و دولت بدهیم و از عکسالعمل تند غرب جلوگیری کنیم!
🔸۶ خرداد ۸۳: رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت!
🔸۱۷ تير ۸۳: آمريكا و اسرائيل علناً ايران را در مسائل هستهاي تهديد كرده و رهبري در همدان گفتهاند كه براي ضربه متقابل، محدود به مكان خاصي نخواهيم بود!
🔸۷ مرداد ۸۳: مقامات اتريش رسماً اطلاع دادهاند كه اسرائيل قصد حمله به تأسيسات هستهاي ايران دارد!
🔸۲۰ مرداد ۸۳: شب مهمان رهبري بودم. در مورد مسائل هستهاي مذاكره كرديم. تصميم اين شد كه غني سازي را آغاز كنيم.
🔸۱۷ شهريور ۸۳: رهبری از تصميم جلسه مشورتي، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعه سازي هستهاي ناراضي اند. ولي من گفتم: تصميم خوب و به جايي است!
🔸۵ مهر ۸۳: عصر در دفتر رهبري، بحث مسائل هستهاي بود. سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه گازدهي را تا اجلاس آينده آژانس شروع نكنند چون روحاني میگوید که اگر گازدهي شروع نشود، امكان تفاهم هست.
رهبري حفظ تكنولوژي هستهاي را خط قرمز خواندند حتی گفتند اگر روزی مسئولان کشور به نتیجه توقف آن برسند، ایشان در مقام رهبری نخواهند ماند!
🔸۱۱ آبان ۸۳: عصر در دفتر رهبري جلسه مشورت درباره مسائل هستهاي بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيتالله خامنهاي مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذيرفتند!
🔸۲۵ آبان ۸۳: بيانيه اروپا درباره توافقات هستهاي منتشر شد و دكتر روحاني در مصاحبهاي توجيهات خوبي داشت و البرادعي ضمن اينكه پنهان كاري گذشته ايران را تخلف خواند، از همكاري مؤثر فعلي ايران ابراز رضايت كرد.
🔸۹ آذر ۸۳: دكتر روحاني از من به خاطر چند بار باز كردن گره كار، قدرداني كرد.
#حافظه_تاریخی
🇮🇷کانال داداش کوچیکه👇
❣ @dada69🎋
هدایت شده از محمد ایزدخواه
ظاهرا تو سایت آقای هاشمی رفسنجانی تا سال 80 چاپ شده در نتیجه منبع این متن مجهول است.
هدایت شده از محمد ایزدخواه
انتشارات معارف انقلاب اسلامی که خاطرات هاشمی رو چاپ کرده تا سال ۸۲ چاپ کرده که معلوم نیست تا چه ماهی از سال است.
در برخی کتابخانه های معتبر موجود نیست
در سایت ایشون تا ۸۰ منتشر شده
هدایت شده از اتاق جنگ
من اینترنت میخوام
✍️ احسان خرسندنژاد
در ادبیات استراتژیک، مفاهیمی وجود دارند که در شرایط عادی ممکن است بدیهی به نظر برسند، اما در بزنگاههای تاریخی و «جنگهای وجودی»، بازتعریف آنها حیاتی است. این روزها مطالبهی دسترسی به اینترنت بینالمللی با تکیه بر استدلالهایی نظیر ضررهای اقتصادی و محدودیت در گردش اطلاعات، به شکلی گسترده مطرح میشود. اما مسئلهی اساسی اینجاست: آیا شاکیان، درک درستی از مختصاتِ «وضعیت جنگ وجودی» که درگیر آن هستیم دارند یا کماکان فکر میکنند آمریکا و اسرائیل به زدن چند تن از سران نظام بسنده کرده و بعد از آن برایشان آزادی لسآنجلسی هدیه میآورند؟
امنیت؛ زیرساختِ غیرقابلجایگزین
اقتصاد، آموزش و سرگرمی، همگی سازههایی هستند که بر فونداسیون «امنیت» بنا میشوند. زمانی که بستر اینترنت بینالمللی به ابزاری برای ترور، شناسایی سرمایههای انسانی و نفوذ عملیاتی دشمن تبدیل شده است، پافشاری بر بازگشایی آن بدون در نظر گرفتن پیامدهای سنگین امنیتی، نوعی «خودکشی استراتژیک» است. در شرایطی که دشمن از کوچکترین ردپای دیجیتال برای ضربه زدن به کیان کشور استفاده میکند، صیانت از مرزهای مجازی، دقیقاً معادل صیانت از جان شهروندان است.
خطای شناختی و بحران اولویتبندی
برای درک بهتر این مغلطه، میتوانم به خاطرهای از زلزلهی خوی بازگردم؛ جایی که از مبلغ قابلتوجهی کمک مردمی (۶۵۰ یورو) که جمع کرده و به دوستی برای کمک به زلزلهزدگان سپرده بودم، دو سوم آن خرج مایحتاج اولیه زندگی و یکسوم آن صرف خرید اسباببازی برای کودکان شد، آن هم در شرایطی که نیاز به اقلام زیستی و بقا در اوج بود. توجیهِ واسطهی امر این بود که: «دلم برای گریهی بچهها سوخت». این دقیقا همان نقطهای است که «احساسات» جای «عقلانیتِ بحران» را میگیرد. کسی از گریهی کودکان خوشحال نمیشود ولی آیا توان تشخیص بین اینکه بقا مهمتر است یا گریهی کودکان امری دشوار است؟ دلسوزی برای کاهش درآمدهای اینترنتی یا دلتنگی برای پلتفرمهای سرگرمی در زمان جنگ، شباهت عجیبی به درخواست «پستونک» توسط کودکی دارد که در میانهی زلزله، آوار بر سرش سنگینی میکند اما او تنها فقدانِ ابزار سرگرمیاش را حس میکند.
سمی به نام پروپاگاندای سیستماتیک
آنچه تحت عنوان «گردش آزاد اطلاعات» مطالبه میشود، در فضای فعلی چیزی جز «اتوبان یکطرفهی پروپاگاندا» نیست. پمپاژ سیستماتیک ترس، ایجاد محاسبات غلط در افکار عمومی و جهتدهی به مواضع شهروندان علیه منافع ملی، آخرین چیزی است که یک کشور در حال نبرد به آن نیاز دارد. اینترنت در این مقطع، نه یک پنجره رو به جهان، بلکه روزنهای برای تزریق سم به پیکرهی جامعهایست که هر آن ممکن است از هم فرو بپاشد، چیزی که شاید اگر بخشی از مردم با فداکاری منحصر به فرد خود خیابانها حضور نمیبافتند خیلی وقت پیش رخ داد بود.
مخلص کلام
باید بپذیریم که ما در شرایط عادی به سر نمیبریم. جنگ وجودی، یعنی نبردی که خروجی آن یا «ماندن» است یا «نابودی کامل». در چنین ترازویی، سنگینیِ کفهی «امنیت و بقا» با هیچ منفعت اقتصادی یا رفاهیِ کوتاهمدتی قابل قیاس نیست.
امنیت، کالای گرانی است که برای حفظ آن، گاهی باید از جذابیتهای لایهی رفاهی چشمپوشی کرد. کسی که امروز برای بازگشت به دنیای دیجیتال بیتابی میکند، هنوز ابعاد فاجعهای که پشت دربهای کشور کمین کرده را درک نکرده است. به شخصه ترجیح میدهم اینترنت بسته بماند و این افراد هیچگاه به اشتباه خود پی نبرند تا اینکه به واسطهی بازشدن آن به فجایعی عظیم مبتلا شویم. برای تشخیص آنچه امنیت ما را هدف قرار گرفته است، کافیست که به صدای دشمن گوش دهیم. هر آنچه از تریبون دشمن خارج میشود دقیقا همان مهمترین مسئلهی امنیتی ماست. این را فراموش نکنیم که اینترنت داخلی برقرار است و بسیاری از امور زندگی مردم برقرار.
@otaqejangmedia