eitaa logo
قدرت، امنیت و دولت ایران
6 دنبال‌کننده
100 عکس
94 ویدیو
1 فایل
اندیشه‌ی سیاسی فلسفه‌ی سیاسی علوم سیاسی جامعه‌شناسی سیاسی علم روابط بین‌الملل امنیت، قدرت، قدرت نظامی، دولت جنگ، بازدارندگی، نظم، جغرافیا، الهیات، سیاست، تکنولوژی دولت‌سازی اسلامی‌سازی علم راهبرد بقا برای توسعه‌ی قدرت #علم_دینی #فلسفه_روش @ahs_tafreshi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بر لبه‌ی تاریخ
شام را با دوستم (ادمین: همان دوست دخترم) خوردم. خوش نگذشت. تماماً گریه کرد که وضع آینده‌ام نامعلوم است. من گفتم اگر روی زناشویی با من حساب می‌کنی باید به صراحت بگویم چنین کاری نمی‌توانم بکنم. ولی مثل یک عضو خانواده من می‌توانی راجع به آینده حساب بکنی. ۶ مهر ۱۳۴۸ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
هدایت شده از سرالاسرار
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 حضرت آقا به دکتر باقری فرمودند : ما کاری نمی‌کنیم که افراد از ما جدا میشن! 👤 نوید عمیدی قائم مقام مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع) ((همیشه به دوستان این نکته را می گفتم؛ به آقا نه به عنوان "" شخصی"" که رهبر شده که به عنوان "" شخصیتی""که جایگاه ولایت فقیه را بدرستی عزت داده بودند نگاه کنیم. کسی که در چارچوب های تنگ جناحی و باندی و سیاسی مرسوم قرار نمی گرفتند اما بعضی از ماها با رفتارها و مواضع مان در جامعه،((قاب مطلوب خودمان را از آقا به عنوان آقا تصویر سازی کرده ایم)) که دست کمی از سانسورهای آن ور آبی در درست دیده نشدن ولی فقیه شهیدمان، میان ایرانیان ندارد... حسرت همیشگی بنده رسیدن به الگویی فکری_رفتاری بود که درست و بدون دخالت ورود سلیقه ها، آنگونه که آقا هستند،فکر می کنند،رفتار می کنند به جامعه عام ایرانی مخابره شوند...)) *پوریا طیبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💫@safavali کانال🌷سرالاسرار🌷 را به دیگران معرفی فرمایید https://eitaa.com/safavali دریافت پرسش از طریق شخصی ادمین @Saf_avali
تئوریسین سایه ؛ تبارشناسی "محمدمهدی میرباقری" رهبر فکری جریان ضد توسعه ایران https://www.asriran.com/fa/news/983902/
هدایت شده از محمد صالح مشفقی پور
🔻خاطرات تلخ و قابل‌تأمل هاشمی: 🔸۳ مهر۸۲: عصر آقای خاتمی آمد. در مورد مسائل هسته‌ای هم نظر شدیم و به ایشان توصيه کردم که در فکر کناره‌گیری نباشد و به کار خود ادامه دهد! 🔸۹ مهر۸۲: در جلسه مشورتی، رهبری پذیرفتند که با شروطي پروتکل الحاقی اجرا شود ولی با تعطيلي غنی‌سازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند. 🔸۲۰ مهر۸۲: سر شب دکتر روحانی آمد. گفت: البرادعی تهدید کرده و اروپايی‌ها هم هنوز حاضر نشده‌اند، کسی را برای مذاكره بفرستند. هيأت دولت هم ترسيده، فشار را روی آقای خاتمی زياد کرده که بپذیریم و مجلسيان هم نامه‌ای تهیه کرده‌اند كه از آقاي خاتمي خواسته‌اند بپذيريم و رهبري هم جلوتر آمده‌اند و پذيرفته‌اند که موقتاً غني سازي را متوقف كنيم. 🔸۲۹ مهر ۸۲: ایران در مقابل پذیرش تأييد برخورداري از فوائد صلح آميز هسته‌اي، پذيرفته كه پروتكل الحاقي را امضاء كند و غنی‌سازی را موقتاً متوقف کند! 🔸۳ آبان ۸۲: ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آنها هم از نحوه تصمیم‌گیری در مورد پروتکل و توقف غنی‌سازی ناراحت بودند و معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماه‌های اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرف‌های خود برگشته‌اند.گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار می‌آيد!  🔸۵ آبان ۸۲: رهبری فقط با تأخير تزريق گاز اورانيوم موافقت کرده‌ و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی  بیش از این می‌خواهد! 🔸۱۱ آبان ۸۲: عصر در برنامه افطار رهبری مدیران و مسئولان جمع بودند. رهبری گفتند: «تا اینجا درست عمل شده ولی ما برای خنثی کردن توطئه آمریکا که درصدد ایجاد اجماع علیه ایران بودند، پذیرفتيم که همه چيز شفاف باشد ولی برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمی‌آیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف می‌کنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد! 🔸۲۸ بهمن ۸۲: شب مهمان رهبری بودم. در مورد مسائل هسته‌ای هم بحث کردیم. ایشان مصمم است که در مورد چرخه سوخت تسلیم نشوند و مقاومت كنند، گرچه به برخورد رسد! 🔸۵ خرداد ۸۳: شب مهمان رهبری بودم. از من خواستند که در جلسه مشورتی فردا که برای مسائل هسته‌ای داریم، با پیشنهاد لغو تعلیق موافقت کنیم. گفتم: بهتر است عجله نشود و فرصت دیگری به دکتر روحانی و دولت بدهیم و از عکس‌العمل تند غرب جلوگیری کنیم! 🔸۶ خرداد ۸۳: رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت! 🔸۱۷ تير ۸۳: آمريكا و اسرائيل علناً ايران را در مسائل هسته‌اي تهديد كرده‌ و رهبري در همدان گفته‌اند كه براي ضربه متقابل، محدود به مكان خاصي نخواهيم بود! 🔸۷ مرداد ۸۳: مقامات اتريش رسماً اطلاع داد‌ه‌اند كه اسرائيل قصد حمله به تأسيسات هسته‌اي ايران دارد! 🔸۲۰ مرداد ۸۳: شب مهمان رهبري بودم. در مورد مسائل هسته‌اي مذاكره كرديم. تصميم اين شد كه غني سازي را آغاز كنيم. 🔸۱۷ شهريور ۸۳: رهبری از تصميم جلسه مشورتي، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعه سازي هسته‌اي ناراضي اند. ولي من گفتم: تصميم خوب و به جايي است! 🔸۵ مهر ۸۳: عصر در دفتر رهبري، بحث مسائل هسته‌اي بود. سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه گازدهي را تا اجلاس آينده آژانس شروع نكنند چون روحاني میگوید که اگر گازدهي شروع نشود، امكان تفاهم هست. رهبري حفظ تكنولوژي هسته‌اي را خط قرمز خواندند حتی گفتند اگر روزی مسئولان کشور به نتیجه توقف آن برسند، ایشان در مقام رهبری نخواهند ماند! 🔸۱۱ آبان ۸۳: عصر در دفتر رهبري جلسه مشورت درباره مسائل هسته‌اي بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيت‌الله خامنه‌اي مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذيرفتند! 🔸۲۵ آبان ۸۳: بيانيه اروپا درباره توافقات هسته‌اي منتشر شد و دكتر روحاني در مصاحبه‌اي توجيهات خوبي داشت و البرادعي ضمن اينكه پنهان كاري گذشته ايران را تخلف خواند، از همكاري مؤثر فعلي ايران ابراز رضايت كرد. 🔸۹ آذر ۸۳: دكتر روحاني از من به خاطر چند بار باز كردن گره كار، قدرداني كرد. 🇮🇷کانال داداش کوچیکه👇 ❣ @dada69🎋
هدایت شده از محمد ایزدخواه
ظاهرا تو سایت آقای هاشمی رفسنجانی تا سال 80 چاپ شده در نتیجه منبع این متن مجهول است.
هدایت شده از محمد ایزدخواه
انتشارات معارف انقلاب اسلامی که خاطرات هاشمی رو چاپ کرده تا سال ۸۲ چاپ کرده که معلوم نیست تا چه ماهی از سال است. در برخی کتابخانه های معتبر موجود نیست در سایت ایشون تا ۸۰ منتشر شده
هدایت شده از اتاق جنگ
من اینترنت می‌خوام ✍️ احسان خرسندنژاد در ادبیات استراتژیک، مفاهیمی وجود دارند که در شرایط عادی ممکن است بدیهی به نظر برسند، اما در بزنگاه‌های تاریخی و «جنگ‌های وجودی»، بازتعریف آن‌ها حیاتی است. این روزها مطالبه‌ی دسترسی به اینترنت بین‌المللی با تکیه بر استدلال‌هایی نظیر ضررهای اقتصادی و محدودیت در گردش اطلاعات، به شکلی گسترده مطرح می‌شود. اما مسئله‌ی اساسی اینجاست: آیا شاکیان، درک درستی از مختصاتِ «وضعیت جنگ وجودی» که درگیر آن هستیم دارند یا کماکان فکر می‌کنند آمریکا و اسرائیل به زدن چند تن از سران نظام بسنده کرده و بعد از آن برایشان آزادی لس‌آنجلسی هدیه می‌آورند؟ امنیت؛ زیرساختِ غیرقابل‌جایگزین اقتصاد، آموزش و سرگرمی، همگی سازه‌هایی هستند که بر فونداسیون «امنیت» بنا می‌شوند. زمانی که بستر اینترنت بین‌المللی به ابزاری برای ترور، شناسایی سرمایه‌های انسانی و نفوذ عملیاتی دشمن تبدیل شده است، پافشاری بر بازگشایی آن بدون در نظر گرفتن پیامدهای سنگین امنیتی، نوعی «خودکشی استراتژیک» است. در شرایطی که دشمن از کوچک‌ترین ردپای دیجیتال برای ضربه زدن به کیان کشور استفاده می‌کند، صیانت از مرزهای مجازی، دقیقاً معادل صیانت از جان شهروندان است. خطای شناختی و بحران اولویت‌بندی برای درک بهتر این مغلطه، می‌توانم به خاطره‌ای از زلزله‌ی خوی بازگردم؛ جایی که از مبلغ قابل‌توجهی کمک مردمی (۶۵۰ یورو) که جمع کرده و به دوستی برای کمک به زلزله‌زدگان سپرده بودم، دو سوم آن خرج مایحتاج اولیه زندگی و یک‌سوم آن صرف خرید اسباب‌بازی برای کودکان شد، آن هم در شرایطی که نیاز به اقلام زیستی و بقا در اوج بود. توجیهِ واسطه‌ی امر این بود که: «دلم برای گریه‌ی بچه‌ها سوخت». این دقیقا همان نقطه‌ای است که «احساسات» جای «عقلانیتِ بحران» را می‌گیرد. کسی از گریه‌ی کودکان خوشحال نمی‌شود ولی آیا توان تشخیص بین اینکه بقا مهمتر است یا گریه‌ی کودکان امری دشوار است؟ دلسوزی برای کاهش درآمدهای اینترنتی یا دلتنگی برای پلتفرم‌های سرگرمی در زمان جنگ، شباهت عجیبی به درخواست «پستونک» توسط کودکی دارد که در میانه‌ی زلزله، آوار بر سرش سنگینی می‌کند اما او تنها فقدانِ ابزار سرگرمی‌اش را حس می‌کند. سمی به نام پروپاگاندای سیستماتیک آنچه تحت عنوان «گردش آزاد اطلاعات» مطالبه می‌شود، در فضای فعلی چیزی جز «اتوبان یک‌طرفه‌ی پروپاگاندا» نیست. پمپاژ سیستماتیک ترس، ایجاد محاسبات غلط در افکار عمومی و جهت‌دهی به مواضع شهروندان علیه منافع ملی، آخرین چیزی است که یک کشور در حال نبرد به آن نیاز دارد. اینترنت در این مقطع، نه یک پنجره رو به جهان، بلکه روزنه‌ای برای تزریق سم به پیکره‌ی جامعه‌ای‌ست که هر آن ممکن است از هم فرو بپاشد، چیزی که شاید اگر بخشی از مردم با فداکاری منحصر به فرد خود خیابان‌ها حضور نمی‌بافتند خیلی وقت پیش رخ داد بود. مخلص کلام باید بپذیریم که ما در شرایط عادی به سر نمی‌بریم. جنگ وجودی، یعنی نبردی که خروجی آن یا «ماندن» است یا «نابودی کامل». در چنین ترازویی، سنگینیِ کفه‌ی «امنیت و بقا» با هیچ منفعت اقتصادی یا رفاهیِ کوتاه‌مدتی قابل قیاس نیست. امنیت، کالای گرانی است که برای حفظ آن، گاهی باید از جذابیت‌های لایه‌ی رفاهی چشم‌پوشی کرد. کسی که امروز برای بازگشت به دنیای دیجیتال بی‌تابی می‌کند، هنوز ابعاد فاجعه‌ای که پشت درب‌های کشور کمین کرده را درک نکرده است. به شخصه ترجیح می‌دهم اینترنت بسته بماند و این افراد هیچگاه به اشتباه خود پی نبرند تا اینکه به واسطه‌ی باز‌شدن آن به فجایعی عظیم مبتلا شویم.‌ برای تشخیص آنچه امنیت ما را هدف قرار گرفته است، کافی‌ست که به صدای دشمن گوش دهیم. هر آنچه از تریبون دشمن خارج می‌شود دقیقا همان مهمترین مسئله‌ی امنیتی ماست‌. این را فراموش نکنیم که اینترنت داخلی برقرار است و بسیاری از امور زندگی مردم برقرار. @otaqejangmedia
هدایت شده از اندیشه ما
📌فضيلت و اجر آماده كننده تجيزات نظامی برای سپاه اسلام ✔️ حضرت آیت‌الله جوادی آملی: 🔸در جريان تجهيزات نظامی، وجود مبارك پيغمبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) بعد از قرائت اين آيه[وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ] فرمود كه «القوة هو الرمی». 🔹در روايات دارد كه برای يك تير سه نفر بهشت مي‌روند: آن‌كه تير مي‌سازد، آن‌که فراهم مي‌كند و تيراندازي مي‌كند در جبهه. 🔸سه نفر كه برای جريان تير به بهشت مي‌روند اين حداقل است و نمونه كامل تربيت نيرو همين‌طور است، اگر انسان بتواند تير خوبی تهيه كند، تير خوبی بتراشد، حمل و نقل تير و مهمّات جنگی جبهه را به عهده بگيرد، اين قدر ثواب دارد، خب اگر بتواند يك نيروی بسیجی را آموزش بدهد،تربیت کند، اين همان است كه اثر قلم كمتر از اثر شمشير نيست، كه آدم خودش روحيه‌اش اين‌چنين باشد و بتواند يك افرادی را هم اين‌چنين تربيت بكند، گروه فراوانی با او وارد بهشت خواهند شد. 👈🏻هرچه كه به نيروی انسانی كارآمد برمي‌گردد يا تجهيزات نظامی كارآمد برمي‌گردد مشمول «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» است. 🏷درس تفسیر سوره انفال جلسه ۶۹ 📣پایگاه اندیشه ما https://eitaa.com/joinchat/3881369777C45aea07034
هدایت شده از احسان عبادی | ما و او
ادامه از بالا 👆👆 2️⃣ تمام خاطرات هاشمی ، در بحث هسته ای جمع آوری شده تا زمان مرگش، تاکید می کنم فقط بحث هسته ای،دو جلدی هم هست و فایل pdf کامل آن را بنده خوانده ام و دقیقا تا روز 18 دی 95 نوشته شده است ، روز قبل مرگ هاشمی. نکات مهم آن خاطرات که بحث های برجام هم در آن هست را برای خودم ذخیره کرده ام. چیزهایی درباره مسائل هسته ای دوران احمدی نژاد و جلیلی گفته که قطعا این دوستان طرفدار جلیلی آنها را باور نخواهند کرد ! ( البته بنده هم باور نمی کنم) ، پس یادگاری نوشتن روی دیوار خاطرات هاشمی خیلی جالب نیست !!! 3️⃣ پس آیا خاطرات هاشمی کلا بی اعتبار هست ⁉️ در جواب می گوییم خیر ! بی اعتبار نیست به صورت کلی. بلکه باید از طریق مباحث اعتبارسنجی و بررسی اسناد تاریخی ، پایش و بررسی شود . باید قرائن را دید، دیگر اسناد را دید ، دیگر مباحث را دید . 👈👈 اگر در جایی و در موضوعی ما فقط خاطرات هاشمی را داشته باشیم و هیچ سند و قرینه دیگری نداشته باشیم، واقعا نمی شود به تنهایی به خاطرات او استناد کرد. 4️⃣👆👆 هر کس می خواهد به خاطرات هاشمی استناد کند، اول باید پادزهر آن و جوابیه های آن را بخواند. اول باید کتاب های نقد به خاطرات هاشمی را بخواند ، این دو کتاب بالا که می بینید بهترین کتابهایی هستند که تا الان در نقد خاطرات هاشمی نوشته شده اند. ❌ شما اگر این دو کتاب را نخوانید اصلا نمی توانید از خاطرات هاشمی استفاده کنید و شیوه بحث های او و خاطره گویی های او و استنادهای او را بررسی و پالایش کنید. 👆👆 حالا سوال بنده از افرادی مثل مدرسیان ، حسینی ( ادمین تنها مسیر) ، حسین دارابی و دیگر افرادی که این خاطرات را نشر دادند این است که کدامشان را خواندید ⁉️ اصلا تا حالا یک عدد از خاطرات هاشمی که به صورت رسمی تا سال 1382 چاپ شده را خواندید ⁉️ این دو کتاب را خواندید ⁉️ 👆👆 بنده به عنوان کسیکه تمام خاطرات هاشمی که تا سال 1382 چاپ شده را خوانده ام و آن دو جلد pdf خاطرات هسته ای ایشان که چاپ نشده را خوانده ام حاضرم با این افراد کنم با به شما مخاطب محترم نشان دهم چیزی از مباحث خاطرات هاشمی نمی دانند و صرفا همین طوری سربسته یک چیزی را نشر دادند !!!! 4️⃣ هرکس ذره ای خاطرات هاشمی را خوانده باشد که باز هم نمی دانم این جماعت خوانده اند یا نه !!! می فهمد که هاشمی همیشه خود را نقش اول کشور نشان داده !!! حتی در زمان امام خمینی (ره) . بارها و بارها گفته فلان مساله رخ داده ، کشور قفل شد ، من آمدم نجات دادم. آمدند پیشم ، گفتند کشور به مشکل خورده، فقط شما هستید که می توانید حل کنید. من به امام گفتم ، ایشان پذیرفت ! من به رهبری اصرار کردم، پذیرفت ! و... ❌ در آن قسمت خاطراتی هم که این آقایان پخش کردند دقیقا هاشمی همینطور بحث می کند و مدام اینگونه القا می کند که رهبری ناراضی بوده و ایشان اصرار کرده و نظر رهبری را عوض کرده ‼️‼️‼️‼️ 5️⃣ اما حقیقت ماجرا چه بوده ⁉️ 👌 اولا همان که بارها گفتیم و جمله صریح حضرت آقای شهید هم هست . 👈👈 ولی فقیه جایی که ببیند حرکت کلی انقلاب به مسیری می رود که انحراف رخ دهد، می آید وسط و جلوی آن را می گیرد، ولو آن موضوع جزئی باشد. سخنان ۱۲ تیر ۹۵ رهبری شهید ⬅️ اینکه در فلان خاطره هاشمی نوشته رهبری فرمود اگر حق غنی سازی را مسئولان بدهند برود ، دیگر در مقام رهبری نخواهد ماند ، دقیقا همان ایستادگی ایشان روی اصول است که به هیچ وجه کوتاه نیامدند. الان اینکه همان اثبات حرف ما شد 😊 همان حرفی که بارها زدیم و گفتیم محال است ولی فقیه را در موضوعاتی که به خط قرمز نظام مربوط است ، بشود تحمیل کرد. 👇👇👇 و اما آخر بحث را بگویم و سر دوستان را درد نیارم که حقیقتا سخت ترین کار و پر مشقت ترین کار ممکن ، توضیح بدیهیات هست و یاداوری تاریخ برای افرادی که حتی تاریخ 30 سال قبل این کشور را نمی دانند 👇👇👇
هدایت شده از احسان عبادی | ما و او
💠 در دوران خاتمی و سپس سال 88 و حوادث بعد آن انتخابات، بیشترین فشارهای برای تحمیل روی رهبری عزیز و شهید بود. چند مثال بزنم برای آنهایی که این مباحث را نمی دانند. 1. اصل ادامه غنی سازی که دولت وقت می خواست بعد 2 سال که غنی سازی را تعلیق کردند برای اعتماد سازی ، آن را ادامه دهد که 👈 رهبری اینجا با قدرت جلو آمد و فرمود اجازه نمی دهم و دستور رفع تعلیق را داد و پلمپهای UCF اصفهان فک پلمپ شد و غنی سازی اجرا شد. ( تمام دولت و هاشمی و روحانی و... خواستار ادامه تعلیق غنی سازی، اما رهبری مخالف و خودشان آمدند و جلویش را گرفتند. این دوستان چرا این چیزها را ننوشتند تا نشان بدهند رهبری تحمیل پذیر نیست ؟!!!! ) 2. وقتی رد صلاحیت های گسترده نمایندگان مجلس ششم برای مجلس بعدی رخ داد،تحصن کردند،بالای 120 نفر که مجلس کلا از حد نصاب می افتاد . ، استان دارها تهدید به استعفا کردند و گفتند انتخابات را انجام نمی دهند، شخص خاتمی هم خواستار استعفا شد و.... آیا رهبری ذره ای عقب نشینی کرد ؟ خیر !! انتخابات در وقت خودش برگزار شد. 3. در مجلس ششم خواستند طرح بیاورند که قانون اصلاح مطبوعات که در مجلس پنجم تصویب شد را اصلاح کنند به نفع خودشان !!! یعنی به نفع جریان غرب گرا. رهبری با قاطعیت جلویش ایستاد و کروبی که آن زمان رئیس مجلس بود ، صبح اول وقت و قبل شروع بحث درباره آن طرح ، نامه رهبری را خواند که دستور دادند آن موضوع از دستور کار خارج شود. 4. سال 88 که اوج تحمیل ها به رهبری بود برای ابطال انتخابات، آیا ایشان تحمیل پذیرفت؟ خیر بله بله بله جایی که یک عده بخواهند نظام را از مسیر اصلی آن خارج کنند یا چیزی را به نظام تحمیل کنند که بعدا باعث انحراف خواهد شد مثل تعلیق ادامه دار غنی سازی ، رهبری مستقیما ورود می کنند و جلوی انحراف را می گیرند و اجازه نخواهند داد. ولو هاشمی و خاتمی و روحانی که دبیر شعام آن موقع بود ، مخالف نظر ایشان باشند !!!!! ❌ چرا این خاطرات را برای مخاطب های خود نمی آورید تا بدانند رهبری تحمیل پذیر نیست ⁉️ چرا؟ کارتان به جایی رسیده که با خاطرات هاشمی دارید رهبری را دست بسته معرفی می کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا خدا قوت خیلی خیلی خدا قوت نه تاریخ اسلام می دانند نه حتی تاریخ انقلاب چندسال اخیر را بعدا خود را تحلیل گر هم معرفی میکنند!! خدا عاقبت ما را ختم به خیر کند. ✍️ احسان عبادی @ma_va_o
هدایت شده از y.Am
اصلا محل نزاع چیزی که ایشان میگه نیست این خاطرات نشون میده نظر رهبری به تمامه در کشور پیاده نمیشه پس دیگه نباید با جمله "رهبری اجازه داده" دیگران رو خفه کرد
هدایت شده از بذل الخاطر
اخیرا متنی از خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی پیرامون ماجراهای مرتبط با انرژی هسته ای از سال ۸۲ تا ۸۳ منتشر شده است. حالا که در فضای مجازی منتشر شده دیگر محذوری ندارد که بگوییم مطالعه چند باره این متن از جهات گوناگون بصیرت افزاست. اینکه متوجّه شویم که چطور نظر رهبری متأثّر از نظر مسئولان و فشارهای دیگران است. رهبری نیز مدام به واسطه مصالحی کوتاه می آمدند ولی برخی امور برایشان دیگر خط قرمز بود مانند چرخه سوخت و تهدید کردند که اگر مسئولان فشار بیاورند از رهبری نظام کناره گیری میکنند! اینها نشان میدهد که باید در استناد تصمیمات به رهبری با نگاه عمیقتری به مسأله نگاه کرد! بر چه کسی مخفی است که رهبری با برجام موافق نبود هر چند به دلیل فشارها اجازه دادند! این اختلافها و فشارها عجیب نیست. البته برخی ماهیّت مشاوره دارد که اتّفاقا خوب هم هست ولی برخی ماهیّت فشار دارد که قابل تأمّل میشود. این فشارها واقعیّتی است. عجیب هم نیست. کشور دارای افکار و سلائق گوناگونی است. بر سر امور حسّاس اینها چنین فشارهایی می آورند! ممکن است بگویید ما که نمیدانیم نظر رهبری و رضایت رهبری چیست؟! اگر قرار باشد در هر امری احتمال دهیم شاید مورد رضایت ایشان نبوده و حاصل فشار بوده که دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود! پاسخش آن است که وظیفه ما حضور در صحنه و درک شرایط و بصیرت افزایی و حمایت قطعی از موضع حقّ است. اینکه همه جوره خودمان را پای کار حقیقت و طرفدار آن نشان دهیم. با این شکل موضع کسی که اهل حقّ است را تقویت میکنیم و فشارها را کم اثر میکنیم. ولی بعد از آنکه تصمیمی گرفته شد و رهبری آن را به هر دلیلی تأیید کرد دیگر منازعه ای نمیکنیم. در اینجا بین مخالفت و منازعه باید فرق گذاشت. تبعیّت میکنیم. میگوییم چون رهبری فقیه، عادل، مدیر و مدبّری داریم حتما مصلحتی بوده که چنین تصمیمی گرفته شده. ولی این باعث نمیشود لزوما بگوییم تصمیم بهتر همین بوده! یا فهم خودمان را کنار بگذاریم! در همین حال کسی را بدون دلیل متّهم نمیکنیم و بدون دلیل هم فهم خودمان را همه ماجرا نمیدانیم و دعوا درست نمیکنیم. قرآن دستور داده منازعه و دعوا راه نیاندازید نه اینکه اختلاف اندیشه نداشته باشید!