🔴 تهران-انقلاب-آزادی
پله برقی جواب نمی داد. خاموشش کردند. به امید رسیدن به خیابان و رهایی از گرما و ازدحام سعی داشتم تندتر گام بردارم. بیفایده بود. جمعیت مثل سیّالی جانداربه خواست خودش جلو می رفت و من را هم با خودش می برد. ناچار خودم را رها کردم و با جمعیت همگام شدم.
خیلی طول کشید تا به خیابان رسیدیم. آنجا هم وضعیت بهتر نبود. نزدیک دانشگاه جلوی جمعیت را گرفتند. ظرفیت تکمیل بود. اینهمه آدم کی آمده بودند؟
برگشتیم و توی خیابان سرگردان شدیم. چشمها، گریان و بی هدف در چشمخانه ها می گردید. همه به دنبال کسی می گشتیم. کسی که می دانستیم دیگر نداریمش اما نمی خواستیم این نداشتن را باور کنیم. عکسهایش شاد و مصمم به ما نگاه می کردند و ما غمزده به او خیره شده بودیم. رفته بود و دلهای ما را هم با خودش برده بود.
حالا همه ناباورانه منتظر بودیم تا خورشید بر ماه و ستاره ها نماز بگذارد و ما در آسمان خالی از او به خورشیدمان اقتدا کنیم. عاقبت بلندگوها به صدا در آمدند. تکبیر اول... دوم...سوم...چهارم و پنجم...
و اقیانوس جمعیت به تلاطم افتاد و ماه و ستاره ها، زینت امواج شدند و آرام آرام بر اوج بیعتِ دستها، از انقلاب به آزادی و از آنجا به سوی سرمنزل مقصود پر کشیدند...
ابوالقاسم وردیانی
شامگاه چهارشنبه دوم خرداد 1403
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
⚠️تبدیل یک امر سیاسی به یک امر اجتماعی
دیشب در شبکه خبر روند انتخاب اعضای هیأت #دولت_چهاردهم، با حضور #مالک_شریعتی، نماینده #مجلس و #شهاب_الدین_طباطبائی، دبیرکل #حزب_ندای_ایرانیان به گفتگو گذاشته شد.
انگار تنها چیزی که در #شورای_راهبری_تشکیل_کابینه مطرح است #عدالت_سیاسی آنهم فقط در سطح وزرا استو مسائل مهمی مثل #اقتصاد و #معیشت که امروز کشور و #مردم با آن درگیرند،در اولویت قرار ندارد.انگار میخواهند کسانی را که به هردلیلی در دولتهای قبلی نقشی نداشته اند، با شاخصهای غیر علمی، به عنوان #وزیر_پیشنهادی مطرح و وارد دولت کنند.
به نظر می رسد کسانی که دراین شورا جمع شده اند هدفی ندارند جز تشکیل یک #کابینه_رنگین_کمانی و #کارایی و توانایی وزرای احتمالی در اولویت نیست.
در گفتگوی دیشب مشخص شد که مشورتی با مجلس صورت نگرفته و #نمایندگان درجریان مواردی که دراین شورا میگذرد قرار ندارند و این موضوع حتما گرفتن #رای_عتماد را طولانی تر میکند و حل مشکلات کشور به تعویق می افتد
از طرفی با نگرفتن رای اعتمادهر یک از وزرای پیشنهادی، احتمالا جنجالی درست خواهد شدو فریاد وامصیبتای کسانی مثل #ظریف به آسمان خواهد رفت و زمان ارزشمندی که باید صرف سازندگی و رفع مشکلات کشور شود،صرف #جدالهای_سیاسی بیهوده خواهد شد.
به وضوح مشخص است که عده ای باهدفهای از پیش تعیین شده، مثل درگیر کردن جامعه با پدیده #انشقاق_قومی و سیاسی و جنسیتی و مذهبی، دارند یک امر سیاسی را به یک امر اجتماعی تبدیل می کنند.
ابوالقاسم وردیانی
30 تیرماه 1403
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
✅پدیده« پزشکیان»
دولت «پزشکیان» را می توان ثمره طبیعی اتفاقاتی که در چند سال اخیر افتاد دانست. ماجراهای پسا برجامی و بعد از آن اغتشاشات سال 1401 و آشفتگی و از نظم افتادگی ذهن مردم و مخصوصا اکثریت طبقه متوسط جامعه، ناچار به اینجا ختم می شد. درک شرایط منطقه ای، سیاسی و اقتصادی کشور ،نیاز به بصیرتی داشت که متاسفانه با توجه به جنگ های ترکیبی و رسانه ای و از سویی کم کاری مسئولان فرهنگی جامعه خودمان-اگر از بین نرفته باشد-باید بگویم به شدت در حال افول است.
با فضایی که دولت فعلی در پی ایجاد آن است، این بصیرت نه تنها افزایش نخواهد یافت که روز به روز کم رنگ تر شده و ارزشهای انقلاب به فراموشی سپرده خواهد شد.
حدود نیم قرن طول کشید تا مسلمانان به جایی برسند که برای کشتن نوه پیامبر صف بکشند و کشتن امام حسین ع را موجب رضای الهی بدانند و او و مردان خانواده و یارانش را به فجیع ترین شکل به شهادت برسانند وشیعه در طول تاریخ خودش از این وقایع کم ندیده است.
بر این دولت مستعجل صبر می کنیم و مطیع اوامر ولی امر مسلمین و منتظر فرمان ایشان خواهیم ماند ان شاءالله
ابوالقاسم وردیانی
چهارشنبه 14 شهریور 1403
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
.
سید جان!
تو بر چشم ما بودی
اما حالا که از زمین برخاستی
در جانِ ما نشستی
حالا ما با چشم تو می بینیم
با گوشِ تو می شنویم
و با دست تو
صهیون را ریشه کن خواهیم کرد
تو هنوز اینجایی
هنوز با مایی
حالا
تمام سنگرهای محورِ مقاومت
روشن از حضور توست
همانطور که
روشن از حضور حاج قاسم است و ابومهدی
همانطور که
روشن از حضور همت ها و چمران ها و هادی ها و باکری ها...
حالا دیگر جایی نیست که تو نباشی
و هرجا که تو باشی
نفس اصحاب صهیون تنگ خواهد بود
آنها دوباره نافرمانی کردند
و حرمتِ شنبه راشکستند
و بزودی عذاب الهی
به شکل لشکری از ایران زمین
از دریا و زمین و آسمان
برآنها نازل خواهد شد
و هلاکت و مسخِ ابدی
سرنوشت محتوم آنها خواهد بود
سیدجان!
گفتی که در قدس
نماز خواهی خواند
آری!
در نمازِ جماعتی که بزودی
به امامت حضرتِ عشق، رهبر عزیزمان
در قدس شریف اقامه خواهیم کرد
در تمام صفوف
حضور خواهی داشت
چون
من سید حسن نصرالله هستم
ما سید حسن نصرالله هستیم
جهان سید حسن نصرالله است...
ابوالقاسم وردیانی
شنبه هفتم مهر ماه 1403
روز آسمانی شدن سید مقاومت، شهید سید حسن نصرالله، رضوان الهی بر او باد
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
.
فردا همه می آییم
می آییم که سروجان برافشانیم
و اقتدا کنیم
به سروِ قامتش
و نمازِ عاشقی را
به امید شهادت «بَینَ یدَیهِ»
اقامه کنیم
علی
تنها نخواهد ماند
هرقدر که صفین ها و جمل ها و نهروان ها
در پیش رو باشد
هرقدر که قاسطین و ناکثین و مارقین
با سلاح و حیله و تزویر
تنگاتنگ صف بسته باشند
هرقدر که شیطان
با تمام اذنابِ ریز و درشتش
به میدان آمده باشد
ما می آییم
می مانیم
و می رزمیم تا شهادت
نمازِ فردا
نافله ی نمازِ شکرِ آزادیِ مسجد الاقصی
به امامتِ حضرتِ عشق است
ان شاءالله
ابوالقاسم وردیانی
پنجشنبه دوازدهم مهر 1403
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
یادداشتی کوتاه بر نماز نصر
✳️ارتباط نماز جمعه امروز
با قدرتمندی بدنه اجتماعی انقلاب
و رشد سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی ایران
امروز مردم جلوه دیگری از انقلاب و حضور خودشان را به تماشای دوست و دشمن گذاشتند. فکر می کنم که شاهد یکی از پرشورترین و پر جمعیت ترین نمازهای جمعه بعد از انقلاب بودم. دلم خیلی آرام گرفت.
همه چیز گویای این واقعیت بود که امکان بسیج کردن مردم، بیشتر از همیشه وجود دارد و مردم، با تمام وجود، دل در گروی ولایت دارند و به عشق و فرمان او در میدان هستند و این امکان، یعنی بسیج شدن مردم، انقلاب را با قدرت به پیش می راند و عامل قدرتمندتر شدن محور مقاومت خواهد بود.
این تجمع باشکوه و حیرت انگیز بار دیگر نشان داد که حضرت آقا به عنوان امام جامعه، نقطه مرکزی دایره امت است و جمعیت انبوه امروز، مُهر تاییدی بر قدرتمندی بدنه اجتماعی انقلابیون است.
و باز مثل همیشه بعد از این اتفاق عظیم و با شکوه، باید منتظر فریاد عده ای منورالفکر باشیم که این جمعیت پرشور و با انگیزه، را نماینده همه مردم ایران و جامعه ایرانی نمی دانند و در رد آن بیانیه ها خواهند داد.
این درست است. در اجتماع ما و در هر اجتماعی، قشرهای متفاوت و گاه متعارض اعتقادی وجود دارد. اما نکته مهم اینجاست که این قشر، یعنی مردمی که امروز از همه جای ایران و با همه توان در این مراسم شرکت کرده بودند، قشر فعال و متعهدی است که در همه امور جامعه موثر است. این قشر ، همیشه بی دریغ و منت حضور دارد و حمایت همه جانبه خودش را از ولی فقیه و نظام اثبات کرده است.
البته قشر دیگری هم هستند که به زندگی خودشان مشغولند و به منافع خودشان می اندیشند و با اندیشه های غربگرایانه شبه مدرنیته همراهند و شیوه زندگی عربستانیها و اماراتیها را می پسندند و می ستایند.
اینها همیشه با اهداف عالیه نظام زاویه داشته و دارند. نکته اینجاست که این قشر هیچ گونه کنش میدانی و تاثیرگذاری اجتماعی در جامعه ایرانی نداشته و ندارند.
تاریخ معاصر ایران، از اول انقلاب و دفاع مقدس تا ماجراهای امروز محور مقاومت، کوچکترین کنش و حرکت تاثیرگذاری، مثبت و یا منفی، از ایشان ثبت نکرده. اینها حتی در ماجرای اغتشاشات 1401 هم که در راستای خواسته هایشان بود، کنشگری موثری نداشتند.
ممکن است اینها خودشان را متکثر و اکثریت بپندارند، که پنداری است غلط، اما اگر اینطور هم باشد، این جمعیتِ به زعم خودشان کثیر و منفعل، هرگز نقش آفرین و تاریخ ساز نخواهد بود.
تاریخ را کسانی می سازند که در میدان هستند و می رزمند و مقاومت می کنند و در راه هدف بدون کوچکترین تعللی، از سر و جان و مال می گذرند.
جمعیت عظیم و بی نظیر امروز، پشتوانه ای سترگ و قدرتمند برای انقلاب اسلامی ایران است و تحلیلگران جهانی، اعم از دوست و دشمن، را به این نتیجه می رساند که بدنه و سرمایه اجتماعی انقلاب ما، نه تنها ضعیف و کمرنگ نشده، بلکه پرقدرت تر از همیشه، پیشرو، تاریخ ساز، زایا و پویاست.
ابوالقاسم وردیانی
جمعه سیزدهم مهر 1403
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
✍️یادداشتی کوتاه بر تحولات سوریه
بهتر است اول از بالاتر و به طور مجمل به این ماجرا نگاه کنیم:
1-تحرکات گروههای ضد بشار اسد و تروریستها آغاز می شود.
2-هر چه آنها جلوتر می آیند مناطق تخلیه و ارتش سوریه عقبتر می نشیند.
3-محور مقاومت و در راس آن ایران نیروی میدانی خود را کنار می کشد و به فرستادن وزیر امور خارجه و دیپلماسی و بده بستان سیاسی با چند کشور و کشورهای آستانه یعنی ترکیه و روسیه و نشست دوحه بسنده می کند.
4-فرمانده نیروی قدس در این معرکه در محضر حضرت آقا با لباس شخصی می نشیند و به عزاداری حضرت صدیقه کبری مشغول می شود.
5-رسانه های رسمی ایران مثل صدا و سیما آنچنان که باید و در ماجرای لبنان شاهد بودیم، فعال نیستند و اخبار سوریه را یک در میان بین اخبار گل زدن تیمهای فوتبال داخلی به هم، زیر نویس می کنند.
6-نخست وزیر سوریه در آرامش آمادگی خود را برای همکاری با گروههای پیروز در میدان اعلام می کند و این علام همکاری توسط آنها به سرعت پذیرفته می شود.(انگار هماهنگی ها از قبل صورت گرفته)
7-بشار اسد مخفی می شود و یا به قولی با هواپیما از سوریه می رود بدون هیچ سروصدا و پیغام و پسغامی که در این قبیل موقع اتفاق می افتد.
و...
و اما با توجه به اینکه ما فقط داریم یک روی ماجرا را می بینیم و از روی دیگر ماجرا بی خبریم این سوالات پیش می آید:
1-آیا همه این موارد و مواردی بیشتر از این که به ذهن بنده نرسید، گویای توافقاتی پشت پرده نیست؟ (توافقاتی بین سه کشور روند آستانه)
2-باتوجه به همراهی و همکاری نخست وزیر با معارضان آیا این به ظاهر سقوط نمی تواند طرح ریزی انتقال دولت باشد با نقابی غیر دیپلماتیک؟
3-آیا با توجه به عملکرد ضعیف و ناقص و حرکات نامطلوب بشار خصوصا در این اواخر، بودنش به محور مقاومت ضربه نمی زد؟
4-آیا نمی توان اینگونه گفت که ایران در این شطرنج یک سرباز داد تا یک وزیر شکار کند و با بیرون کردن بشار بازی جدیدی را در منطقه به نفع محور مقاومت آغاز کند؟
5-آیا باید اینگونه بیندیشیم که حضرت آقا وقتی در خرداد امسال به بشار اسد فرمودند که مراقب نقشه جدید غرب برای سوریه باشید، به همین تذکر بسنده کردند.؟
6-آیا تمهیدات لازم را نیندیشیدند که اگر اینگونه شد چه باید کرد و نقش ما در آن چه خواهد بود؟
و سوالاتی بیشمار از این قبیل که اگر به پاسخ آنها درست بیندیشیم زوایای مخفی این ماجرای به ظاهر دفعی و خلق الساعه تا حدودی آشکار خواهد شد. این را هم همه عزیزان بهتر از من می دانند که سیاست، میز بازی ای است دو طبقه که ما از اتفاقات طبقه زیرین همیشه بی خبریم و فقط بازی رو را می بینیم.
والله اعلم بالصواب
ابوالقاسم وردیانی
یکشنبه 18 آذر 1403
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
✍️کوتاه نوشت
بادِ سرد به صورتم سیلی می زد. کمی دیر شده بود. قدمها را تند کردم. بهشت زهرا (س) زیاد شلوغ نبود. مردم در جمع های پریشان، سرِ مزار شهدا بودند. بعد از مدتها به دعوتِ شهیدی بزرگوار، آنجا بودم و خوشحال از اینکه فرصتی دست داده تا در این فضای آشفته و از هر سو مبهم، لحظه ای با یارانِ رفته باشم و از هرچه غیرِ اوست، رها شوم.
هنوز به مقصد نرسیده بودم که چشمم به چیزی افتاد. قدمهایم کُند شد. دلم گرفت یا بهتر بگویم دلم شکست. جلوی چشمم سنگِ مزارِ کهنۀ شهیدی بود که ویترینِ آلومنیومی آن، تبدیل به کمدی خاک گرفته از کم ارزشترین چیزهایی شده بود، که به تصور می آمد.
لحظه ای به ویترین نگاه کردم. شباهت عجیبی بود بین آن و ارزشهایی که فراموش شده اند و یا دارند فراموش می شوند.
شباهت عجیبی بود بین آن خاک گرفته ها و حجاب، و خیلی ارزشهای دیگر، ارزشهایی که با شعار احتمال بروز چالشها و تنشها در سطح جامعه، کنار گذاشته شده اند تا خاک بخورند و فراموش شوند و متولیانِ امر، جاهلانه و یا عامدانه سرگرمِ آن کارِ دیگر هستند.
آرام کنارِ مزار شهید نشستم و دستم را روی سنگ سرد و یخ زده آن گذاشتم. سرما از کف دست بالا کشید و توی تمام تنم چرخید. به اطراف نگاه کردم. کسی حواسش به من نبود. آهسته گفتم:
-چه خوب که رفتی همسنگر ! چه خوب که نیستی تا ببینی، چه دارد بر سر آنچه که برایش جان دادی، می آید!
صدای غمزده اش در گوشم پیچید:
-چه می گویی برادر جان که دل ما اینجا در ملکوت هم خون است! فراموش کرده ای که ما شهیدیم و شاهد و بهتر از هر کسی می بینیم و می شنویم؟
پرسیدم:
-مگر شما در جایگاهِ رفیعِ «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» نیستید؟
صدایش غمگین تر شد:
-آیا ما می توانیم شاد باشیم وقتی که دل امام زمان عج از این پشت کردن به ارزشها و روی آوردن به زشتی ها خون است، ؟
جوابی نداشتم. پرسیدم:
-ما چه باید بکنیم برادرجان؟
پژواک صدایش بین زمین و آسمان پیچید:
-حکم امام(ره) را فراموش نکن! ما ماموریم به وظیفه...
ابوالقاسم وردیانی
دهم اسفند 1403
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
بسم الله الرحمن الرحیم
نامه ای سرگشاده به رئیس دولت چهاردهم
فاصله بین علی و ابوبکر، یک سقیفه بنی ساعده بیشتر نیست.
سلام علیکم و رحمت الله
آقای دکتر پزشکیان!
زندگی در این دنیا روزی برای من و برای شما و برای همه تمام میشود.
همانطور که برای حضرت ابراهیم علیه السلام و نمرود تمام شد.همانطور که برای حضرت موسی علیه السلام و فرعون تمام شد. و همانطور که برای امام حسین علیه السلام و یزید لعنت الله علیه تمام شد.
در روزی که بی گمان خواهد آمد و همه در محضر حضرت حق باید پاسخگوی اعمالمان باشیم، از شما خواهند پرسید چرا اجازه ندادید که قانون حجاب که تمامی هویت ایرانی و اسلامی و دینی و انقلابی ماست، اجرا شود؟
پاسخ شما چه خواهد بود؟
آیا گفتن این جمله که من نمی خواستم جلوی مردم بایستم شما و اعضای اتاق فکر شما را خلاص می کند؟
این مردم چه کسانی هستند که شما نمی خواهید جلوی ایشان بایستید؟
آیا خیل عظیم بانوان محجبه که همیشه در تمام نماز جمعه ها و مراسمات و تشییع پیکر شهدا، حضور دارند مردم نیستند؟
آیا فقط عده ای معدود، بیحجاب استحاله شده در فرهنگ غرب مردمند؟
بنا به فرمایش حضرت آقا _نقل به مضمون می کنم_ اینها چون خیلی سروصدا می کنند، زیاد دیده می شوند اما مومنین و کسانی که به اصول انقلاب پایبندند، ساکت ایستاده و گوش به فرمان ولی دارند و به همین دلیل اینطور استنباط می شود که در اقلیت هستند.
وقتی که نگاههای هرزه، با این تصمیم غلط و کوتاهی شما، هر روز بیشتر شدند و هر روز بساط گناه گسترده تر شد و هر روز حجب و حیا بیشتر از جامعه رخت بربست و تبعات آن گریبان جامعه راگرفت، باشید و نباشید، باید در محضر خداوند پاسخگو باشید و این است باقیات السیئاتی که هر لحظه بر آن افزوده می شود.
دلم برایتان می سوزد دکتر جان!
حیف است که در دهه هشتم زندگی، با گوش دادن به وسوسه اتاق فکرهایی که ریشه در نفوذ دارند، آخرتتان را خراب کنید.
کمی بیندیشید. آخرِ این راه به کجا ختم خواهد شد؟
و شما چگونه باید پاسخ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را برای مجال و میدان دادن به این بیحیایی بدهید؟
دلم برایتان می سوزد دکتر جان
که دارید معامله ای می کنید که غیر از خشنودی شیطان و اذنابش ثمری ندارد.
دلم برایتان می سوزد...
هنوز دیر نشده. گوش به فرمان رهبر باشید. بارها گفتید و شنیدیم که «من ذوب در رهبری هستم»
حرف من و امثال من و اتاق فکرتان را رها کنید. تشریف ببرید خدمت ایشان و کسب تکلیف کنید و هر چه ایشان فرمودند به آن عمل کنید که خیر دنیا و آخرتتان در این متابعت از کلام ایشان است.
من آنچه را شرط بلاغ بود گفتم پندگیری و ملالش با خودتان
بعید است این نامه سرگشاده به دست شما برسد اما از هرکسی که خیرخواه شماست می خواهم که این نامه را به دست شما برساند که زمان تنگ است و فاصله بین علی و ابوبکر یک سقیفه بنی ساعده بیشتر نیست.
امیدوارم که خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر بگرداند.
ان شاءالله
ابوالقاسم وردیانی
پنجشنبه شانزدهم اسفند هزار و چهارصد و سه
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
باسمه تعالی
🔸رمزگشایی از تمجید رهبری از رئیس دولت چهاردهم
🔸آیا رئیس دولت چهاردهم با این عملکرد نامناسب، شایسته تمجید رهبری است؟
ه✍️
در این یادداشت کوتاه می خواهم از لایه های پنهان تمجید رهبر از رئیس دولت چهاردهم بنویسم و اینکه از ایشان چه شنیدیم و دولتیها و به خصوص رئیس دولت از این شنیده ها چه باید در می یافت.
قصد ندارم به بیانات ایشان قبل از این تمجید و اینکه شهید رئیسی را «سر سفرۀ لطف الهی و رحمت الهی» دانستند و هشدار دادند که «عمر دست خداست» و ... و جملات کلیدی از این دست اشاره کنم هرچند همه آنها، حامل بایدها و نبایدهایی بسیار مهم و رهنمودهایی غیر مستقیم بود.
شاید در فرصت مناسب به افتان و خیزان بودن جملات، آکسانها، میزان مکثها، حالاتِ صورت و دستهای حضرت ایشان، هنگام بیان این عبارات و معنایی که به جملات اضافه می کنند، هم بپردازیم.
حالا به عین بیانات ایشان، نگاهی دقیقتر و عمیقتر بیندازیم:
... تشکّر میکنم از بیانات جناب آقای دکتر پزشکیان، رئیسجمهور محترم. بیانات گسترده و خوب، و مفیدی رو انجام دادن. آنچه که نظر من رو جلب میکنه
[بیانات کوتاه است و زمان اندک و ایشان به مهمترین چیزها اشاره دارند پس چیزی که نظر ایشان را جلب کرده باید چیز خیلی مهمی باشد]
بارها هم به خود ایشان، این رو گفتم
[یعنی این موضوع در جلسات خصوصی تر هم بارها عنوان شده اما چرا باید شخص ایشان این مورد را بارها تکرار کنند و به او یادآوری فرمایند؟]
اون حالت انگیزهای است که در ایشان وجود داره
[یعنی تنها چیز قابل توجه در رئیس یک دولت تا اینجای کار فقط انگیزۀ اوست و دیگر چیزها که باید باشد، یا وجود ندارد و یا خیلی کمرنگ است]
این خیلی باارزشه. این انگیزه، این احساس اینکه «ما میتوانیم، حتماً انجام میدیم، دنبال میکنیم، به خدا تکیه میکنیم، به کسی غیر خدا تکیه نمیکنیم»
[در پشت این عبارات، اوامری نهفته است. همه می دانیم که پزشکیان از خودش سمبل «نمی توانیم و نمی شود و باید از خارج از کشور کارشناس بیاوریم و ...» ساخته است و در آخرین پازل این سمبل در جریان استیضاح همتی گفت که «من موافق مذاکره بودم ولی چون رهبری مخالف بود ما هم تسلیم شدیم» این که گمان کنیم رهبری، رفتار، گفتار و مدیریت پزشکیان را به دقت دنبال نمی کنند، گمانی است غلط. پس وقتی ایشان با شناخت کامل از او، او را صاحب انگیزه بالا می داند و احساساتی مثل «ما میتوانیم، حتماً انجام میدیم، دنبال میکنیم، به خدا تکیه میکنیم، به کسی غیر خدا تکیه نمیکنیم» را به اونسبت می دهند به این معنی است که: «تو باید انگیزه داشته باشی! تو باید بتوانی! تو باید انجام دهی! تو باید دنبال کنی! تو باید به خدا تکیه کنی! تو باید به غیر از خدا تکیه نکنی!» و اگر این کار را کردی موفق خواهی شد اما چون اینها را به کار نبستی هنوز موفق نشده ای]
این حالت در ایشون خیلی باارزشه
[یعنی این انگیزه که هنوز بالقوه است و به فعل درنیامده. مانند شاگردی که در آزمون موفق نبوده و معلم دارد به او انگیزه می دهد و با تعریف از او این انگیزه را ایجاد می کند، تا شاید بتواند در ادامه راه و آزمون بعدی موفق شود]
و انشاءالله به کمک الهی خواهند توانست این کارها را انجام بدن
[یعنی هنوز نتوانسته است کاری انجام بدهد شاید در آینده بتواند]
امیدوارم انشاءالله در فاصلهی نهچندان زیادی ایشون در مقابل جمع بایستن
[با توجه به اینکه همه می دانیم که رهبری از هیچ عبارت و واژه ای بدون دلیل استفاده نمی کنند، چرا ایشان قید «در مقابل جمع» را استفاده می کنند؟ به دلیل اینکه همگان می دانند که ایشان در اداره امور مملکت ناتوان است و باید بعد از انجام درست و کامل وظایف خودش، نه به رهبری که به جمع مردم گزارش بدهد و این گزارش عملکرد موفق در مقابل جمع و در محضر مردم، در اصل عذرخواهی از سوءمدیریتهایی است که تاکنون شاهدش بوده و هنوز هم هستیم]
و اجرا شدن این خواستههای بزرگ رو مژده بدهند به مردم
[وقتی خبر «اجرا شدن این خواسته های بزرگ» به شکل مژده باید بیان شود، یعنی این خبر از خبرهای خوب دیگر فراتر و بالاتر و برتر است. یعنی اگر دولت، بتواند وظایف خود را انجام دهد، انگار برای مردم مژده است و باید مژدگانی داد]
و مردم رو خوشحال کنن.
ه✍️
بیانات ایشان در این موضوع همینجا به پایان می رسد. بی گمان این فرصتی دوباره بود که رهبری با سعه صدر، برای انجام درست وظایف و برداشتن بار از دوش مردم به دولت چهاردهم دادند و در قالب تمجید-که ادبا به آن ذمّ شبیه مدح می گویند- خیلی نرم و مهربانانه و مدبرانه تمام گفتنی های و باید ها و نبایدها را بیان فرمودند.
والله اعلم باصواب
ابوالقاسم وردیانی
یکشنبه 19 اسفند 1403
برابر با 8 رمضان 1446 تهران
.
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
باسمه تعالی
🔸چرا رهبری در موضوع اجرا نشدن قانون حجاب و عفاف دخالت نمی کنند؟
مشی رهبری در تمام این سالهای پس از امام ره حمایت از دولتها بوده و هر جا که لازم دانسته اند، در مواردی فقط تذکر داده اند که بیشتر این تذکرات را در دولتهای یازدهم و دوازدهم شاهد بودیم.
هر جا دولتها و روسای آنها ترک فعل یا خطایی داشتند، ایشان به تذکر در جلسات خصوصی و گاهی در صورت مهم بودن موضوع در جلسات عمومی بسنده کرده و هیچگاه خود را در مقابل رای مردم قرار نداده اند تا جایی که در ماجرای برجام هم ایشان ورود نکردند و به راهنمایی و تذکر بسنده فرمودند.
به هر حال رئیس دولت، منتخب همان عده ای است که به او رای داده اند و نه منتخب مردم. او تنها توانسته اکثریت آرا را در بین مجموع آرای رای دهندگان به دست بیاورد اما حضرت ایشان به احترام همین تعداد هم، در امور دولتها دخالت نمی کنند و تنها دخالتی که دارند، کمکهایی است که دولت وقت لازم دارد. که بارزترین آن در این دولت، اجازه برداشت یک میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برای رفع بعضی از مشکلات دولت(بخوانید آثار بی عرضگی دولت) بود.
به این سوالات دقت بفرمایید:
آیا رهبری با نوع مدیریت اقتصادی و فرهنگی دولت موافق است؟
آیا با این ولنگاری و برهنگی و هرزگی موافق است؟
آیا با این ترک فعل و استنکاف رئیس دولت در مورد قانون حجاب و عفاف موافق است؟
برای کسی که کوچکترین شناختی از ایشان داشته باشد، فرقی نمی کند دوست باشد یا دشمن، اظهر من الشمس است که ایشان هیچگاه با این موارد و موارد مشابه موافق نبوده و نیستند اما همانطور که اشاره شد، دولت فعلی انتخاب اکثریت رای دهندگان است و از نظر قانونی وجاهت دارد و قانون همیشه خط قرمز حضرت رهبری بوده است.
صبوری حضرت ایشان تا آنجایی ادامه خواهد داشت که خود مردم خواهان برکناری دولت و یا تغییری در آن باشند. دقیقا همان روشی که حضرت امام ره در زمان بنی صدر به کار بستند و جلوی خیلی از فتنه ها را گرفتند.
حالا نوبت ماست که در اعتراض به وضع حجاب و عفاف جلوگیری از اشاعه بی بندوباری و بی حجابی به میدان بیاییم و در خواست خودمان را به صورت مسالمت آمیز بیان کنیم و آنجاست که حضرت رهبر وارد خواهند شد و با پشتیبانی از خواسته به حق مردم، در جهت تغییرات لازم تدبیر خواهند فرمود.
ان شاءالله
ابوالقاسم وردیانی
سه شنبه 21 اسفند 1403 تهران
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani
...
در را پشت سرم می بندم. من می مانم و خیابان. نگاهی به فهرست طولانی خرید می اندازم. آن را مچاله می کنم و می چپانم توی جیب و توی پیاده روِ شلوغ راه می افتم.
ماشینی مدل بالا و تمیز، به سرعت رد می شود. آنقدر تمیز است که نور تمام چراغهای توی پیاده رو را منعکس می کند. جیغِ اگزوز و نعرۀ موسیقی، توی مغزم می کوبد.
صدای انفجار گلوله های توپ و خمپاره نزدیکتر شده. سرم سوت می کشد. تند می نشینم کنار دیوار. چند نفر بر می گردند و با تعجب نگاهم می کنند. دختری با موهای رنگارنگ، به من اشاره می کند و با دوستانش بلند می خندند. دست به دیوار می گیرم و بلند می شوم. دو سه نفر که گامهاشان کند شده بود، با بلند شدن من، پا تند می کنند و در حالی که زیرچشمی مرا می پایند، می گذرند. سرم تیر می کشد. شانه به شانۀ دیوار راه می افتم.
موتوری با سرعت از کنارم عبور می کند. موتور سوار داد می زند:
-هووووی عمو!!!
و دختری که تَرکِ موتور نشسته و موها را به باد سپرده با خشم نگاهم می کند و با سرعت توی پیاده رو، جمعیت را به چپ و راست می رانند و می روند.
جلوتر زنان و دخترکانِ رنگارنگ و موجوداتی بین زن و مرد، جمع شده اند و بلند بلند حرف می زنند و سروصدا می کنند. چند نفر هم ایستاده اند و با موبایلشان فیلم می گیرند. تهِ دلم خالی می شود:
-آرمان!
به سرعت به طرف آنها می دوم. نفسم تنگ می شود. درد از زیر قفسه سینه ام بالا می کشد و توی گردنم پخش می شود. می ایستم. دستها را روی زانو می گذارم و نفس زنان به آنها نگاه می کنم.
دخترکی نیمه برهنه، شعله وار در وسط می چرخد و می رقصد و بقیه، مثل رگه های دود، در هم می لولند و تکان می خورند. لبهای همه شان قرمز است. انگار که به جشنِ مکیدنِ خونِ «آرمان» آمده اند.
پاهایم سست می شود. کنار دیوار می نشینم. قلبم دارد از سینه ام بیرون می زند. سرم را به دیوار تکیه می دهم. چشمم به تابلوی روی دیوار پیاده رو می افتد:
-خیابانِ شهید...
ابوالقاسم وردیانی
دوشنبه 27 اسفند 1403
🔸یادداشتهای کوتاه من در ویراستی
🔹https://virasty.com/Vardiani