بچه ها بزارید از بچه هام واستون بگم
شاید واستون عجیب باشه ولی من یه روزی مادر دوتا جوجه بودم:)))
دوتا بودن
یکیشون که بلوند از کف آمریکا بود خیلی مشتی و شلوغ بود(اسمش پوکی بود و مال خودم😭) اون یکی هم قهوه ای مینیاتوری با خط چشم شهلایی ولی بسیااااار آروم(مال داداشم بود ولی مثل بچه خودم بزرگ کردم)
آخرشم سرنوشت یزید، دستشون رو از دنیا کوتاه کرد و من هفته ها براشون مراسم عزاداری گرفتم. اونم کی؟ دقیقا زمان امتحانات نهایی
حتی الان که تایپ میکنم غمم گین میشه
نصف شب ها پا میشدم به آب و دونشون میرسیدم
تازه بدبخت هارو بیدار میکردم که غذا بخورن نمیرن
فحش تو چشماشون موج میزد
پوکی
سلام و نور⭐️` منو به اسم پسته یا پوکی میشناسنD: عکس های ساده و صحبت های زندانی در مغز🌷 آکواریم وی
ای وای خدا بیامرزه غم آخرت باشه😭😭 عکس نداری؟
ـ ـ
ممنونم تو شادیت جبران کنم🫂
نه دیگه
مگه میزارن یه مادر عکس بچه های مردش جلو چشمش باشه