https://eitaa.com/6046862/74968
اینم یکی از چیزاییه که وارد شده و آدمایی که میخوان بگن ما فارسی کیلی کم ولی انگلیسی فول ازش استفاده میکنن 🥸
فعلی که در انگلیسی برای استفاده از جواهر و عطر استفاده میشه، پوشیدن (wear) هست:
Wearing jewelry/ perfume
نکته جالبیه به نوبه خودش، اون ابتدا چه فعل و انفعالاتی در ذهن پایهگذاران این زبان شکل گرفته که فکر کردن جواهر و عطر پوشیده میشه؟
در ادامهی مطالبی که درمورد "آزمایش زندان استنفورد" گفتیم، بد نیست که بدونین در طی این سالها چندین اقتباس سینمایی ازش انجام شده که اینیکی برای سال ۲۰۱۵ دقیقترین و نزدیکترین به واقعیتیه که اتفاق افتاد، اگه میخواین بصری هم این ماجرا رو نگاه کنین و بهتر در ذهنتون بمونه میتونین ببینینش، توصیهم باسانسوره.
بچهها یه کیدرامای سافت ولی پرکشش میشناسین بهم معرفی کنین؟ :> معنادار باشه
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1jldoxg&btn=پیوست
سافت یعنی چی؟
~ خشن و سنگین نباشه، ریتم آرومی داشته باشه اما کشش داشته باشه و جذابیتش کم نشه.
معنادار باشه به عبارتی نه اینکه در تصاویر گم شه.
معنادار با چاشنی غم زندگی ؟ نارنگی
معنادار با چاشنی شکلات ؟ عاشقان ناشناس ( کره ای نیست ولی هان هیو جو توش بازی کرده)
معنادار با چاشنی مرگ و آشپزی ؟ دستور العمل خداحافظی / recipe for firewall ( بازیگر کیم سابو توش بازی کردهههه)
معنادار با چاشنی فیلمسازی و زندگی؟ همه داریم تلاش میکنیم ( بشخصه خودم🛐🛐🛐🛐🛐 براش )
~ اولی و آخری رو دیدم و خیلی خوب بودن
ممنووون بابت جواب مفصلت. 💟
یکی از چیزهایی که راجع به فیلم ممنتو عجیبه، اینه که بیماری شخصیت اصلی رو اشتباه میگه! لیونارد "فراموشی پیشرونده" داره، نه اختلال حافظه کوتاهمدت. چرا این رو میگیم؟ برای اینکه اگر کسی حافظه کوتاهمدتش ایراد داشته باشه اتفاقات رو همون لحظه که در حال رخ دادن هستن نمیتونه در ذهن نگهداره، ولی شخصیت این فیلم به راحتی حدود پنج دقیقه (یکی از سکانسهای فیلم) اطلاعات رو حفظ میکنه و با دیگران ارتباط میگیره اما در ادامه قادر نیست اونها رو به حافظه بلندمدت منتقل کنه برای همین به کارهایی مثل خالکوبی روی میاره.
نمیدونیم نولان میخواسته با اینکار آدمها رو گیجتر کنه یا یه اشتباه صادقانه اتفاق افتاده. :)
(یادمه خودم دقیقاً ترمی که روانشناسی شناختی داشتم و درمورد حافظه میخوندیم ممنتو رو دیدم و حقیقتاً علاوه بر داستان بهخاطر نامگذاری اختلال دچار سرگیجه شده بودم.)
"پِیوَست"
بچهها یه کیدرامای سافت ولی پرکشش میشناسین بهم معرفی کنین؟ :> معنادار باشه https://eitaa.com/nashe
- شاید فردا
- مامان بد
- Our movie
- Melo movie خوبه به نظرم اگه ندیدی.
- سقوط بر روی تو رو ک دیدی؟
- آجوشی من =)
البته که اونقدر سافت نیست ولی ملودرامه. احساسات در آجوشی من بسیاااار واقعین.
~ ممنون بچههااا
اولی رو پیدا نکردم، "فردا" رو دیدهم که مربوط به مرگ بود
همون شب "فیلم ما" رو دانلود کردم امیدوارم خوشم بیاد 🙏
آره سقوط عشق رو دیدهم 🤝✨
آجوشی من اصلا سافت نیست 😭 خیلی سنگینه احساساتش منظورتون چیه 💘
- We are all trying here رو دیدی؟ :>
~ بلهه :) اتفاقاً خیلی برام خاص شد که تعریف میکنم.
"ما همه داریم تلاش میکنیم" درمورد یکی از اعضای گروه تحصیلکردهی رشتهی کارگردانیه که برخلاف سایر دوستانش هنوز نتونسته هیچ فیلمی بسازه و به اصطلاح دبیو کنه، بنابراین در نظر اطرافیان یه بازنده ست و خودش این احساس بدی که داره رو در لذت بردن از شکست دیگران نشون میده و با زیاد حرف زدن خودش رو خالی میکنه؛
'هوانگ دونگمن
'احتمالاً قراره یه بخشی از همه ماها رو نشون بده که سعی در قایم کردنش داریم، بخشی که سرخورده و بازندهست ولی امیدواره و ادامهدهنده. از اونطرف 'بیون اونآه' رو داریم که با دونگمن کنتراست ایجاد میکنه، یه منتقد فیلمنامه و نویسندهست که با وجود تیرگیهایی که اطرافش رو گرفته، همچنان روشن مونده و موقرانه دربرابر زخمزبانها محکم میایسته، وقتی که لازمه پاسخ میده یا درصورت لزوم نادیده میگیره ولی بهرحال خودداره و تجربیاتش رو تلخ یا شیرین با هرکسی درمیون نمیذاره. من فکر میکنم هرکدوم از این دو شخصیت اصلی اونچه که دیگری نداشت و در آرزوش رو بروز میدادن و همین علت کشیدهشدنشون به سمت هم بود، همین هم باعث شد تا انتهای سریال نسخهی بهتری از همدیگر رو بیرون بکشن. اما دلیلی که برای من خاص شد این بود که دیدنش دقیقاً مصادف با زمانی شد که من درمورد "سایکودراما" میخوندم و در این رویکرد رواندرمانی، روانشناس 'کارگردان' نام میگیره و در جلسات درمان 'نمایش روانی' رو پیش میبره، برای همین تصور میکردم خودم میتونم 'کامدوکنیم' صدا بشم و به خاطر همین تجربه نزدیکتری با سریال داشتم و ارتباط برقرار کردم. =)🎬 #we_are_all_trying_here
"شیطان پرادا میپوشد ۲" فقط ماستمالی و لاپوشونی کل شوق و انگیزهی اصیل فیلم اول بود.
در فیلم اول دیدیم اندی چطور از رانوی که آرزوی خیلیها بود رفت که روی پای خودش بایسته و از هیاهوی دنیا، توی چشم بودن، از "شیطانی" که در برندپوش بودن نهفته دور بشه و در انتهاش به خونه و فرد دوستداشتنیش و به هویتش برمیگرده.
اینجا اما تو حس میکنی انگار شرکت فیلمسازی در باتلاق گیر کرده و داره دست و پا میزنه تا غرق نشه، چون ایده خوب نداره یک فیلم قدیمی مورد اقبال رو از صندوقچه عتیقههاش بیرون کشیده تا همهچیز درموردش رو وارونه کنه و سعی کنه خلاف فیلم پرفروش قبلی آدمها رو با ادای جذابیت درآوردن جذب رویای آمریکایی کنه!
پروتاگونیست فیلم قبل که رشد شخصیتش رو دیدهبودیم برمیگردونه و اینبار او رو میفرسته دنبال نجات چیزی که پیشتر ازش متنفر شده بود و کاری میکنه صرفاً بهخاطر منفعت کنونی، همه تلاش گذشتهش رو زیر سوال ببره.
البته شاید این منم که احساس خوب فیلم اول رو به اشتباه طبق تفکرات خودم تفسیر کردهبودم ولی در فیلم دوم احساس میکردم فیلمساز اسباببازیهای قدیمیش رو از سطل درآورده و کلاژِ کاریکاتور گونهای ازشون درست کرده و مثل بچه بهت میگه باید دوستش داشته باشی!
#the_devil_wears_prada_2