eitaa logo
دانلود
"دراما" هم که ترجمه نشه بهتره، به خاطر ریتینگ pg بالاش با سانسور نگاه کردم و چیزی از مفهوم فیلم از دست نرفت. از این جهت جذابیت داشت که به راحتی می‌تونست در زندگی هرکسی ترجمه بشه. درحالی‌که به یک موضوع خاص یعنی تیراندازی در مدرسه (school shooting) می‌پردازه، می‌تونه درمورد تمام تجربیات بد یا حتی نیات شومی که هرکس ممکنه در طول زندگیش داشته باشه صدق کنه. نقطه عطف (plot point) داستان اون‌جاییه که چهارنفر یه چالش می‌ذارن که هرکدوم بدترین کاری که در زندگی کردن رو بگن و دختری که قراره چندروز دیگه عروس بشه بقیه رو از قصد اجرایی (implementation intention) که سال‌ها پیش داشته و حتی عملیش نکرده آگاه می‌کنه و از اون‌جاست که قطار فیلم از فضای کمدی رمانتیک (rom-com) با سرعت زیاد به ژانر ترسناک روان‌شناختی (psychological thriller) برخورد می‌کنه و وارد یه ترن هوایی از انکار، سردرگمی، گفت‌وگو و رنج می‌شه. سوال این‌جاست؛ آیا باید کسی که قراره باهاش زندگی کنی رو به تمام گذشته‌ت آگاه کنی؟ البته مشخصاً بهتره جوری زندگی کنی که ازش شرمنده نباشی تا اگر قرار بود همه بفهمن هم اذیت نشی، اما بازم اگر مسئله‌ای پیش اومد که می‌دونستی با اعتراف بهش خودت و دیگران رو دچار عذاب می‌کنی چی؟
و چیزی که درمورد این فیلم جالب بود قسمتی بود که بعد از این‌که دختره قصد تیراندازی داشت و برنامه‌ریزی هم کرده بود، یکی زودتر از اون سر می‌رسه و اون دیگه فرصتش رو پیدا نمی‌کنه، یک نقطه‌ی عطف دیگه این‌جاست که بعد از این نه تنها دیگه به انجامش فکر نمی‌کنه بلکه متحول می‌شه، چرا؟ چون فقط می‌خواست با انجام یه کار بزرگ خودش رو نشون بده و احساس قدرت و کنترل و یا حتی ارتباط با بقیه رو به دست بیاره، تا وقتی که این‌طور فکر می‌کرد از فکرکردن به احساسات دیگران و تبعات چنین تصمیمی در امان بود، ولی به محض این‌که خودش رو کاملاً بی‌قدرت و تسلط دید، تونست رودررو به چشم دیگران نگاه کنه و احساسشون رو درک کنه تازه نورون‌های آینه‌ای و درک و همدلیش به کار افتادن پس دقیقاً مخالف راهی که قبلاً می‌خواست بره رو طی کرد و حتی در ضدیت با قانون حمل اسلحه فعالیت اجتماعی می‌کرد چون‌که تونسته بود تسلط و ارتباطش با دیگران و دنیا رو در مسیر درستش به دست بیاره.
جمله‌ای از فیلم هم که آدم رو به فکر وا می‌داشت چیزی شبیه این بود که: اگر آدم‌هایی هستن که به این موضوع فکر کردن و قصد داشتن و فرصت انجامش رو هم پیدا کردن، پس چقدر آدم‌ها بودن که فکر و نیت کردن و انجامش ندادن..!
هدایت شده از 🇵🇸Season2🇮🇷🎒
https://eitaa.com/PostScript/1298 من هنوز مطمئن نیستم دوستش پیترو به یاد اورده باشه اینکه گفت پیتر لزوما به معنی این نبوده که پیتر پارکر رو یادش اومده چون قبلش پیتر خودشو معرفی کرده بود و گفته بود پیترم و یسری تئوری های دیگه هم میگفتن که مثلا قبلا خونه ام جی و ند گفته بودن اسم اسپایدرمن پیتره و سر همون ابنجا پبتر گفت من پیترم ند شگفت زده شد به هر حال اینکه ند پیترو با یه سبک دست دادن به یاد بیاره اما ام جی با تو بغل اسپایدرمن تاب خوردن و اونهمه حرف زدن و وقت گذروندن باهاش به یاد نیاره خیلی رو مخمه و اگه واقعا یادش اومده باشه خیلی ناراحت میشم که همچین منطق ضعیفی به کار بردن
آره یه جورایی منطقش لنگ می‌زنه ولی خب در این‌که حافظه رویه‌ای و بدنی ند اون‌جا فعال شد شکی نیست، ممکنه همه چیز درمورد دوستیش با پیتر رو به خاطر نیاورده باشه ولی به خاطر آوردن نوع دست‌دادن و احساس صمیمیت رو صدرصد داشت. درمورد ام‌جی هم حقیقتاً با این‌که حتی یه ذره هم به یادش نیاورد کنار نمیام چون به قول تو هم کلی باهاش تاب خورد و هم این‌که به هرحال اون با پیتر نزدیک‌تر از ند بود و به نظرم با وجود قضیه تله‌پاتی هم می‌تونست به یادش بیاره. 🌚
مگه چه ارتباطی بین انولاهولمز 3و البوم اون دختره بود؟ میدوتم که تو ش کفت برا دخاری که تو عشقه خیلی تاراحت به نظر میای و اون دختره دوست دختر لوییس پاتریجه اما ربطشو نمیفهمم، یعنی اون یارو بدرفتاری کرده؟ همون لوییسو میگم، ~ من یه بار کامل ارتباطش رو گفته بودم ولیی پاکش کردم، دوستان اون پیام رو کسی نداره؟
سلام من جدیدم خوش اومدم میگم راستی سریال پنت هاوس و موش و نام من رو دیدی؟ ~ سلاام خوش اومدی موش رو دیدم، نام من رو دانلود دارم و پنت هاوس سلیقه‌م نبود 🤝
سریال هانیبال رو دیدی؟ ~ اون‌که اصلاً سلیقه‌م نیست.