Depression might feel like this. #Maid
پاییز امسال داشتم فکر میکردم برای من ژانر این فصل زیاد رومنس نیست، بیشتر معماییه
و رفتم سراغ یکی از کتابهای معروف آگاتا کریستی به اسم "و آنگاه هیچکس نماند" یا "ده بچهی زنگی"
چیزی که ذهن رو درگیر میکرد این نبود که چهکسی قراره بمیره چون اگر شروع به خوندن کتاب کنین از شعر ابتداییش و حتی اسمش! میدونین که همهی این ده نفر قراره بمیرن، پس معما این بود که چهکسی و چطور داره این قتلها رو انجام میده.
اگه قرار بود از ده بهش امتیاز بدم حداقل سهتا کم میکردم به همین دلیل که درمورد تعداد مرگها، منطق پشتشون، حتی تاحدودی نحوهی مرگشون اطلاع قبلی داشتیم اما هفت امتیاز برای اینکه از طرف دیگه یک نویسنده باید خیلی استادانه داستانپردازی کنه که با وجود دونستن همهی اینا خواننده همچنان ادامه بده تا ببینه آخر کار چی انتظارش رو میکشه. 🪓
#and_then_there_were_none
در باب سریال هم دنبال یه مجموعهی خوب جنایی-معمایی میگشتم که کسی مجموعهی "Broadchurch" رو بهم معرفی کرد -قبل از اینکه حتی بهش بگم دنبال چنین چیزی میگردم- و چه معرفی بهموقع و چه انتخاب خوبی بود.
این سریال در سه فصل هشت قسمتی منتشر شده؛
فصل اول که بهنظرم از بقیه بهتره(؟!) پروندهی رازآلود و غمانگیز قتل پسربچهی زیبایی به نام 'دنی لتیمر' رو در پیش میگیره که جنازهش در ساحل و پایین صخرهها پیدا شده اما بهنظر نمیاد از اون بالا افتاده باشه و صحنهسازی از سمت قاتل بیتجربه بنظر میاد، کارآگاه مسئول پرونده 'الِک هاردی' با بازی David Tennant و کارآگاه دیگه 'اِلی میلِر' با بازی Olivia Colman هست.
فصل دوم به اتفاقاتی میپردازه که پس از پیداشدن قاتل میافته، ادامهی سوگ و خشم خانوادهی دنی و بههم ریخته بودن شهر و روند دادگاه قاتل رو نشون میده و از طرف دیگه پروندهی قبلی کارآگاه الک هاردی که جای سوال داشت رو برامون روشن میکنه که بفهمیم چیشد که اصلا در وهلهی اول مجبور شد به برودچرچ بیاد و فصل سوم با همون بازیگرها، یه پروندهی دیگه با موضوعی متفاوت در پیش میگیره که بسته به علاقهتون (به موضوع و کارکترها) داره که ببینیدش یا نه.
#broadchurch
[برودچرچ ترجمه نداره و نام منطقهای در اسکاتلند هست، طبعاً درصورت تماشاش قراره لهجهی اسکاتیش بشنوین 🕶]