eitaa logo
"پِیوَست"
108 دنبال‌کننده
268 عکس
9 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🇵🇸Season2
https://eitaa.com/PostScript/424 ی نکته ی دیگش این بود که اخر انیمیشن اول احساسات انواع ادما از جمله مامان باباش رو نشون داد و فقط همون پنج تا بود در حالی که رایلی وقتی بزرگ شد احساسات جدیدی وارد زندگیش شد و قطعا این احساسات با رسیدن به سن مامان و بابا قرار نیست از بین برن پس بهتر بود دیزنی از اول برای دوش برنامه میریخت یا اصلا ذهن بقیه رو تو یکش نشون نمیداد نمیدونم رو مخ من که خیلی بود این موضوع😂
به اینم توجه کرده بودم ولی خب خواستم زیاد گیر ندم بهش چون می‌شه گفت اون پنج‌تا اصلی‌ترن و بقیه در بعضی مواقع بهشون می‌پیوندن [باتوجه به این‌که توی دومی فقط اونا توی سر والدینش نشون داده شدن]، ولی حرفت کاملا درسته و این نقص و عدم انسجام درونی به حساب میاد. حتی این عجیبه که هیجانات جدید در سن ۱۱-۱۲ سالگی اضافه بشن چون از همون کودکی هم وجود دارن.
📪 پیام جدید https://eitaa.com/PostScript/428 من دارم شیش رو می‌بینم 😂 ~ دادااش خب می‌گفتیی، من اون‌موقع سه رو دیده بودم گفتم صبر کنم برسی😂
📪 پیام جدید https://eitaa.com/PostScript/429 وای شرمنده. انقدر محو فیلم بودم که کلا به اینا فکر نکردم. حالا اشکال نداره به جاش من صبر می‌کنم برسی 😂 ~ نمی‌دونم بقیه‌ش رو دیدی یا نه ولی من همون‌جا که بودم گیر کردم نتونستم بیشتر ببینم دیگه :(
نمی‌دونم چی‌شد امسال نسبت به سال‌های گذشته اصلا در کتاب‌خوندن خوب عمل نکردم
امروز بعد مدت‌ها یه کتاب جدید شروع کردم که از یه نویسنده ایرانیه و اون‌قدرها هم شناخته‌شده نیست. اسمش هست "ابرشهر" و تا جایی که من خوندم به شیوه‌ی جالبی تاریخ رو روایت می‌کنه. شخصیت اصلی پسریه که نسبش با ۳۲ واسطه به امام زین العابدین می‌رسه و هرکدوم از فصل‌های کتاب به یکی از اجدادش اختصاص دارن و به اوضاع زمانه و زندگی این امام‌زاده‌ها در اون روزگار پرداخته.
هدایت شده از - ستاره‌ی‌اَکلیلِ‌شمالی
منم همینطور بااین تفاوت که من می‌دونم چی شد که خوب عمل نکردم🤌
اگه بخوام دقیق بهش فکر کنم دلیلش احتمالاً این بود که اشتراک بی‌نهایت رو تمدید نکردم به این بهونه که کتابای چاپی بخونم، اما این یه حقیقته که چون کتاب الکترونیکی دم‌دست‌تره و از طرفی تنوع زیاد و محدودیت زمانی داره با سرعت بیشتری می‌خونم 🤌🏻
یه سریال چندفصلی با ژانر دراما شروع کردم (البته تا بیام و بنویسم یه فصل رو دیدم) و باورم نمی‌شه چقدر سلیقه‌مه، خیلی دوستش داشتم تا این‌جا؛ هرقسمت یه چیزی برای لبخند، احساساتی شدن و یادگرفتن داره. فرازوفرودها و گرماوسرمایی که در روابطشون اتفاق می‌افته خود زندگیه و خانواده حرف اول رو می‌زنه. همه‌ی بازیگرها با ظرافت و دقت انتخاب شدن و مناسب‌ترین انتخاب برای نقششون هستن. روایت از زندگی یک زوج شروع می‌شه و تا بچه‌ها و نوه‌هاشون رو به مرور دربر می‌گیره، اون‌هم نه به‌صورت خطی بلکه گذشته و حال هم‌زمان جلو می‌رن. غم و شادی لحظاتش دل رو نمی‌زنن و به‌اندازه با ریتم سریال هماهنگن. دل‌خواه و همراه‌کننده.
"پِیوَست"
یه سریال چندفصلی با ژانر دراما شروع کردم (البته تا بیام و بنویسم یه فصل رو دیدم) و باورم نمی‌شه چقدر
عاشق اینم که یه‌جورایی مختصراً به همه‌ی زخم‌هایی که روی ذهنت به‌جا مونده اشاره می‌کنه، طوری‌که برای اولین‌بار مطمئن می‌شی آدم‌های دیگه هم از این‌ها گذشتن و تو هم درک می‌شی.
فکر می‌کنم "جک" باباترین کارکتریه که تاحالا دیدم و به‌نظرم برای این‌که از بی‌نقصی درش بیارن باهاش ناعادلانه برخورد کردن.