eitaa logo
"پِیوَست"
107 دنبال‌کننده
268 عکس
9 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از "برکه"
داشتم فکر می‌کردم تا آخر سال هرروز یه داستان کوتاه بخونم، حدودا کمتر از صد صفحه‌ن و اونقدر سنگ بزرگی نیست که نشه زد فقط مداومت می‌خواد
جهت انجام این چالش، فعلا دارم کتاب "کافه پاریس" رو می‌خونم که مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه از ۱۴ نویسنده‌ی مشهور جهانه از ابتدای اسفند تاحالا ۶ داستان کوتاه خوندم که یعنی دوتا عقبم و این آخر هفته باید جبرانش کنم
کاری که در ادامه در پیوست می‌خوام انجام بدم اینه: سال ۱۴۰۲ رو از لحاظ داستان‌هایی که دنبال کردم از ابتدای سال تا الان این‌جا پیاده می‌کنم -نه همه‌شون-
سلام خوش‌اومدین 🥹
اولین سریالی که امسال تمومش کردم "پاسخ به ۱۹۸۸/ Reply 1988" بود آخرین سریال از مجموعه‌ی ریپلای‌هاست که تا به حال منتشر شده ولی از همه‌شون بازه‌ی زمانی قدیمی‌تر و طولانی‌تری رو روایت می‌کنه یک سریال گرم و صمیمی که زندگی خانواده‌هایی که در همسایگی هم در یه محله‌ی کوچیک زندگی می‌کنن رو نشون می‌ده و بیشتر تمرکزش روی فرزندان اون خانواده‌هاست که کنار هم‌دیگه از کودکی تا بزرگسالی قد می‌کشن و بزرگ می‌شن دوستی‌های نزدیک و روابط خانوادگی پرمهرشون و این‌که در هنگام سختی پشت هم بودن، در روزهای سرد قلب رو گرم می‌کرد و لبخند روی لب می‌نشوند در عین حال که ژانرش coming of age بود اما زمانت رو هدر نمی‌داد، درس‌های زیبایی از زندگی لابلای داستان‌های روزمره‌شون گنجونده شده بود که به دیدنش ارزش می‌داد (دو سه قسمت ابتدایی داشتم پشیمون می‌شدم از دیدنش چون شوخی‌هایی که برای جذب مخاطب در قسمت‌های اول به‌کار می‌بردن حالت هزل داشت و من کلا این قالب از طنز رو نمی‌پسندم ولی بعدتر متعادل شد) در انتهاش اما شوک بزرگی بهم وارد شد، از چیزی که همواره باهاش روبروییم ولی حواسمون بهش نیست؛ این‌که زمان می‌گذره. نوجوانی، جوانی، اولین عشقی که تجربه کردی، چیزی که باعث شد شکستگی قلبت رو احساس کنی، همه و همه می‌گذرن. لحظات سپری می‌شن و فقط یک خاطره‌ی محو ازشون به‌جا می‌مونه. هر دقیقه‌ای که می‌گذره رو قرار نیست باز پس بگیری، هیچ روزی برنمی‌گرده و هرگز فرصت دوباره داده نمی‌شه. با وجود این‌که غمگینم کرد اما تلنگری زد که ارزشش رو داشت.
بچه‌های محله‌ی سانگمون دونگ 3>