"پِیوَست"
یه سریال چندفصلی با ژانر دراما شروع کردم (البته تا بیام و بنویسم یه فصل رو دیدم) و باورم نمیشه چقدر
عاشق اینم که یهجورایی مختصراً به همهی زخمهایی که روی ذهنت بهجا مونده اشاره میکنه، طوریکه برای اولینبار مطمئن میشی آدمهای دیگه هم از اینها گذشتن و تو هم درک میشی.
"پِیوَست"
داستان یکیشون این بود که موجوداتی به اسم خرچنگ رویا با حمله به انسان از مغزش تغذیه میکردن و فرد به
چون یهبار دیگه هم برام اتفاق افتاد بیاین دربارهش دقیقتر بگم؛
یه مسئلهای وجود داره به اسم "sympathy pain" و زمانی اتفاق میافته که شما با دیدن درد کشیدن کسی، در همون ناحیه (فیزیکی) و یا به همون صورتی که او ممکنه توصیف کنه (روانی) دچار درد میشین درحالیکه خودتون هیچ صدمهای ندیدین و اتفاقی برای شما نیفتاده.
پشتوانهی علمی هم براش وجود داره، با دیدن رنج دیگری در مغز ما مدارهای عصبی درد فعال میشن که این باعث میشه از سر درک برانگیخته بشیم تا کمکی به فرد برسونیم و رنج رو کاهش بدیم. [بیشترین نمونه از این نوع درد هم از طرف همسر خانمهای باردار گزارش شده]
این بار با دیدن قسمتی که زانوی کوین پیرسون آسیب دید و کل زندگیش رو تحتتأثیر قرار داد منم دقیقاً در زانوی راستم برای چند ساعت احساس درد میکردم و برام عجیبه، نه چون از این موضوع مطلع نبودم، چون فکر نمیکردم تا این حد با شخصیت ارتباط برقرار کرده باشم. 👨🦽
امروز کمی کامم تلخ بود بنابراین قسمت ۱۴ فصل ۳ بیگبنگ تئوری، قسمت ۱۰ فصل ۶ فرندز و قسمت ویژهی the gigle از دکترهو و چنددقیقه از سینمایی before sunrise رو دیدم، حقیقتا جواب داد و احساس بهتری دارم
کل اسکرینشاتهام از سه فصل اول #This_Is_Us رو مرتب کردم و به یه تعداد دیالوگ رسیدم؛ شاید به اندازهی کافی عمق و زیبایی سریال رو نرسونن ولی از هیچی بهتره، میفرستم که اینجا باشن