چون تو درست میگی معنیش این نیست که من اشتباه میگم .. !
تو مسائل رو از دیدگاه من نمیبینی !
Join Us @Postchi1
🍉
♦️در یونان باستان، سقراط به دانش زیادش مشهور و احترامی والا داشت. روزی یکی از آشنایانش، فیلسوف بزرگ را دید و گفت: سقراط، آیا می دانی من چه چیزی درباره دوستت شنیدم؟
سقراط جواب داد: یک لحظه صبر کن، قبل از اینکه چیزی به من بگویی، مایلم که از یک آزمون کوچک بگذری. این آزمون، پالایش سهگانه نام دارد.
آشنای سقراط گفت : پالایش سهگانه؟
سقراط جواب داد : درست است، قبل از اینکه درباره دوستم حرفی بزنی، خوب است که چند لحظه وقت صرف کنیم و ببینیم که چه میخواهی بگویی. اولین مرحله پالایش حقیقت است. آیا تو کاملا مطمئن هستی که آنچه که درباره دوستم میخواهی به من بگویی حقیقت است؟
آشنای سقراط جواب داد : نه، در واقع من فقط آن را شنیدهام و...
سقراط گفت : بسیار خوب، پس تو واقعا نمیدانی که آن حقیقت دارد یا خیر. حالا بیا از مرحله دوم بگذر، مرحله پالایش خوبی.
آیا آنچه که درباره دوستم میخواهی به من بگویی، چیز خوبی است؟
آشنای سقراط جواب داد : نه، برعکس...
سقراط گفت : پس تو میخواهی چیز بدی را درباره او بگویی، اما مطمئن هم نیستی که حقیقت داشته باشد. با این وجود ممکن است که تو از آزمون عبور کنی، زیرا هنوز یک سوال دیگر باقی مانده است که مرحله پالایش سودمندی است .
آیا آنچه که درباره دوستم میخواهی به من بگویی، برای من سودمند است؟
آشنای سقراط جواب داد : نه، نه حقیقتا.
سقراط نتیجهگیری کرد: بسیارخوب، اگر آنچه که میخواهی بگویی، نه حقیقت است، نه خوب است و نه سودمند، چرا اصلا میخواهی به من بگویی؟
Join Us @Postchi1
برخیز و سلامی کن و لبخند بزڹ
کـه این صبح
نشانی ز غم و غصه ندارد
لبخنـد خـدا
در نفس صبح عیان است
بگـذار خدا
دست به قلبـت بگذارد
Join Us @Postchi1
🍉
♦️مادرم آن روزها همه چیز برایش حیف بود، جز خودش!
یک صندوق چوبی بزرگ داشت پر از چیزهای حیف!
در خانه ما به چیزهایی حیف گفته میشد که نباید آنها را مصرف میکردیم..!!
نباید به آنها دست میزدیم،
فقط هر چند وقت یک بار میتوانستیم آنها را خیلی تند ببینیم و از شوق داشتن آنها حَظ کنیم و از حسرت نداشتن آنها غصه بخوریم!
حیف مادرم که دیگر نمیتواند درِ صندوقِ حیف را باز کند و چیزهای حیف را در بیاورد و با دستهای ظریف و سفیدش، آنها را جلوی چشمان پر احساسش بگیرد و از تماشای آنها لذت ببرد!
مادرم هیچ وقت خود را جزو چیزهای حیف به حساب نیاورد...
دستهایش، چشمهایش، موهایش، قلبش، حافظهاش، همه چیزش را به کار انداخت و حسابی آنها را کهنه کرد.
حالا داشتههایش آنقدر کهنه شده که وصله بردار هم نیست...
حیفِ مادرم که قدر حیفترین چیزها را ندانست!
قدر خودش را ندانست و جانش را برای چیزهایی که اصلا حیف نبودند تلف کرد...
Join Us @Postchi1
Every day not be good
But there's something good
In every day
شاید هرروز، روز خوبی نباشه
اما یه چیز خوب در هر روز وجود داره
@Postchi1
🍉
ازشیخ هادی نجم آبادی پرسیدند:
آیا در اسلام موسیقی حرام است؟
جواب داد:
آن موسیقی حرام است که
ازصدای کشیده شدن کفگیر
بر ته دیگ پلو همسایه غنی برخيزد
و به گوش اطفال گرسنه
همسایه فقیر برسد...
@Postchi1
صبحتون بخیر ☀️
به لبخند زدن ادامه بده ، يه روزى زندگی از ناراحت كردنت خسته ميشه ..
Join Us @Postchi1
🍉
دکتر ژوزف ایگناس گیوتین پزشکی فرانسوی بود که هنگام وقوع انقلاب کبیر فرانسه دردانشگاه پاریس تدریس می کرد. او که بعد از انقلاب به عضویت مجمع انقلابی فرانسه در آمده بود، نخستین فردی بود که در سال ۱۷۸۹م. در مجلس موسسان فرانسه پیشنهاد کرد که به جای اعدام متهمان با وسیله ای زجرآور، سر آنها با ماشین مخصوصی از بدن قطع گردد. مجلس موسسان فرانسه با پیشنهاد وی موافقت کرد و دستگاه گیوتین را که قریب به یک قرن قبل و به مدت کوتاهی در ایتالیا استفاده شده بود را وارد کردند.
دستگاه ژوزف گیوتین از سوی آنتوان لویی، جراح و دبیر مادام العمر آکادمی جراحی رسما تایید شده بود. پس از وقوع انقلاب در فرانسه تعداد کثیری توسط همین دستگاه اعدام شدند افرادی که بسیاری از آنها در به ثمر رسیدن انقلاب نقش بسزایی داشتند یکی از این افراد فیزیکدان و شیمیست معروف لاوازیه بود.
لاوازیه بعد از اینکه به اعدام با گیوتین محکوم شد تصمیم گرفت در آخرین لحظات زندگی هم به علم خدمت نماید. او به شاگردان خود گفت : احتمالا جایگاه حواس و شعور انسان می بایست در سر ( مغز ) انسان باشد بنابر این پس از جدا شدن سر از بدن احتمالا باید تا چند لحظه هنوز حواس و هشیاری فرد کار بکند شما پس از اینکه سر من به وسیله گیوتین قطع شد فورا آن را روی دست بالا بگیرید، من شروع به پلک زدن می کنم شما تعداد پلک زدن های مرا بشمارید تا زمان تقریبی از بین رفتن هشیاری و مرگ کامل به دست بیاید .
پس از اینکه لاوازیه اعدام شد سر او را بالا گرفتند؛ او بیش از ده بار پلک زد و این واقعه در تاریخ به ثبت رسید.
@Postchi1
🍉
مثل تمبر به پاکت اهدافتان بچسبید: اگر همه ما آرزوهای کودکانه خود را رها نمی کردیم، تا الان همه آنها را تحقق بخشیده بودیم. بسیاری از ما آرزو می کردیم، خلبان یا تاجر شویم، اما تنها کسانی به هدفشان رسیدند که هیچگاه این آرزوها را رها نکرده و آن را هدف خود قرار دادند.
یکی از متخصصین جراح مغز و اعصاب کشور می گوید: تا سال آخر دبیرستان در همه کتابهایم کنار نامم می نوشتم، "جراح مغز و اعصاب" و این باعث خنده همه می شد.
@Postchi1
كارتون خوابى كه از فرط گرسنگى سگش را 50 دلار فروخته بود، يك هفته بعد از اينكار، فيلمنامه اى نوشت كه بعدها نامزد اسكار شد و او را تبديل به راكى سينماها كرد، او كسى نبود جز سيلوستر استالونه💪
@Postchi1