خاطرات یک دیکتاتور
مردم دو دسته اند :
نصف گول میخورند
و نصف گلوله
👤جورج اورول
@postchi1
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
👈ذکر برای بستن زبان بدگویان و چشم زخم
http://eitaa.com/joinchat/1867382803C75dfd5079d
👈ذکر برای محبت بین زن و شوهر و عزیز شدن نزد خانواده همسر
http://eitaa.com/joinchat/1867382803C75dfd5079d
👈ذکر برای برگشتن کسی که دوستش داری
http://eitaa.com/joinchat/1867382803C75dfd5079d
👈ذکر برای از بین رفتن طلسم و سحر
http://eitaa.com/joinchat/1867382803C75dfd5079d
👈ذکر رونق گرفتن کسب و کار و روزی فراوان
http://eitaa.com/joinchat/1867382803C75dfd5079d
#توسل_به_حضرت_ام_البنین
برای حاجات صعب العلاجی که امیدی به براورده شدن ان نیست به طریق زیربه حضرت ام البنین توسل کنید
http://eitaa.com/joinchat/1867382803C75dfd5079d
🌺دریافت انواع دعا 👆👆
#ویژه_امشب
پای انسان روزانه حدود یک لیوان (235 میلی لیتر) عرق میکند این میزان از عرق را تنها جوراب میتواند جذب کند و اگر پا درکفش خالی قراربگیرد عفونت قارچی شکل میگیرد
@postchi1
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
دخـتـرم ۲۰ سـالـمـه مجردم. درآمدم ماهی ۴۵ میلیونه .قبلا حقیقتا ماهی یه تومنم در نمیاوردم !
یکی از دوستام بهم پیشنهاد کار آنلاین داد گفتم من که بلد نیستم گفت از این چنله یاد بگیر واقعا ممنونم ازش 🫠:
@.Daramad_Online
@.Daramad_Online
🕯
🔮 بگو #متولد_چه_ماهی هستی تا بگم از چه راهی میتونی به #درآمـد عالی برسی ؟
فروردین اردیبهشت خرداد
تیر مرداد شهریور
مهر آبان آذر
دی بهمن اسفند
👆عه برا منو دقیقا درست گفت😐✌️
@postchi1
♦️پسرکی بود که می خواست خدا را ملاقات کند، او می دانست تا رسیدن به خدا باید راه دور و درازی بپیماید. به همین دلیل چمدانی برداشت و درون آن را پر از ساندویچ و نوشابه کرد و بی آنکه به کسی چیزی بگوید، سفر را شروع کرد. چند کوچه آنطرف تر به یک پارک رسید، پیرمردی را دید که در حال دانه دادن به پرندگان بود. پیش او رفت و روی نیمکت نشست. پیرمرد گرسنه به نظر می رسید، پسرک هم احساس گرسنگی می کرد. پس چمدانش را باز کرد و یک ساندویچ و یک نوشابه به پیرمرد تعارف کرد. پیرمرد غذا را گرفت و لبخندی به کودک زد. پسرک شاد شد و با هم شروع به خوردن کردند. آن ها تمام بعد از ظهر را به پرندگان غذا دادند و شادی کردند، بی آنکه کلمه ای با هم حرف بزنند. وقتی هوا تاریک شد، پسرک فهمید که باید به خانه بازگردد، چند قدمی دور نشده بود که برگشت و خود را در آغوش پیرمرد انداخت، پیرمرد با محبت او را بوسید و لبخندی به او هدیه داد. وقتی پسرک به خانه برگشت، مادرش با نگرانی از او پرسید: تا این وقت شب کجا بودی؟ پسرک در حالی که خیلی خوشحال به نظر می رسید، جواب داد: پیش خدا! پیرمرد هم به خانه اش رفت. همسر پیرش با تعجب پرسید: چرا اینقدر خوشحالی؟ پیرمرد جواب داد: امروز بهترین روز عمرم بود، من امروز در پارک با خدا غذا خوردم!
@postchi1
بعضیا میگن سرنوشت انسان از قبل معین شده و انسان در آینده دخالتی ندارد، اما من اینو بهتر از هر کسی میدونم که...
سرنوشت هر انسانی تو دستای خودشه، فقط باید به قدر کافی شجاع باشی تا بتونی اینو بفهمی.
📽 Brave
@postchi1
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
🔹روزگار قدیم عجب صفایی داشت!
😍کانال "دنیای قدیم" به ایتا پیوست...
مخصوص متولدین دهه ۵۰،۶۰،۷۰
امیدواریم خاطراتتون با دیدن مطالب کانال زنده بشه.😉
🥺بزن رو لینک و برو به گذشته ها
👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2291138561C3b476bd35f
☝️☝️☝️☝️
🌱 بگو چه مزاجی داری؟
تا بگم بهترین گیاهان دارویی برای تو چیه :
🔥 صفـراوی (گرم و خشک)
⛅️ دمــوی ( گرم و تر )
❄️ سوداوی (سرد و خشک)
🌧 بلغمی ( سرد و تر)
👌من بلغمی بودم خیلی پیشنهادای توپی داد👆
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
به این میگن اثر هنری 👌
ببینید با چندتا تیله و فرفره چی کشید !
@postchi1
@postchi1
♦️استادی میگفت:
در دوره تحصیلاتم در
آمریکا در یک کار گروهی با یک دختر
آمریکایی به نام "کاترینا و همینطور فیلیپ" که
نمیشناختمش همگروه شدم از کاترینا پرسیدم
فیلیپ رو میشناسی؟! کاترینا گفت: آره
همونپسر که موهای بلوندِ قشنگی داره و ردیف
نخست جلو میشینه...گفتم نمیدونم کیو میگی
گفت: همون پسرِ خوشتیپ که معمولا
پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش میکنه گفتم
بازم نفهمیدم منظورت کیه! گفت همون پسر که:
کیف و کفشش رو با هم ست میکنه! بازم
نفهمیدم منظورش کی بود. کاترینا تن صداشو
یکم آورد پایین و گفت: فیلیپ دیگه! همون پسر
«مهربونی که روی ویلچر میشینه...»
این بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر
قابل باوری رفتم تو فکر آدم چقدر باید نگاهش
به اطرافش مثبت باشه که بتونه از ویژگی
منفی چشمپوشی کنه. چقدر خوبه مثبت دیدن!
با خودم گفتم اگه که کاترینا از من«در مورد»
فیلیپ میپرسید چی میگفتم؟ حتما سریع
میگفتم همون معلوله دیگه! وقتی، نگاه کاترینا
رو "با نگاه خودم مقایسه کردم" خیلی خجالت کشیدم،
حالا ما با چه دیدگاهی به اطراف
نگاه میکنیم؟ مثبت یا منفی؟
@postchi1