eitaa logo
کانال بستجی♨️
4.9هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
46 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آدمی هرآنچه که می‌دهد، باز پس می‌گیرد! پندار، گفتار و کردار انسان دیر یا زود با دقتی حیرت‌انگیز به خودِ او باز می‌گردد... 📕چهار اثر از اسکاول شین ✍اسکاول شین 🔹@Postchi1
🔹@Postchi1 ♦️دو فروشنده کفش برای فروش کفش‌های فروشگاهشان به جزیره‌ای اعزام شدند. فروشنده اول پس از ورود به جزیره با حیرت فهمید که هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد. فورا تلگرامی به دفتر فروشگاه در شیکاگو فرستاد و گفت: فردا برمی‌گردم. اینجا هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد. فروشنده دوم هم از دیدن همان واقعیت حیرت کرد. فورا این تلگرام را به دفتر فروشگاه خود فرستاد: لطفا 1000 جفت کفش بفرستید. اینجا همه کفش لازم دارند. فرق بین مانع و فرصت چیست؟ نگرش ما نسبت به آن. * اصول نگرش * جان سی مکسول 🔹@Postchi1
امید به زندگی فقط تو گیلان !👌 از بس آب و هواش مساعده جاروی خشک شده هم از نو جوونه زده :)) 🔹@Postchi1
مرحوم گل آقا سالها پیش این عکس را گذاشت و نوشت : مشکلات این مملکت مثل این میماند! میشود آنرا دید .. ولی نمی شود صدایش را در آورد! 🔹@Postchi1
به خاطر آبیاری و توجه بیش از حد پوسید و نابود شد, دقیقا شبیه خیلی از آدمها. 🔹@Postchi1
تا زمانی که یاد نگیرید چگونه با افرادی که با شما موافق نیستند صبور باشید، نه شاد خواهید بود و نه موفق! 👤ناپلئون هیل 🔹@Postchi1
تنها مردی که اگه با “گل” وارد خونه بشه همه “غمگین” میشن😔😔 هواشونو داشته باشیم❤️ 🔹@Postchi1
جمعه؛ گاهی شبیهِ دفترچه‌ی خاطراتی‌ست که هر بار، گوشه‌ای لم می‌دهی و ورقش می‌زنی. و چه می‌چسبد مرورِ خاطراتِ کودکی و آخرِ هفته‌هایی که در سهل انگاریِ کودکانه گذشت! کودکی‌هایی که در هوایِ نابِ خانه‌ی پدری سپری شد، و شیطنت‌هایی که در دلِ کوچه‌هایِ خاکی و پر از خاطره، جا ماند. جمعه دلگیر نیست! باید به روزهایِ خوبِ رسیده و نرسیده فکر کرد، باید خاطراتِ شیرینِ گذشته را ورق زد. باید ساده گرفت، باید بی‌خیال بود... 👤نرگس صرافیان طوفان 📸 مهشید تمسکی 🔹@Postchi1
🔹@Postchi1 ♦️میگویند ماهاتما گاندی بزی داشت که سمبل عدم وابستگی بود. از مویش لباس تهیه میکرد و شیر و فراورده های شیری بز قوت روزانه اش بود. زمانی قرار شد که گاندی به برای مذاکراتی به بریتانیای کبیر سفر کند ولی حاضر نبود بدون بزش سوار هواپیما شود. اما در قوانین انگلیس چنین اجازه ای داده نشده بود. این موضوع مشکلی برای مذاکرات میان هند و انگلستان شده بود. به ناچار قانونی از تصویب پارلمان انگلستان گذشت که در آن بیان شد: ورود حیوانات به پارلمان انگلیس ممنوع است بجز بز گاندی.. اصالت داشته باش خودت باش و بر باورهایت استوار باش به ناچار همه خودشان را برای پذیرشت تغییر میدهند 🔹@Postchi1
🔹@Postchi1 ♦️روزی مردی در جاده مشغول تعمیر خودروی خود بود که ناگهان ماهیگیری که پشت سر هم ماهی می‌گرفت توجه او را به خود جلب کرد. مرد متوجه شد که ماهیگیر ماهی‌های کوچک را نگه می‌دارد و ماهی‌های بزرگ را در آب می‌اندازد. بالاخره کنجکاوی بر او غالب شد و از ماهیگیر پرسید چرا ماهی‌های بزرگ را نگه نمی‌دارد و آنها را در آب می‌اندازد؟ مرد ماهیگیر پاسخ داد: «واقعاً دلم نمی‌خواهد چنین کاری بکنم ولی چاره‌ای ندارم زیرا ماهیتابه‌ی من کوچک است»... برای فرصت‌های مناسب، توانایی‌هایتان را گسترش دهید 🔹@Postchi1
♦️مادر دختری، چوپان بود. روزها دختر کوچولویش را به پشتش می بست و به دنبال گوسفندها به دشت و کوه میرفت. یک روز گرگ به گوسفندان حمله میکند و یکی از بره ها را با خود میبرد! چوپان، دختر کوچکش را از پشتش باز میکند و روی سنگی میگذارد و با چوبدستی دنبال گرگ میدود. از کوه بالا میرود تا در کوه گم میشود. دیگر مادر چوپان را کسی نمیبیند. دختر کوچک را چوپان های دیگری پیدا میکنند، دخترک بزرگ میشود، در کوه و دشت به دنبال مادر میگردد، تا اثری از او پیدا کند. گلهای ریز و زردی را میبیند که از جای پاهای مادر روییده، آنها را می چیند و بو میکند. گلها بوی مادرش را میدهند، دلش را به بوی مادر خوش میکند ... آنها را میچیند و خشک میکند و به بازار میبرد و به عطارها میفروشد. عطارها آنها را به بیماران میدهند، بیماران میخورند و خوب میشوند. روزی عطاری از او می‌پرسد: "دختر جان اسم این گل‌ها چیست؟" دختر بدون اینکه فکر کند میگوید: "گل بو مادران" 🔹@Postchi1
سختی هایی که کشیدی رو فراموش نکن اونها بخشی از سخنرانی پیروزیت میشن 🔹@Postchi1