eitaa logo
کانال بستجی♨️
4.9هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
46 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
مدادرنگی گذاشته 21 میلیون تومن :| (فابر کاستل، سریِ کارل باکس.) عجیب این‌که کلّي هم می‌فروشه این‌طور که شنیده‌م. ما و ما و نصفِ ما و نیمه‌اي از نصفِ ما، گر تو هم با ما شوی، جملگی بازم نمی‌تونیم بخریمش. 🔹@Postchi1
🔹@Postchi1 ♦️شغالي مرغ پيرزني را دزديد پيرزن در عقب او نفرين کنان فرياد زد: «واي! مرغ دو مني (۶ کيلويي) مرا شغال برد.» شغال از اين مبالغه به شدت غضبناک شد و با نهايت تعجب و غضب به پيرزن دشنام داد. در اين ميان روباهي به شغال رسيد و گفت: «چرا اين قدر برافروخته اي؟» شغال جواب داد: ببين اين پيرزن چقدر دروغگو و بي انصاف است. مرغي را که يک چارک (۷۵۰ گرم) هم نمي شود، دو من مي خواند ! روباه گفت: بده ببينم چقدر سنگين است؟» وقتي مرغ را گرفت، پا به فرار گذاشت و گفت: به پيرزن بگو مرغ را به پاي من چهار من حساب کند!! 🔹@Postchi1
اگه بیشعوری درد داشت بازهم یه عده ای مسکن میخوردن و به کارشون ادامه میدادن! 🔹@Postchi1
♦️سال ها پیش که من به عنوان داوطلب در بیمارستان کار می کردم، دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندش انتقال کمی از خون خانواده‏اش به او بود. او فقط یک برادر 5 ساله داشت. دکتر بیمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد. پسرک از دکتر پرسید: آیا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند؟ دکتر جواب داد:بله و پسرک قبول کرد. پسرک را کنار تخت خواهرش خواباندیم و لوله‏های تزریق را به بدنش وصل کردیم، پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و در حالی که خون از بدنش خارج می شد، به دکتر گفت: آیا من به بهشت می روم؟ پسرک فکر می کرد که قرار است تمام خون بدنش را به خواهرش بدهند. پائولو کوئلیو 🔹@Postchi1
‏از شیطون پرسیدم طول هفته چیکار میکنی؟ گفت:دو روز انگلیس درس میدم، یه روز آمریکا درس میدم. چهار روز دیگه میرم ایران واسه ادامه تحصیل 🔹@Postchi1
مسافرت بی نظیر یه زن و شوهر بعد از سال‌ها زندگی مشترک، تصمیم می‌گیرن که برا سالگرد ازدواجشون برن مسافرت به همون هتلی که ماه عسل رفته بودن، به خاطر مشغله خانوم، قرار میشه که آقا چند روز زودتره بره؛ آقاهه وارد اتاق هتل شد. تصمیم گرفت که یه ایمیل به خانومش بفرسته و بهش خبر بده. بعد از نوشتن متن، تو نوشتن آدرس، یکی از حروف رو اشتباه کرد. همین باعث شد که ایمیلش بره برا یه خانوم بیوه ای که تازه از مراسم تدفین شوهرش برگشته بود! خلاصه خانوم بیوه کامپیوترو روشن میکنه و میره سراغ ایمیلش تا پیامهای تسلیت رو چک کنه که یه دفعه غش می‌کنه! پسرش از راه میرسه و سعی میکنه مادرشو به هوش بیاره که چشمش به صفحه کامپیوتر میوفته و این پیامو میبینه: همسر عزیزم من به سلامت رسیدم! شاید از اینکه از طریق اینترنت باهات ارتباط برقرار کردم شگفت زده بشی که چطور میشه اینجا اینترنت داشته باشه! من الان یه ساعتی هست که رسیدم و مطمئن شدم که اینجا همه چی آماده‌ست و همه منتظر اومدن تو هستیم، خیلی مشتاق دیدارتم و امیدوارم تو خیلی زود به اینجا برسی؛ راستی! نیازی به آوردن لباسهای ضخیم نیست، چون اینجا جهنمه و هوا خیلی گرمه😂 🔹@Postchi1
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، دری دیگر باز میشود، ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم میدوزیم که درهای باز را نمی‌بینیم... هلن کلر 🔹@Postchi1
♦️در رحم مادر خداوند بچه را در آبی بسیار شور قرار داده تا جسمش تمیز بماند و مادر سنگینی بچه را کمتر احساس کند، و خداوند روزی جنین را از طریق بند ناف که به مادر وصل است به او میرساند. پس اگر مادر در غذا خوردن کوتاهی کند. از غذای جنین چیزی کم نمیشود. بخاطر وجود غده هایی که با گرفتن مواد لازم از دندانها و استخوان مادر غذای جنین را تأمین میکند و به همین دلیل است که مادران با پیشروی در سن، دندان و پا و زانو درد میگیرند، و در آخر میگویند: زن زودتر از مرد پیر میشود.. اگر آدمها بدانند که مادرشان بخاطر آنها استخوانش آب میشده در این میمانند که چگونه قدردانی بکنند ... 🔹@Postchi1
چه پولایی که بخاطر شماره ۳۱ خرج کرديم 🔹@Postchi1
♦️می گویند مردي زیرک از همسایه اش دیگی را قرض گرفت . چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد. وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید در جوابش گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد. چند روز بعد ، مرد زیرک دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به مرد زیرک دادبه این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود. تا مدتی از مرد زیرک خبری نشد . همسایه به در خانه او رفت و سراغ دیگ خود را گرفت. مرد زیرک گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم می می میرد؟ چرا مزخرف میگی!!!!و جواب شنید :چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی زاید. دیگی که می زاید حتما مردن هم دارد. و این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد عجیب ترین دروغها و داستانها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید. 🔹@Postchi1
مقداری آب بسیار سرد را داخل یک لیوان ریخته و به مدت ۳۰ ثانیه انگشتان دست خود را در داخل آن لیوان فرو ببرید. اگر با انجام این کار نوک انگشتان شما به رنگ های سفید یا آبی رنگ متمایل شود، در جریان خون تان مشکلی وجود دارد. افت قابل توجه دمای بدن (یا استرس) می تواند سبب انقباض رگ های خونی شود که خون را به سمت انگشتان پا، بینی و گوش های تان می برند. به دلیل مقدار خونرسانی اندک به این مناطق، این اعضا دچار بی حسی می شوند. اگر دچار چنین نشانه هایی هستیدبهتراست از تغییرات ناگهانی دما پرهیز کنید 🔹@Postchi1
♦️جنگل آتیش گرفته بود همه در حال فرار بودند ولی شاهینی با سرعت به سمت آتش می رفت نزدیک می شد و دوباره بر می گشت ازش پرسیدند چه کار می کنی گفت از چشمه نزدیک اینجا با دهانم آب می آورم و بر آتش می ریزم گفتند دهان تو کوچک است و میدانی این آتش را فیل ها نیز نمی توانند خاموش کنند چرا اینکار را می کنی گفت که وقتی خدا ازمن پرسید برای دوستت در آتش چه کردی بگم هرکاری که از دستم بر می آمد 🔹@Postchi1