آبشار یخی با ارتفاع ۱۲ متر در ارتفاعات جبهه جنوبی کوه دماوند در استان مازندران قرار دارد. به جز در مدت کوتاهی از تابستان که باریکه آبی از کنار آن جاری میشود، در سایر زمانها یخزده است.
🔹@Postchi1
♦️کارگردان فیلم آواز گنجشک ها گفت : در یکی از شب های زمستان رفتگری را دیدم که مشغول جارو کردن خیابان بود و من پس از اینکه ماشین را پارک کردم ، به دلم افتاد که پولی هم به او بدهم .
اول کمی دودل بودم و تنبلی کردم ، اما سرانجام پول را برداشتم و خیلی محترمانه و دوستانه به طرفش گرفتم ، خیلی هم احساس خوب بودن می کردم و در عوالم فرشته ها سیر می کردم !!
اما دیدم که به سختی تلاش دارد دستکش را که به دستش هم چسبیده بود پ دربیاورد و بعد پول را بگیرد . اصرار کردم که چرا نمی گیری ؟
گفت : " بی ادبی می شود، این دست خداست که به من پول می دهد . "
خدا شاهد است آن شب تا صبح نتوانستم بخوابم .
#اینستاگرام_پستچی_را_فالو_کنید
🔹@Postchi1
این شما و این تکنولوژی بومی شبیه سازی سیفون توالت!
همزمان با خروج صداهای نامطلوب از سوی شما در توالت صدای شرشر آب پخش میکنه تا آبروی شما حفظ بشه!
وطنم پاره ی تنم
🔹@Postchi1
♦️تنها شمع خاموش
مردی که همسرش را از دست داده بود، دختر سه سالهاش را بسیار دوست میداشت. دخترک به بیماری سختی مبتلا شد، پدر به هر دری زد تا کودک، سلامتی خود را دوباره بهدست بیاورد، هر چه پول داشت، برای درمان او خرج کرد، ولی یبماری جان دخترک را گرفت.
پدر گوشهگیر شد با هیچ کس صحبت نمیکرد و سرِ کار نمیرفت. دوستها و آشناهای او خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند، ولی موفق نشدند.
شبی پدر رؤیای عجیبی دید، او دید که در بهشت است و صف نامنظمی از فرشتههای کوچک در جادهای طلائی به سوی قصری باشکوه در حرکت هستند.
هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همهٔ فرشتهها بهجز یکی از آنها روشن بود، او جلوتر رفت و دید فرشتهای که شمع او خاموش است، دختر اوست. پدر، فرشتهٔ غمگینش را در آغوش گرفت و نوازرش کرد از او پرسید: ”دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمعت خاموش است؟“
دخترک به پدرش گفت: ”بابا جان! هر وقت شمع من روشن میشود، اشکهای تو، آن را خاموش میکند و هر وقت تو دلتنگ میشوی، من هم غمگین میشوم“.
پدر در حالی که اشک در چشمهایش حلقه زده بود، از خواب پرید، اشکهایش را پاک کرد، تنهائی را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.
#اینستاگرام_پستچی_را_فالو_کنید
🔹@Postchi1
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴صدای وزش باد در مریخ!!!
نخستین صدای مریخ منتشر شد
فضاپیمای جدید ناسا نخستین صدای واقعی باد مریخ را ثبت کرد
طبق گفته محققان؛ سرعت وزیدن این باد 16 تا 24 متر بر ساعت برآورد شده است. این نخستین صدای مریخ است که انسان میشنود
🔹@Postchi1
طبق یک مطالعه جدید، پیتزا "اعتیادآورترین" غذای دنیا انتخاب شد!
به گفته دانشمندان ترکیب چربی، نمک و کربوهیدرات ساده (شکر) موجود در مواد پیتزا باعث میشه بیشتر از هر غذای دیگهای علائم اعتیاد رو داشته باشه!
🔹@Postchi1
برخی در ختان بعد از رشد کردن و پیدا کردن قامت بلند و شاخ و برگ ،
از تماس شاخ برگشان به درختان دیگر به گونه ای امتناع میکنند.😮😮😮
🔹@Postchi1
زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.
مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد.
آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.
وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد.
منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟
زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.
🔹@Postchi1
وقتی من مُردم لطفا نیایید سر مزارم تا بهم بگید چقدر دوسم دارید و چقدر دلتون واسم تنگ شده چون اینا چیزایی هستند که وقتی هنوز زنده ام میخام بشنوم..
🔹@Postchi1
♦️پژواک
روزی پسر کوچکی با قیافه ای خشمگین و ناراحت به خانه آمد و پس از رفتن به آشپزخانه کارد بزرگی را برداشت و قصد خروج از خانه را داشت. مادرش که سخت نگران شده بود راه را بر او بست و گفت: کجا می روی؟ این چاقو برای چیست؟ پسر با عصبانیت گفت پسر بدی پشت خانه ما هست که مرتب مرا تهدید می کند. من بهش می گم ازت بدم می آد٬ اونهم میگه ازت بدم می آد. می گم برو گمشو٬ اونهم همینو میگه. بهش گفتم می کشمت٬ اونهم من را تهدید کرد. حالا می خوام برم پیداش کنم و بکشمش. مادرش که حالا قیافه آرامتری داشت. لبخندی زد و گفت. تو بهش گفتی که دوستش داری. پسر با حیرت گفت نه! مادر گفت: خب حالا اول بهش بگو دوست دارم٬ بعد اگه نتیجه نداد باهاش دعوا کن و سپس چاقو را از دست پسرش گرفت. چند دقیقه بعد پسر آرام در جایی نشسته بود و بازی می کرد. مادرش پرسید چی شد؟ پسر گفت: هیچی٬ گفت اونهم منو دوست داره٬ حالا دیگه با هم رفیق شدیم.
#اینستاگرام_پستچی_را_فالو_کنید
🔹@Postchi1
292K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از عجایب جهان!
سبقت هم میگیره اونم خلاف با سه چرخ، زانتيا هم نميتونه با ٣ چرخ سبقت بگيره
🔹@Postchi1
♦️چارلی چاپلین و وصف مادر
وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم و هرشب یک آرزو میکردم...!
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد
میگفت : میخرم به شرط اینکه بخوابی...
یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛
میگفت : میبرمت به شرط اینکه بخوابی...!
یک شب پرسیدم: اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟
گفت: میرسی به شرط اینکه بخوابی...!
هر شب با خوشحالی میخوابیدم.
اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند!!!...
دیشب مادرمو خواب دیدم
پرسید: هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟
گفتم: شبها نمیخوابم...!!
گفت: مگر چه آرزویی داری؟؟
گفتم: تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم...
گفت: سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی...
ما با آرزوهامون زنده هستیم ، براتون دنیایی سراسر آرزوی خوب از خدا میخوام
#اینستاگرام_پستچی_را_فالو_کنید
🔹@Postchi1